تبلیغات
فروش الکترونیک - مطالب پوریا ذاکری
فروش الکترونیک
کسب و کار خود را به روز کنید
آقای بابک بختیاری متولد ۱۳۵۷ اهل تهران موسس و صاحب امتیاز فروشگاه های زنجیره ای آیس پک و مدیر عامل شرکت آیس پک ایرانیان که محصول آیس پک اختراع ایشان بوده و هیچگونه نمونه مشابهی در جهان نداشته است.
این مجموعه کمتر از دو سال توانسته ۱۳۰ فروشگاه در داخل و خارج از ایران (۱۱۸ شعبه در ایران و ۴ شعبه در امارات و ۸ شعبه در دیگر کشور ها که در ذیل آمده است)ایجاد نماید که در مقایسه با سیستم های بزرگ و معروف زنجیره ای دنیا نظیر مک دونالد، استار باکس، کینگ برگر و غیره قابل توجه و بلکه بسیار موفق تر عمل نموده است چرا که آن ها در دو سال اول شروع به کارشان ، تنها یک شعبه داشتند در حالیکه آیس پک توانسته هر ۶ روز یک شعبه در دو سال اول افتتاح نماید .


ادامه مطلب


نوع مطلب : خلاقیت، موفقیت، 
برچسب ها : آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی، موسس آیس پک، بختیاری،
لینک های مرتبط :

جمعه 10 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : پوریا ذاکری
ورود ماکت‌های حجمی به عرصه تبلیغات داخلی هیاهوی عجیبی را میان برندها و مخاطبان‌شان به‌پا کرد. این رسانه می‌تواند متفاوت‌تر از مابقی رسانه‌های تبلیغاتی، پیام تبلیغاتی را به مخاطبان برساند و برندها را به اهداف‌شان نزدیک‌تر کند. همین موضوع باعث شد که روزبه‌روز گرایش برندهای داخلی نسبت به ماکت‌های حجمی بیشتر شود. مخاطبان نیز معمولا عکس‌العمل‌های جالبی را در مواجهه با چنین ماکت‌هایی از خود نشان می‌دهند و در مقایسه با بیلبوردهای تبلیغاتی، توجه بیشتری به این رسانه‌های چشم‌نواز دارند. برای بررسی اینکه این رسانه چگونه پا به عرصه صنعت تبلیغات کشورمان گذاشته و برندها به چه صورت می‌توانند از آن در جهت اهداف فروش‌شان بهره‌برداری کنند گفت‌وگویی با مهدی امامی، مدیرعامل شرکت گرانیگاه تبلیغ رسانه مجری انحصاری اکران ماکت‌های بزرگ تبلیغاتی و علیرضا جعفری، مدیرفروش این شرکت داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.


ادامه مطلب


نوع مطلب : خلاقیت، 
برچسب ها : آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی، تبلیغات،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : پوریا ذاکری

یکی از لوازمی که در منزل مورد نیاز است آون توستر میباشد . فرق آن با دستگاه های دیگر در نوع سرویس دهی آن است .همانطور که از نامش پیداست هم توستر است برای تست کردن نان و هم فری است برای پخت کوتاه مدت مانند ذوب کردن پنیر روی  غذاها و موادی که نیاز به زمان پخت خیلی زیادی ندارد استفاده میشود .

از آنجایی که گنجایش محدودی دارد اندازه مواد مهم است مثلا یک مرغ درسته داخل آن جا نمی گیرد . حتی قطعات مرغ هم به زور داخل آن جا میشوند .

اگر نان مصرفی منزل را همیشه تست و یا گرم میکنید و اقلامی از موادغذایی خود را که داخل فریزر قرار میدهید بعدا با این وسیله گرم میکنید , این دستگاه کمک بزرگی در گرم و تست کردن آنها به شما خواهد کرد . البته مایکروفر اینکار را به روش دیگری انجام میدهد و تست کردن نان به خشکی توستر نیست . 

1toaster1

توستر های ساده فقط برای گرم کردن نان هستند ولی آون توستر ها کار دیگری هم مانند آنچه که در سطور بالا گفته شد انجام میدهند .اگر فکر میکنید فرگاز شما هم میتواند همان کار را انجام دهد و از کار آن راضی هستید و برایتان مهم نیست که نان و تکه غذاهای کوچک را در فر اجاق گاز که بزرگ است , گرم و تست کنید دیگر به خواندن مطالب بعدی نیازی ندارید .

اگر موادی که باید گرم و تست شوند کم هستند و میخواهید برای انجام اینکار یک  " آون توستر " بخرید , اول 5 سوال مهم و اساسی از خود بپرسید :

 1 - ابتدا از خود بپرسید که از آون توستر خود چه انتظاری دارید ؟ برای چه منظوری آنرا میخرید ؟

اگر فقط تست کردن نان باشد , توستر های ارزان و ساده شما را راضی میکنند  . اگر غیر از تست کردن و گرم کردن نان برای گرم کردن پیتزا و پیراشکی و تکه های کوچک غذا و همچنین برای ذوب کردن پنیر و تهیه نان سیر و ... بکار خواهید برد توستر ساده به درد شما نمیخورد باید آون توستر بخرید .

oventoaster1

آون توستر : هم یک فر کوچک و جمع و جور است و هم یک توستر .

1toaster2

2 - مقدار هزینه ای که برای خرید یک توستر آون کنار گذاشته اید چقدر است ؟

هرچقدر پول بدهید همانقدر آش خواهید خورد . دستگاه هایی که گرانتر هستند کارآیی بیشتری دارند . ولی باید مطمئن باشید که کارآیی های دیگر آنها مورد نیاز شما هست یا خیر ؟ مثلا یک آون توستری که چای ساز و نیمرو پز دارد میتواند مورد استفاده شما قرار گیرد یا خیر ؟ البته دستگاه های ساده تر قیمت کمتری دارند . به نظر ما این دستگاه ها به درد کدبانوی خانه نمیخورد و کمی دکوراتیو است و یا به درد منازل مجردی و نقلی میخورد که چند وسیله در یک وسیله ادغام میشود تا جای کمتری بگیرد . هرچه کارآیی آنها بیشتر باشد فضای دستگاه بین کارآیی های دیگر آن پخش میشود و کاربرد قوی را نخواهد داشت . پس اگر خانه دار هستید و دنبال اسباب بازی نیستید و منزل نقلی مجری هم ندارید به فکر این دستگاه های فانتزی نباشید .

3 - مصرف برق آن برای شما مهم است یا خیر ؟ در مدت روز یا هفته چندبار از آن استفاده خواهید کرد ؟ مصرف برق آن هزینه ای روی دوش شما خواهد گذاشت . پس آمادگی این قسمت را نیز باید داشته باشید . گاهی پس از محاسبه در میابید که هزینه گاز یک فرگاز بزرگ برای گرم کردن نان و تست کردن یک تکه نان بسیار کمتر از آون توستر است !

4 - در آشپزخانه خود جا و فضای کافی برای قرار دادن وسیله جدید وجود دارد یا خیر ؟ در آپارتمان های امروزی برای خرید هر وسیله جدید باید یکبار این سوال را از خود بپرسید.

5 - غیر از رنگ و مدل چه خصوصیات دیگری باید داشته باشد ؟ این سوال و پاسخ آن یکی از موارد اساسی در خرید لوازم برقی است . دستگاهی که خریداری میشود اگر بعنوان آون توستر است حتما باید وات بالاتری از دشتگاه های مشابه داشته باشد . یعنی یک دستگاه 60 وات بهیچوجه نباید خرید . به سراغ دستگاه هایی بروید که وات بالاتری داشته باشد مثلا برای یک آون توستر 1500 یا کمی کمتر و بیشتر کاملا ایده آل است .پس به دنبال برندهایی باشید که از نوع مرغوب و درجه یک هستند و بالاترین میزان وات Watt را عرضه میکنند .

 

به غیر از این 5 پاسخ اساسی چند مورد هست که باید دقت کنید : یکی از ویژگیهای پراهمیت درب شیشه ای نسوز و نشکن آن است . سینی متصل به درب که با باز کردن درب آن , سینی نیز کشویی به طرف شما بیرون کشیده شود . زیرا کشیدن سینی داغ به بیرون و جمع آوری غذای داغ یکی دیگر از معضلاتی این گونه دستگاه هاست که باید رفع شده باشد . دوم ؛ داشتن سینی زیرین که جمع آوری خرده نانهای ریخته شده زیر دستگاه را آسانتر میکند . سوم ؛ بلند بودن دستگاه از کف , زیرا وقتی دستگاه روی کابینت قرار میگیرد باید از سطح کابینت بالاتر باشد . زیرا مبادا نشت آب از روی کابینت باعث برق گرفتگی شود .

سراغ زیبایی صرف نروید و دستگاه هایی از برندهایی را بخرید که امتحان خود را پس داده باشند , اسم و رسم داشته باشند . ایرانی بودن و خارجی بودن اصلا ملاک مناسبی برای خرید نیست . چه بسا کیفیت برندهای خارجی ( چینی ) و درجه یک آنها از اجناس مرغوب وطنی بسیار نازل تر هستند . اسامی که شما در عمر خود یکبار هم نشنیده اید یا فرضا بارها و بارها از رسانه های شنیده باشید ولی از آزمون سربلند بیرون نیامده باشند ارزش خرید ندارند .

ضمنا بعنوان یک هم وطن برای حمایت از اجناس وطنی پیشنهاد میکنیم که پشتیبان اجناس تولیدی هموطنان مان باشید . وات دستگاه ها را که مقایسه کنید پاسخ خوب خود را خواهید گرفت . این مورد در تمامی دستگاه های برقی مانند اسیاب و ...و  اتو و سشوار و ... صدق میکند . وات دستگاه نشاندهنده عمر و کشش دستگاه شماست .





نوع مطلب : آموزش و اطلاعات، 
برچسب ها : آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی، ویژگی های اون توستر،
لینک های مرتبط :

سه شنبه 7 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : پوریا ذاکری
در این نوشتار به بازخوانی پرونده ترور 16 شخصیت مطرح جهان از دو سده گذشته تا به حال پرداخته ایم و در بخشهای آینده پرونده های دیگر افراد سرشناس را بررسی خواهیم کرد.

آبراهام لینكلن

147 سال پیش در شب 14 آوریل سال 1865 میلادی و درست پنج روز پس از پایان جنگ‌های انفصال آمریكا، آبراهام لینكلن رئیس جمهوری ایالات متحده در لژ تئاتر فورد در شهر واشنگتن هدف گلوله قرار گرفت و ساعاتی بعد جان سپرد.

قاتل وی، یك بازیگر 26 ساله تئاتر به نام جان ویلكس بوث از فاصله بسیار نزدیك و از پشت سر فقط یك گلوله به جمجمه لینكلن شلیك كرد؛ او پس از تیراندازی به سوی آبراهام لینكلن كه در كنار همسرش نشسته و نمایش را تماشا می كرد، فریاد زد: جنوب انتقامش را گرفت.

پس از كشته شدن آبراهام لینكلن كه دومین دوره ریاست جمهوری خود را آغاز كرده بود، معاون ریاست جمهوری آندرو جانسون جانشین او شد؛ به این ترتیب در شب 14 آوریل سال 1865 میلادی آبراهام لینكلن، شانزدهمین رئیس جمهور ایالات متحده در حالی كه همراه همسرش در لژ تئاتر فورد شهر واشنگتن یك نمایش را تماشا می‌كرد، هدف گلوله یكی از طرفداران كنفدراسیون جنوبقرار گرفت و ساعاتی بعد جان سپرد.

آبراهام لینكلن در دوره نخست ریاست جمهوری اش فرمان لغو بردگی كه در ایالت های جنوبی رایج بود را صادر كرد و این مساله موجب آغاز جنگ‌های 4 ساله انفصال آمریكا شد. این جنگ داخلی سرانجام با شكست و اضمحلال كنفدراسیون جنوب خاتمه یافت[1].


ویلیام مک‌کینلی

سال ۱۸۹۶، در کنوانسیون جمهوری‌خواهان و در دوران رکود بزرگ اقتصادی، مارکوس آلونزوهانا، یک بازرگان ثروتمند اهل کلیولند، با حمایت از دوستش ویلیام مک‌کینلی، کمک کرد تا او به عنوان نامزد جمهوری خواهان درانتخابات ریاست جمهوری شرکت کند. هانا، مک‌کینلی را به عنوان"عامل شکوفایی اقتصادی" معرفی کرد.

ویلیام مک کینلی در سن ۳۴ سالگی به کنگره راه یافت. شخصیت جذاب، خصوصیات بی نظیر، زیرکی وسرعت انتقال ویلیام سبب شد تا به سرعت پله‌های ترقی را طی کند. طی ۱۴ سال خدمت در کنگره، یکی از بزرگترین کارشناسان تعرفه گمرکی شد. قانونی که سال ۱۸۹۰ در این زمینه به اجرا درآمد به نام مک کینلی نامگذاری شد.

آنچه بیشتر در دولت مک‌کینلی مورد توجه بود مساله سیاست خارجی بود و نه مساله شکوفایی و رونق اقتصادی ؛در آن زمان کوبا مستعمره اسپانیا بود، بن‌بست میان نیروهای اسپانیایی و انقلابیون کوبا، سبب شد تا روزنامه‌های آمریکایی بشدت از اوضاع کوبا انتقاد کنند.

رییس جمهوری ناتوان از مهار کنگره و مردم آمریکا، سال ۱۸۹۸ طی پیامی اعلام بی طرفی کرد، اما در واکنش به این کار رییس جمهوری کنگره سه قطعنامه صادر کرد که معادل با اعلام جنگ برای آزادی و استقلال کوبا بود.

سال ۱۹۰۰ ویلیام مک‌کینلی برای دومین بار و به عنوان بیست‌ و پنجمین رئیس جمهور آمریكا انتخاب شد، اما دور دوم ریاست جمهوری مک‌کینلی در سپتامبر سال ۱۹۰۱ با قتل وی به پایان رسید؛ ویلیام مک کینلی در صف ورود به نمایشگاه پان آمریکن درشهر بوفالو در ایالت نیویورک ایستاده بود، که یك فرد دو بار به او شلیک کرد. مک کینلی ۸ روز بعد درگذشت.[2]


فرانتس فردیناند

در ۲۸ ژوئن ۱۹۱۴ حول و حوش ساعت ۱۱ صبح فردیناند و همسرش در سارایوو به دست گاوریلو پرینسیپ از اعضای گروه "دست سیاه" به قتل رسیدند. این واقعه که به واقعه ترور سارایوو مشهور است از جرقه‌های آغاز جنگ جهانی اول بود و از همین رو از مهم‌ترین واقعه‌های تاریخ جهان است.

فرانتس فردیناند کارل لودویگ ژوزف آرشیدوک اتریش و دارای لقب استه در ۱۸ دسامبر ۱۸۶۳ به دنیا آمد و از مقام‌های سلطنتی اتریش بود و از ۱۸۹۶ تا روز مرگش وارث تاج و تخت پادشاهی اتریش-مجارستان بود.

فرانتس فردیناند در بسیاری از امور سیاسی اتریش- مجارستان دخالت می‌کرد؛ ناسیونالیست‌های مجارستان مخالف طرفداری او از حق رای عمومی بودند زیرا نفوذ مجارها در امپراتوری مجارستان را زیر سوال می‌برد. بعضی از غیرکاتولیک‌ها و ضدروحانیون با او بر سر همکاری‌اش با انجمن مدارس کاتولیک و پذیرفتن قیمومیت آن در ۲۲ آوریل ۱۹۰۰ نیز مخالف بودند.


بعضی می‌گویند که سفر او به سارایوو که از امنیت کافی برخوردار نبود توسط بعضی هسته‌ها در حکومت اتریش-مجارستان صورت گرفت تا در معرض خطر ترور قرار گیرد و از شر او خلاص شوند[3].

لئون تروتسکی


انقلابی بلشویک و متفکر مارکسیست اهل روسیه بود. لئون داویدوویچ تروتسکی در سال ۱۸۷۹ در روستایی در اکراین متولد شد. در ۱۷ سالگی با نوشته‌های سازمان‌های مخفی و با مارکسیسم آشنا شد.

در ۱۹۲۲ استالین که تا آن زمان کمتر شناخته شده بود دبیرکل حزب کمونیست می‌شود. و این زمانی است که لنین هرچه بیشتر خطر بروکراتیزه شدن دولت شوروی را احساس می‌کند؛ او در ۱۹۲۲ در کنگره حزب می‌گوید: زمانی که به ماشین بوروکراتیک می‌نگریم باید از خود بپرسیم که چه کسی حکومت می‌کند و چه کسی حکومت می‌شود؟ من بشدت شک دارم که این کمونیست‌ها هستند که حکومت می‌کنند.

در همین سال لنین بیمار می‌شود و از گود خارج می‌شود. تروتسکی در ابتدا بارها ضرورت بازگشت دموکراسی در حزب را هشدار می‌دهد که نتیجه‌ای جز خشم استالین و همدستانش ندارد؛ عده‌ای که نماینده منافع قشر جدید سوسیال بوروکرات‌ها هستند.

لنین در ۱۹۲۴ از دنیا می‌رود و در وصیت نامه خود از اعضای دیگر رهبری حزب می‌خواهد که استالین را از مقام دبیرکلی حزب خلع کند؛ تروتسکی تلاش می‌كند تا مبارزه لنین را ادامه دهد اما این در زمانی است که توده‌ها در انفعال و خستگیِ بعد از انقلاب بسر می‌برند. در نتیجه بروکرات‌های حکومتی او را از نظر سیاسی محاصره می‌کنند و در ۱۹۲۵ او را به مقام کمیسر ناوگان دریایی تنزل می‌دهند. تروتسکی در ۱۹۲۶ و ۱۹۲۷ گروهی متشکل از ۸۰۰۰ عضو حزب کمونیست را گرد می‌آورد؛ اپوزیسیون ِ چپی که در محلات شهرهای بزرگ بصورت مخفی گرد هم می‌آیند.

تمامی اعضای شناخته شده اپوزیسیون در سال ۱۹۲۷ از حزب اخراج و تبعید یا زندانی بودند. تروتسکی و ناتالیا تبعید می‌شوند؛ در سفری دریایی و طولانی آنها را از ترکیه به فرانسه و نروژ و از آنجا به مکزیک می‌برند.

در مقابل تروتسکی دست از فعالیت سیاسی اش بر‌نمی‌دارد. در همین حال در بسیاری از احزاب کمونیست دنیا جریان‌های اپوزیسیون سربرمی‌آورند. اما مسکو اطاعت می‌خواهد و در هرکجا تروتسکیستی پیدا کند از حزب کمونیست اخراج می‌کند.

در ۲۰ اوت ۱۹۴۰ مردی جوان به نام مستعار آقای جکسون در مکزیک به دیدار لئون تروتسکی می‌آید که آخرین مهمان او نیز بوده است. او باتروتسکی مشغول گپ زدن بود که ناگهان صدای فریاد تروتسکی بلند شد. وقتی محافظان به اتاق رفتند دیدند یخ‌شکنی یا به روایتی تبر در گردن تروتسکی بود و در دست جکسون چاقویی دیده می‌شد. تروتسکی پیش از مرگ می‌گوید: «او را نکشید، باید همه چیز را اعتراف کند.» او یک تبعه اسپانیا به نام اصلی رامون مرکادر بود که به ۲۰ سال حبس محکوم شد؛ ژوزف استالین گفته بود: "من در ترور تروتسکی هیچ نقشی ندارم" اما بعد از ۲۰ سال مرکادر به شوروی رفت و نشان لنین که بالاترین نشان شوروی بود را از دست استالین دریافت کرد.[4]



ماهاتما گاندی

رهبر سیاسی و معنوی هندی‌ها بود که ملت هند را در راه آزادی از استعمار امپراتوری بریتانیا رهبری کرد. او در طول زندگیش استفاده از هر نوع ترور و خشونت برای رسیدن به مقاصد را رد می‌کرد. فلسفه بی‌خشونتی گاندی که خود نام "ساتیاگراها" (در سانسکریت به معنای تلاش و کوشش برای رسیدن به حقیقت؛ تحت‌اللفظی: محکم گرفتن حقیقت) روی بسیاری از جنبش‌های مقاومت بدون خشونت در سراسر جهان و تا امروز تأثیر گذارده است.

گاندی مجدانه براین باور پافشاری می‌کرد که فردی که به جامعه خدمت می‌کند باید زندگی ساده‌ای داشته باشد؛ او با رد زندگی به شیوه غربی، روند ساده زیستی را در پیش گرفت و از آن بعنوان تلاش برای رسیدن به نقطه صفر یاد می‌کرد و بدین ترتیب هم درهزینه‌های غیر ضروری صرفه جویی می‌نمود و هم ساده زیستی را دنبال می‌نمود.

گاندی برای وحدت میان مسلمانان و هندوهای کشورش یک ماه روزه گرفت و در راه پیمایی نمک از 12 مارس تا 6 آوریل 1930 به همراه چند صد هزار نفر هندی 400 کیلومتر از احمد آباد تا ساحل داندی راه پیمود تا از آب دریا نمک بگیرد و با این عمل قانون مالیات نمک را بی‌اعتبار کرد. این مبارزه با دعوت هندی‌ها برای تحریم کالاهای انگلیسی بود و با بازتاب جهانی روبرو شد و نهایتا" انگلیسی‌ها مجبور به مذاکره شدند.

گاندی چندین بار هدف سو قصد قرار گرفت که آخرین مورد آن موفق بود. در ۹ بهمن ۱۳۲۶ ناتورام قادسی وی را، که در سن 79 سالگی و میان جمعیت عازم محل عبادت بود، هدف گلوله قرار داد و از پای درآورد. قاتل از ناسیونالیست‌های افراطی هندو بود که معتقد بود روابط گسترده با پاکستان به اقتدار هندوستان لطمه زده است.[5]



پاتریس لومومبا

وی رهبر استقلال کنگو از استعمار بلژیک است. لومومبا با مبارزاتی که از جوانی آغاز کرد، راه را برای استقلال کنگو از بلژیک فراهم کرد و دست بلژیک‌ها را از منابع و بانک‌های کنگو کوتاه نمود ولی پس از مدتی(ده هفته حکومت به عنوان نخست وزیر) در اثر توطئه سازمان اطلاعاتی


آمریکا سیا و استعمارگر سابق کنگو، بلژیک، در طی توطئه‌ای توسط رئیس جمهور وقت کنگو عزل شده و پس از آن متواری گشت، اما سرانجام به دست سرهنگ موبوتو سه‌سه‌سه‌کو به قتل رسید و جسدش در اسید سوزانده شد.[6]



جان اف کندی

او از ۱۹۶۱ تا زمان به قتل رسیدنش در ۱۹۶۳ ریاست جمهوری را به عهده داشت. او که عضوی از خانواده سیاسی و مشهور کندی بود به عنوان نمادی از لیبرالیسم آمریکایی مشهور است. در طول جنگ جهانی دوم در اقیانوس آرام ناوبان بود و به خاطر شجاعت در نجات جان سربازانش مدال گرفت. کندی هنگام آغاز ریاست جمهوری ۴۳ سال داشت و از این رو جوان‌ترین رئیس جمهور تاریخ آمریکاست.

کندی در ۲۰ ژانویه ۱۹۶۱، به عنوان سی و پنجمین رئیس جمهور آمریکا سوگند یاد کرد. او در سخنرانی افتتاحیه معروفش از آمریکایی‌ها خواست که شهروندانی فعال باشد. او گفت: "نپرسید کشورتان چه می‌تواند برای شما بکند، بلکه بپرسید شما چه می‌توانید برای کشورتان بکنید" او همچنین از ملل دنیا خواست که به هم بپیوندند تا با دشمنان مشترک انسان: استبداد، فقر، بیماری و خود جنگ بجنگند.

از اتفاقات مهمی که در دوران ریاست جمهوری او افتاد می‌توان به تهاجم ناموفق به خلیج خوک‌ها، بحران موشکی کوبا، ساخته شدن دیوار برلین، آغاز مسابقه فضایی، اولین اتفاقات جنگ ویتنام و جنبش حقوق مدنی آمریکا اشاره کرد.

کندی در ۲۲ نوامبر ۱۹۶۳ در سن ۴۶ سالگی به قتل رسید. این جوان‌ترین سن مرگ برای یک رئیس جمهور آمریکاست. قتل وی یکی از اتفاقات مهم تاریخ آمریکا است، زیرا این قتل باعث مطرح شدن و به نوعی محبوبیت بیشتر او در آمریکا شد و باعث شد او الهام بخش نسل‌های متعددی باشد.



ترور وی تا امروز نیز از زوایای پنهانی برخوردار است و بر اساس بعضی نقل‌ها، موساد در ترور وی نقش داشته است[7].


مالکوم ایکس

مالکوم ایکس، مبارز سیاهپوستی بود که سال ۱۹۲۵ در شهر اوهاما در ایالت نبراسکای آمریکا به دنیا آمد. او هفتمین فرزند خانواده بود. پدرش کشیش مذهبی و از جمله افرادی بود که برای حقوق مدنی سیاهپوستان فعالیت می کرد.

مالکوم چهار سال بیشتر نداشت که با چشمان خود دید فرقه‌ای از سفیدپوستان آمریکا خانه او را آتش زدند. به شش سالگی که رسید، پدری در خانه ندید. دو سال از ربوده شدن کشیش لیتل، پدرش می‌گذشت که یک روز جسد مثله شده او را کنار ریل راه آهن پیدا کردند. مادر مالکوم در بیمارستان روانی بستری شد.

مالکوم در کتاب خاطراتش درباره وضعیت زندگی خود بعد از مرگ پدرش، می نویسد: "کانون خانوادگی ما از هم گسست. یک قاضی سفیدپوست وکیل خانوادگی ما شد و بردگی در لباس محبت را به یکایک ما آموخت. هر یک از خواهران و برادرانم تحت سرپرستی خانواده ای قرار گرفتند و ما کاملاً از هم جدا شدیم."

وی در سال ۱۹۵۲ رهبر جامعه مسلمان آمریکا شد.او در سال ۱۹۶۴ بخاطر تنش با رئیس سازمان مسلمانان آمریکایی از این سازمان اخراج شد. پس از ترک جامعه اسلام به حج و کشورهای خاورمیانه و آفریقایی سفر کرد؛ مالکوم همچنین پس از بازگشت از حج، نام حاج ملک شبّاز را برای خود برگزید.

مالکوم در آستانه راه بود که خانه‌اش را به آتش کشیدند و از این واقعه جان سالم به در برد، یک هفته بعد در ۳۹ سالگی هنگام سخنرانی در سالن بالروم مانهاتان، با شلیک چند گلوله کشته شد[8].



مارتین‌لوتر کینگ جونیور

لوتر کینگ در ۱۵ ژانویه ۱۹۲۹ در یك خانواده متوسط در آتلانتا جورجیا به دنیا آمد. پدر و پدربزرگ وی از رهبران فرقه باپتیست (تعمیدگرا) بودند و همین تمایلات مذهبی موجب ادامه تحصیل وی در رشته علوم دینی شد.
درپی بازداشت "رزا پارکس"، زن سیاهپوستی که با بلند نشدن از روی صندلی یک اتوبوس عمومی برای یک سفیدپوست زندانی شد، کینگ جوان رهبری جنبش تحریم سیاهپوستان را برعهده گرفت و به‏‏ عنوان یک فعال مبارزه با تبعیض نژادی در سرتاسر ایالات متحده آمریکا شهرت یافت. در سال ۱۹۵۷ به‌همراه ۶۰ رهبر سیاهپوست دیگر سازمانی را بنیان گذاشت که بعدها به کنفرانس رهبران مسیحی جنوب شناخته شد. وی در مبارزه علیه نژادپرستی از تعالیم مسیح و مهاتما گاندی پیروی می‌کرد و بألاخره در ۴ آوریل ۱۹۶۸ در شهر ممفیس ایالت تنسی ترور شد.[9]



رابرت اف كندی

رابرت كندی داستان پیشین آمریكا ، سناتور و نامزد انتخابات مقدماتی حزب دمكرات برای ریاست جمهوری كه پنجم ژوئن 1968 در راهرو هتل امباسادور شهر لس آنجلس هدف دو گلوله قرار گرفته بود 25 ساعت بعد در ششم ژوئن درگذشت و باعث گسترش شایعاتی شد كه هنوز پس از گذشت چند دهه به قوت خود باقی هستند.

ترور رابرت كندی دو ماه پس ار قتل دكتر مارتین لوتر كینگ رهبر جنبش حقوق مدنی سیاهپوستان صورت گرفته بود. پس از جان اف كندی، سناتور رابرت دومین عضو خانواده لیبرال كندی بود كه كشته می شد؛ در پی انصراف لیندن جانسون كه به سبب ادامه جنگ ویتنام زیر انتقاد شدید قرار داشت از شركت در انتخابات، رابرت كندی خود را نامزد حزب حاكم دمكرات كرده بود و برای ایراد نطق انتخاباتی به لس‌آنجلس رفته بود.

بنابر اخبار منتشر شده از سوی رسانه‌های دولتی آمریكا و ادعاهای موجود، "سرهان بشاره سرهان" قاتل سناتور رابرت كه هنوز در زندان بسر می برد توسط حاضران در هتل دستگیر شده بود؛ مدتی بعد از دستگیری این جوان 24 ساله، رسانه‌ها ادعا كردند كه وی مسئولیت قتل را برعهده گرفته و اعلام كرده است به دلیل حمایت كندی از رژیم صهیونیستی او را كشته است، در حالی كه مدتی پیش سرهان می‌گوید به یاد ندارد که در سال ۱۹۶۸ کندی را در روزی که برنده انتخابات درون حزبی دمکرات‌ها در ایالت کالیفرنیا شد، در هتلی در لس آنجلس به قتل رسانده است[10] !!!

با قتل رابرت كندی، زمینه پیروزی ریچارد نیكسون نامزد حزب جمهوریخواه هموار شد.



انور سادات

وی سومین رئیس جمهور مصر بود و این سمت را از تاریخ ۱۵ اکتبر ۱۹۷۰ تا روز ترورش توسط جهاد اسلامی مصر در تاریخ ۶ اکتبر ۱۹۸۱ به عهده داشت؛ در سالگرد جنگ رمضان 1973، سادات در جایگاه ویژه خود و میان دولتمردان مصری نشسته و به نمایش قدرت ارتش مصر می‌نگریست و تسلیحات روسی، توپ های 130 میلیمتری، هواپیماهای میراژ، بالگردهای شنوک و ... از مقابلش می‌گذشتند كه در ساعت 12:40 شهید خالد اسلامبولی و یارانش اقدام به ترور وی كردند.

وی اولین حاکم یک کشور عرب بود که پیمان سازش را با رژیم صهیونیستی امضاء نمود و آن را بی چون و چرا به رسمیت شناخت. هرچند این پیمان در افکار عمومی غرب و رژیم صهیونیستی یک موفقیت جدی محسوب می‌شد و انورسادات نیز بعنوان فردی صلح طلب معرفی شد لكن افکار عمومی مسلمانان جهان با اعطای لقب "فرعون مصر" از وی ابراز انزجار می‌کردند.

شهید خالد اسلامبولی یكی از افرادی بود كه در ترور فرعون مصر شركت داشت و بعد از اصابت گلوله به سادات موفق به قرار گرفتن مقابل جایگاه ویژه شد و با فریاد «مرگ بر فرعون» اقدام به بستن رگبار به سوی جسد انور سادات نمود.[11]



جان لنون

جان وینستون لنون متولد 9 اکتبر خواننده، ترانه‌سرا، موسیقیدان، آهنگساز، شاعر و از معروف‌ترین، شناخته‌ترین و برجسته‌ترین چهره‌های دنیای موسیقی راک، است؛ او به‌عنوان یکی از اعضای موسس گروه بیتلز و یكی از افراد در افزایش بافت تاریخی موسیقی عامه‌پسند، در سراسر جهان شناخته شد؛ آلبوم "جان لنون پلاستیک باند" یكی از معروف‌ترین اثرهای وی به شمار می‌رود كه سبب انتقادات و تحسین‌های فراونی شده است.

در روز هشتم دسامبر سال ۱۹۸۰، وی در حالیکه همراه با همسرش یوکو اونو به آپارتمان خود در ساختمان داکوتا در شهر نیویورک باز می‌گشت به دست یکی از طرفداران سابقش به نام مارک دیوید چَپمَن به ضرب چهار گلوله کشته شد. چپمن پس از دستگیری گفته بود برای این‌که مشهور شود، تصمیم به قتل جان لنون گرفت[12].



اولاف پالمه

اولاف پالمه " Olof Palme" رهبر حزب سوسیال دموكرات و نخست وزیر پیشین سوئد ساعت ۲۳ و ۲۰ دقیقه روز ۲۸ فوریه سال ۱۹۸۶ زمانی كه به همراه همسر خود و بدون هر گونه محافظ از سینمایی در مركز استكهلم خارج می‌شد، مورد اصابت گلوله فرد یا افراد ناشناسی قرار گرفت و در سن ۵۹ سالگی به قتل رسید.

بسیاری از سوئدی‌ها همچنان پس از گذشت 26 سال معتقدند كه پالمه توسط خارجی‌ها و با انگیزه‌ای غیرسوئدی به قتل رسیده است. یكی از نظرسنجی‌ها در این مورد نشان می‌دهد كه حدود ۸۶ درصد از مردم این كشور ضمن آن كه معتقدند نخست وزیر پیشین كشورشان به دلایل بین المللی به قتل رسیده، فكر می‌كنند كه عوامل این جنایت هرگز به دام نخواهند افتاد؛ بر اساس شواهد به نظر می‌رسد نیروهای پ.پ.ك متعلق به كردهای جدایی طلب تركیه و همچنین رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی در ترور وی نقش داشته‌اند[13].



احمدشاه مسعود

شهید احمدشاه مسعود ملقب به شیر دره پنجشیر، شهریور ۱۳۳۲ در پنجشیر به دنیا آمد. وی یكی از فرماندهان و مجاهدین افغانستان بود که سال‌ها با ارتش شوروی سابق که افغانستان را اشغال کرده بود جنگید و پس از آن هم در درگیری‌های داخلی افغانستان نقش عمده‌ای داشت.

وی روز ۱۸ شهریورماه ۱۳۸۰ برابر نهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ میلادی، بر اثر انفجار انتحاری دو تروریست مظنون به ارتباط با شبکه القاعده که خود را خبرنگار معرفی کرده بودند، در خواجه بهاءالدین ولایت تخار افغانستان کشته شد؛ زمان ترور احمدشاه مسعود، که فقط ۲ روز پیش از حملات انتحاری ۱۱ سپتامبر به نیویورک بود، سوالاتی را در مورد ارتباط این ترور با حوادث نیویورک و متعاقب آن حمله به افغانستان برانگیخت. ابتدا این ترور به گروه طالبان نسبت داده شد اما طالبان هیچگاه مسئولیت آنرا نپذیرفت.

این موضوع باعث شد گمانه‌زنی‌هایی در مورد دست داشتن سازمان سیا در ترور احمدشاه مسعود در آستانه حملات ۱۱ سپتامبر و طرح‌های آمریکا برای اشغال افغانستان مطرح شود؛ از طرفی رابطه احمدشاه مسعود پیش از مرگش با مقامات آمریکایی به تیرگی گرویده بود؛ در آخرین ملاقات بین شهید احمدشاه مسعود و رابین رافائل، معاونت امور خاورمیانه در وزارت خارجه آمریکا در سال 1998، رافائل به مسعود پیشنهاد کرده بود که اسلحه را زمین گذارده، تسلیم نیروهای طالبان شود که در آن سال‌ها بیش از ۹۰ درصد خاک افغانستان را در کنترل خود داشتند.

شهید احمدشاه مسعود با سرسنگینی برای رافائل روشن کرده بود که نه تنها تسلیم طالبان نخواهد شد، بلکه از دولت‌های خارجی دستور نخواهد گرفت و اجازه احداث پایگاه نظامی در افغانستان را به هیچ نیروی خارجی نخواهد داد[14].



پیم فورتاین

پیم فورتاین سیاست‌مدار و جامعه شناس هلندی بود که در سال ۲۰۰۲ ترور شد؛ وی در همان سال حزب خود را پایه گذاری کرده بود و خود را آماده انتخابات پارلمانی می‌کرد.

وی طرفدار جامعه همجنس‌گراها و مخالف تندروی مسلمانان در هلند بوده است، بعد از مرگ فروتاین، بر اساس گزارش سرویس اطلاعاتی، فروتاین خود همجنس‌گرا بوده و حتی بر خلاف قوانین هلند با یك جوان 16 ساله ارتباط داشته است.[15]



بی‌نظیر بوتو

بی‌نظیر بوتو متولد ۲۱ ژوئن ۱۹۵۳- بانوی سیاست‌مدار پاکستانی بود؛ وی طی دو دوره از سال‌های ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۰ و ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۶ نخست وزیر پاکستان از حزب مردم بود؛ وی اولین زن مسلمان در تاریخ جهان اسلام بود که به مقام نخست‌وزیری در یک کشور اسلامی رسید. وی در طول دوران فعالیت سیاسی خود بارها به اتهام فساد مالی مواجه شده بود و به همین دلیل از مقام نخست‌وزیری برکنار شد.

او را نیز همچون پدرش ذوالفقار علی‌بوتو دارای گرایش‌های سوسیالیستی و پوپولیستی می‌دانند؛ بی‌نظیر بوتو و شوهرش بارها توسط دادگاه‌ها و دولت‌های پاکستان و کشورهای مختلف به فساد مالی متهم، و با حکم دادگستری پاکستان به زندان محکوم شدند. اثبات این اتهامات باعث شد که بی‌نظیر بوتو در سال ۱۹۹۶ از مقام خود برکنار شود. آصف‌علی زرداری همسر بوتو، پیش‌تر مقام وزارت سرمایه‌گذاری پاکستان را عهده‌دار بوده است.

سرانجام پس از چندین رشته ترور ناموفق، بی‌نظیر بوتو در تاریخ ۲۷ دسامبر ۲۰۰۷ میلادی در یک حمله تروریستی-انتحاری در شهر راولپندی در استان پنجاب به قتل رسید. پرویز مشرف نخست وزیر وقت پاکستان این ترور را به گروه‌های تروریستی نسبت داد، در این اقدام تروریستی بی نظیر بوتو از ناحیه سر گردن و سینه هدف شلیک گلوله قرار گرفت و نهایتا دقایقی پس از ساعت شش به وقت محلی در بیمارستان جان سپرد.



تیرانداز سپس در اقدامی انتحاری با انفجار بمبی خود را کشت. در اثر این انفجار بمب ۱۵ نفر کشته و تعدادی زخمی شدند. این ترور باعث ایجاد شورش‌های فراوانی در سرتاسر پاکستان شد. در پی مرگ وی ۳ روز عزای عمومی در پاکستان اعلام شد




نوع مطلب : آموزش و اطلاعات، 
برچسب ها : آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی، ترور، ترور 16 شخصیت مطرح جهان،
لینک های مرتبط :

شنبه 4 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : پوریا ذاکری

نام «آنتونی رابینز» برای بسیاری از ما، نامی آشناست. این شخص در ایالات متحده، کانادا و بسیاری از کشورهای اروپایی دارای شهرت فراوان است. او که تا چند سال پیش، در گمنامی و فقر می زیست، توانست در مدت کوتاهی خود را به ثروت، موفقیت و شهرت کم نظیری برساند و منشأ خدمات فرهنگی، آموزشی و درمانی ارزنده ای گردد: انجام فعالیت های روان درمانی سریع و مؤثر، رفع انواع مشکلات فکری و روانی مانند ترس های واهی و بی مورد، ارائه ی سخنرانی های مفید و مؤثر در شهرهای گوناگون، اجرای برنامه های تلویزیونی، تشکیل اردوهای تابستانی آموزنده برای دانش آموزان مدارس، تشکیل سمینارهای مرتب و پرطرفدار به منظور تقویت روحیه و ایجاد انگیزه ی تلاش و کوشش های مثبت و سازنده در افراد و بسیاری از فعالیت های خیرخواهانه و مردمی دیگر.



ادامه مطلب


نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها : آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی، موفقیت، آنتونی رابینز،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 2 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : پوریا ذاکری
” بازاریابی به اندازه ای مهم است که به واحد بازاریابی سپرده شود. ” _دیوید پاکارد, از موسسان شرکت اچ پی

اگر از 20 رهبر کسب و کار بپرسید بازاریابی را تعریف کنند , احتمالا 20 جواب مختلف خواهید شنید. چرا بازاریابی دارای یک تعریف و درک ثابتی نیست؟ احتمالا برای این است که اغلب بازاریابان درک درستی از آن ندارند. آنها حرفه شان را در یک چهارچوب کاری مشخص سپری میکنند بدون آنکه به تصویری بزرگتر فکر کنند.

با اینکه بازاریابی نقش محوری در کسب و کار دارد اما توجه بسیار سطحی به آن میشود.
به عقیده پدر علم مدیریت پیتر دراکر ” چون هدف کسب و کار ایجاد مشتری است, بنگاه های تجاری فقط دو وظیفه اصلی دارند : بازاریابی و نوآوری. بازاریابی نقشِ کاملا مشخص و منحصر به فردی دارد در کسب و کار. ”



ادامه مطلب


نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها : آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی، 7حقیقت بازاریابی،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : پوریا ذاکری
در یک زمانی اعتماد به نفس من شکوفا شد و به این نتیجه رسیدم که هیچ کاری برایم غیرممکن نیست. در هجده سالگی با دیپلم آموزگار شدم و الان هم در حدود سی و چهار پنج سال است که بازنشسته هستم.
شاهرخ ظهیری
بگذارید گفت‌وگویمان را با یک نکته جالب در مورد شما آغاز کنم. شما در دانشگاه درس «قضا» خواندید اما در مورد «غذا» کار کردید. البته این دو فقط در تلفظ شبیه به هم هستند و بین آنها فاصله زیاد است.
(خنده)... بله. از آن «قضا» به این «غذا» رسیدیم.

قرار بود قضاوت کنید اما...


ادامه مطلب


نوع مطلب : آموزش و اطلاعات، 
برچسب ها : آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی، شاهرخ ظهیری، سس مهرام،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 29 فروردین 1395 :: نویسنده : پوریا ذاکری
 
میخواهم برایتان از چند اصل مدیریتی صحبت کنم. چرا که یک مدیریت موفق حتی در زندگی شخصی باعث خوشبختی و موفقیت می‌‌شود. روی صحبتم بیشتر با کسانی است که از راه مستقیم و درست متوجه بعضی چیزها نمی‌‌شوند و حال یا عمدا یا سهوا به دقت در جهت عکس این اصول حرکت می‌‌کنند. امیدوارم این بار هم حداقل پس از خواندن این مقاله مانند همیشه عمل کرده و اوضاع خود را کمی بهبود ببخشید، شاید در اینجا اصل هماهنگی ایجاب می‌‌کند که با شما مثل خودتان صحبت کنم و برای گروه دوم که شاید شما خود از آن دسته باشید به یک گفتار کوتاه اشاره می‌‌کنم: از لقمان پرسیدند: ادب از که آموختی، گفت: از بی‌‌ادبان. حال تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ...


ادامه مطلب


نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها : آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی، مدیریت زندگی شخصی،
لینک های مرتبط :

شنبه 28 فروردین 1395 :: نویسنده : پوریا ذاکری

سال 2011، زمانی که استیو جابز به علت بیماری اش از مدیرعاملی اپل کناره گرفت و تیم کوک جای وی را پر کرد، کمتر کسی باور داشت که اپل بتواند دوباره در اوج قرار گرفته و با فاصله بسیار، نه تنها ارزشمندترین برند حوزه تکنولوژی، بلکه ارزشمندترین برند دنیا باشد.

هوشمندی کوک در اتصال و تامین زنجیره ها و جهانی کردن برند اپل سبب شد که این شرکت امسال ارزشمندترین شرکت دنیا باشد.

نسبت به سال گذشته، جایگاه شرکت ها تغییراتی جدی داشته. برخی از آن ها از لیست ده شرکت برتر خارج شده اند و برخی هم جایگاه خود را مستحکم تر از سال پیش نموده اند. نکته جالبی که در این لیست می توانید مشاهده کنید، تغییر ساختار مدیریتی است. دیدگاه مدیران جدید گاه مخرب و گاه موثر بوده.

در ادامه با دیجیاتو همراه باشید تا مروری بر برندهای معتبر دنیای امروز داشته باشیم.




ادامه مطلب


نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها : آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی، 24برند ارزشمند دنیا،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 26 فروردین 1395 :: نویسنده : پوریا ذاکری
هنری فورد، این صنعتگر مشهور آمریكایی بیش از هر فرد دیگری برای ارائه روش‌های تولید انبوه صنعت نوین نقش داشته‌ است. با به كارگیری چنین روش‌هایی استاندارد زندگی را ابتدا در میان مردم كشور خود و درنهایت در تمام كشورهای جهان به طور وسیع افزایش داد.
فورد كه در «دیربورن» میشیگان متولد شده بود هیچ‌گاه به دبیرستان نرفت. او پس از خاتمه تحصیلات دبستانی به عنوان شاگرد ماشین كار در دیترویت به كار پرداخت.


ادامه مطلب


نوع مطلب : خلاقیت، موفقیت، 
برچسب ها : مهارت در کسب و کار اینترنتی، آموزش کسب و کار الکترونیک، زندگی نامه هنری فورد،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 25 فروردین 1395 :: نویسنده : پوریا ذاکری
«آبراهام لینکلن» در 12 فوریه 1809 (همزمان با چارلز داروین) در خانواده ای فقیر و در کلبه ای چوبی در مزرعه «سینکینگ اسپرینگ» به دنیا آمد. پدرش «توماس لینکلن» و مادرش «ننسی هانکز» نام داشت و هر دو بی سواد بودند. آبراهام یک خواهر بزرگتر به نام سارا لینکلن داشت که در سال 1805 به دنیا آمد. برادر کوچک وی، توماس در اوان کودکی جان سپرد.


ادامه مطلب


نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها : آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی، آبراهام لینکلن،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 22 فروردین 1395 :: نویسنده : پوریا ذاکری
برنامه ریزی برای یک شغل مطمئن یک اقدام هوشمندانه است که نیازمند درک درستی از فرصت های شغلی آینده خواهد بود، اگر از شغل فعلی خود راضی نیستید و یا به دنبال یک شغل ایده آل میگردید بهتر است مقداری به آینده نیز توجه کنید:

به گزارش آکاایران: طبق گزارش مجمع جهانی اقتصاد تا سال ۲۰۲۰ نزدیک به ۵ میلیون فرصت شغلی به واسطه ی حضور ربات ها حذف خواهند شد. کارمندی در ادارات دولتی یا نیروهای عملیاتی که پیش از این به عنوان موقعیت های مناسب کار به جوانان پیشنهاد می شدند نیز از موج عظیم تغییرات بی نصیب نخواهند ماند. در نتیجه خیل زیادی از موقعیت های کاری توسط ماشین ها اشغال و ماهیت فرصت های کاری برای انسان ها عوض خواهند شد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : آموزش و اطلاعات، 
برچسب ها : آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی، تغییرات مشاغل، سال 2025،
لینک های مرتبط :

شنبه 21 فروردین 1395 :: نویسنده : پوریا ذاکری
ایده‌ای که قصد دارد فکر انسان را توسط رایانه به دستورهای دیجیتال تبدیل کند. با فکر خود دنیا را کنترل کنید.
آریئل گارتِن مبتکر سربند میوز


آریئل نوجوان دوازده ساله‌ای بیش نبود که نزد پدرش در یک بنگاه معاملات مسکن کار می‌کرد. وظیفه آریئل در آن بنگاه چندان پیچیده نبود، اما کاری که انجام می‌داد گاهی برایش طاقت‌فرسا بود. او موظف بود خانه‌هایی را که مشتری‌ها پسند می‌کردند به آنها نشان دهد و تمام جزئیات و امکانات خانه را برایشان شرح دهد. این کار اوایل برایش جالب بود، اما رفته رفته سر زدن به خانه‌های تکراری و بازگویی توضیحاتی تکراری‌تر آزارش می‌داد تا حدی که گاهی آرزو می‌کرد ای کاش می‌شد بدون این که دهانش را باز کند خود مشتری‌ها تمام حرف‌های لازم را متوجه شوند و او ساکت می‌ماند. دیدن یکی دو فیلم علمی ـ تخیلی که نیروهای شرور می‌توانستند افکار و صحبت‌های آدم خوب‌های قصه را بخوانند، باعث شد آرزوی آریئل، تجسمی تصویری به خود بگیرد و باعث شود وی شش سال آینده عمرش را صرف تحقق بخشیدن به آرزویش کند.


ادامه مطلب


نوع مطلب : خلاقیت، موفقیت، 
برچسب ها : ایده موفق، آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی، سربند میوز،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 18 فروردین 1395 :: نویسنده : پوریا ذاکری
«اشخاص موفق از عمل باز نمی‌ایستند. اشتباه می‌کنند، اما دست نمی‌کشند.» این جمله معروف و تاثیرگذار موسس مجموعه هتل‌های زنجیره‌ای هیلتون است. هتل‌های هیلتون در ۱۹۱۹ با تاسیس هتل موبلی در سیسكوی تگزاس توسط کنراد هیلتون پایه‌گذاری شد که پیشتاز هتل‌های زنجیره‌ای در دنیا به شمار می‌آید. بزرگترین هتلدار دنیا، در روز کریسمس سال 1887 در نیومکزیکو متولد شد. هیلتون هفت خواهر و برادر داشت و پدرش در سن آنتونیو تاجری سرشناس و مالک یک فروشگاه بزرگ بود. کنراد به عنوان پسر ارشد خانواده ضمن کمک به پدر مهارت‌های اولیه کارآفرینی را آموخت و بزرگترین درس زندگی؛ یعنی سخت‌کوشی را از پدرش یاد گرفت.
او تحصیلات خود را در کالج نظامی‌ نیومکزیکو ادامه داد و در این زمان به‌دلیل ثروت زیاد خانواده به کالیفرنیا نقل مکان کردند، اما کمی ‌بعد، پدرش پول زیادی از دست داد و مجبور شدند دوباره به سن آنتونیو بازگردند و در خانه بزرگی نزدیک ایستگاه راه‌آهن زندگی کنند. به تدریج با بزرگ شدن بچه‌ها و ترک کردن خانه توسط آنها، پدر تصمیم گرفت اتاق‌ها را به توریست‌ها اجاره دهد. کنراد و برادرش به ایستگاه قطار می‌رفتند تا به توریست‌ها خوشامد بگویند و چمدان‌های آنها را تا پانسیون خودشان حمل کنند. طولی نکشید که خانواده دوباره ثروتمند شد و پانسیون‌داری را رها کردند.
کنراد در سال 1917 هنگامی ‌که ایالات متحده وارد جنگ جهانی اول شد، به ارتش آمریکا پیوست و به اروپا رفت. در این زمان بود که پدرش را در سانحه رانندگی از دست داد. وی پس از بازگشت از جنگ به تگزاس رفت و با مالک هتل موبلی آشنا شد که چون از عهده اداره هتلش برنمی‌آمد، آن را به قیمت بسیار پایین می‌فروخت. کنراد با خرید آن هتل، وارد صنعت هتلداری شد و از آن‌جایی که تجربه خوبی در پانسیون داری داشت، توانست این پانسیون50 اتاقه ارزان قیمت را به یک هتل آبرومند تبدیل کند و با این عمل سود خوبی به دست آورد. اولین هتلی که هیلتون نام خود را روی آن نهاد، دالاس هیلتون بود که در سال 1925 ساخته شد.
تجارت این تاجر مصمم تا زمانی خوب پیش رفت که رکود بزرگی در ایالات متحده و برخی کشورهای جهان در اوایل سال 1928 رخ داد. این سال‌ها برای هیلتون نیز سال‌های بدی بود و ورشکستگی سبب شد بسیاری از املاک و دارایی‌هایش را از دست بدهد. اما همچنان به عنوان مدیر این مجموعه‌ها باقی ماند و بعدها دوباره این املاک را خریداری کرد.
در سال 1939، اولین هتلش در خارج از تگزاس را در نیومکزیکو بنا کرد و در سال 1943 با خرید دو هتل با نام‌های روزولت و پلازا در نیویورک، شرکت هیلتون را به عنوان اولین مجموعه هتل‌های زنجیره‌ای آمریکا معرفی کرد. در 1949، هیلتون بزرگترین و مجلل‌ترین هتل مشهور نیویورک به‌نام والدورف آستوریا را خریداری کرد. سپس شروع به توسعه تجارت خود در خارج از ایالات متحده نمود و اولین هتل هیلتون در اروپا در 1953، در مادرید افتتاح شد.
در 1954، گروه هیلتون با خرید هتل‌های استتلر (که توسط انستیتوی مدیریت آمریکا به‌عنوان 10 شرکت برگزیده کشور از لحاظ بهترین مدیریت شناخته شده بود) به مبلغ 111 میلیون دلار، بزرگ‌ترین معامله املاک آن زمان را به نام خود ثبت کرد.
کنراد در سال ۱۹۵۷ زندگینامه خود با عنوان «مهمان من باش» را منتشر کرد. در آن سال‌ها وی بودجه بورسیه دانشجویان رشته «مدیریت رستوران و هتلداری کنراد هیلتون» در دانشگاه هیوستون را تامین می‌کرد. کنراد هیلتون در سال ۱۹۷۹ درگذشت و پسرش بارون اداره شرکت را به دست گرفت. کنراد بخش عمده ثروتش را برای بنیاد خیریه خود به نام بنیاد کنراد نیکولسون هیلتون به ارث گذاشت.
به دنبال افتتاح شعبه‌های مادرید، استانبول و پورتوریکو، هتل‌های کنراد به عنوان یکی از زیرمجموعه‌های هیلتون در سال 1982 با هدف راه‌اندازی شبکه‌ای از هتل‌ها و استراحتگاه‌های لوکس در بزرگ‌ترین پایتخت‌های تجاری و گردشگری جهان، تاسیس شد. پانزده سال بعد، شرکت هیلتون بین‌المللی، با توافقنامه‌ای که هیلتون را محدود به استفاده از نام و علامت تجاری هیلتون در ایالات متحده و هیلتون بین‌المللی را قادر به استفاده انحصاری از این نام در سایر کشورها می‌کرد، تاسیس شد. این مجموعه با ارائه سرویس‌های کارت اعتباری، کرایه ماشین و دیگر خدمات مسافرتی توسعه پیدا کرد و یک استاندارد جهانی برای خدمات و امکانات هتل تعیین نمود.
در ژانویه سال 1997، هیلتون بین‌المللی و هتل‌های هیلتون، از طریق چندین اتحادیه بازاریابی و تجاری، شرکت خود را متعهد به پیشبرد مشترک نام تجاری هیلتون در سراسر جهان کرده و در نوامبر سال 2000، اقدام به سرمایه‌گذاری مشترک برای توسعه نام تجاری کنراد در زمینه هتل‌های لوکس در سراسر جهان کردند. با ادغام هیلتون بین‌المللی توسط شرکت هتل‌های هیلتون در مارس 2006، نام تجاری کنراد در حال حاضر بزرگ‌ترین نام تجاری لوکس در خانواده هیلتون می‌باشد.
کنراد با آینده نگری خاص خود، تفكر بزرگی را پایه‌گذاری كرد كه اکنون گروه هتل‌های هیلتون را به یکی از بزرگترین مجموعه‌های سرویس‌دهی به مشتریان قرار داده است. میراث افتخارآمیز خانواده هیلتون مرهون این تفكر کنراد است. هنوز هم میهمان‌نوازی در تمامی ‌خدمات و سرویس‌هایی كه در هتل‌های هیلتون ارائه می‌شود، به خوبی ملموس است و با ارائه بهترین سرویس‌های مشتری‌مداری در صنعت هتلداری، نیازهای میهمانان را به‌خوبی برآورده می‌نماید. تا سال ۲۰۰۸ تعداد هتل‌های هیلتون به ۵۵۳ باب رسیده بود و اکنون با 105هزار کارمند در بیش از 2600 شعبه دارد و با درآمدی بالغ بر 8 میلیارد دلار در سال توسط شرکت هتل‌های هیلتون در لس‌آنجلس، کالیفرنیا اداره می‌شود.




نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها : آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 15 فروردین 1395 :: نویسنده : پوریا ذاکری
از همان کودکی، بختش تیره بود. تمام مواد لازم برای بیچارگی و کاسه چه کنم به دست گرفتن را در اختیار داشت، اما...
تصاویر کریس گاردنر - میلیادری که از صفر شروع کرد
داستان زندگی کریس گاردنر (Chris Gardner)  
از همان کودکی، بختش تیره بود و کورسوی امیدی در مسیر زندگی‌اش دیده نمی‌شد. تمام مواد لازم برای بیچارگی و کاسه چه کنم به دست گرفتن را در اختیار داشت؛ مرگ پدر، بی رحمی ناپدری، سابقه حبس و...
اگر در صحنه زندگی قرعه این نقش به نام هر کس دیگری جز او می افتاد، بی‌شک انگ بدشانسی و بدبختی را تا پایان عمر می‌پذیرفت اما «کریس گاردنر» مردانه جلوی سرنوشت قدعلم کرد و شجاعانه مسیر زندگی‌اش را تغییر داد. امروز که شما داستان زندگی‌اش را می‌خوانید، او یک میلیاردر سرشناس شده؛ می‌پرسید چطور؟ بهتر است با ما از پیچ وخم های زندگی‌اش بگذرید تا رمز موفقیت‌اش دستگیرتان شود.

سال ۱۹۸۲ بود. آن زمان‌ها یک سال و نیمی از پدر شدنش می‌گذشت. فروشنده لوازم پزشکی بود. به زحمت از عهده امورات خودش و پسرش، کریستوفر، برمی‌آمد. وقتی به ورودی جاده موفقیت رسید، ۲۹ سال بیشتر نداشت. با تمام نداری‌هایش سخاوتمند بود. آن روز به پارکینگ بیمارستان آمد و دید که راننده یک اتومبیل «فراری» دنبال جای پارک می‌گردد. صدایش زد: «می‌توانید جای من پارک کنید.» و با راننده «فراری» گرم صحبت شد. می‌خواست بداند او چه کار می‌کند و چطور توانسته ماشینی به آن گرانی بخرد.
راننده فراری به او گفت که در کار خرید و فروش سهام شرکت‌هاست. کنجکاوی گاردنر گل کرد. الان که یاد آن روز می‌افتد، می‌گوید: «آن آقا ماهی ۸۰ هزار دلار درآمد داشت.
آنها با هم رفیق شدند. هر از گاهی ناهار را با هم می‌خوردند و سهام فروش متمول برای گاردنر توضیح می‌داد که چطور می‌تواند وارد این تجارت شود و او را به سرشناس‌ترین‌های خریدوفروش سهام ارجاع داد. گاردنر هم با اعتماد به نفس دنبال سررشته‌های موفقیت‌اش رفت اما کسی تحویلش نمی‌گرفت؛ نه به خاطر سیاهپوست بودنش، بلکه به این خاطر که ثروتمندان نمی‌خواستند ریسک کنند. خودش می‌گوید: «آنها نژادپرست نبودند. حداقل چیزی که برای فروشنده سهام شدن می‌خواستی، یک مدرک MBA بود. اما من اصلا کالج نرفته بودم! من زیر خط فقر زندگی می‌کردم و پولی برای گذراندن این دوره‌ها نداشتم.

کریس گاردنر میلیاردر

بعد از ۱۰ ماه دویدن‌های بی‌حاصل، تازه یک نفر پاپوش جاداری برای گاردنر درست کرد و او را به خانه اول باز گرداند: «باید برای پسرم، پدری می‌کردم؛ پس دلسرد نشدم. هر کاری که از دستم بر می‌آمد انجام دادم؛ هرس چمن‌ها، شستن توالت‌ها، آشغال جمع کردن، تعمیر سقف و نقاشی ساختمان اما به تلاشم برای ورود به چرخه خریدوفروش سهام ادامه دادم.»

انگار زمانه شوخی‌اش گرفته بود. راحتش نمی‌گذاشت. سر جروبحث کوچکی که با همسرش داشت، یک پلیس را خبر کرد و ماموران با استعلام مدارک و پیشینه گاردنر به دلیل پرداخت نکردن قبوض پارکینگ، او را به مدت ۱۰ روز به زندان فرستادند. همسرش هم پسرش را برداشت؛ او را ترک کرد و طلاقش را گرفت.

سراسیمه شده بودم. خودم بدون پدر بزرگ شده بودم و نمی‌خواستم پسرم سختی‌های تلخ دوران کودکی مرا بچشد. به خودم قول داده بودم که برایش پدر خوبی باشم. قول داده بودم همیشه مراقب‌اش باشم... آن روزها بدترین روز‌های زندگی‌ام بود. کنار دزدها، قاتلان و تبهکاران روز را به شب می‌رساندم و فکر و نگرانی پسرم آزارم می‌داد. قبل از دستگیری در یک موسسه خریدوفروش سهام فرم استخدام پر کرده بودم. متاسفانه روز مصاحبه‌ام یک روز قبل از آزادی‌ام تعیین شده بود. از زندان تماس گرفتم و التماس کردم که اجازه دهند یک وقت مصاحبه دیگر بگیرم. به محض آزادی به موسسه رفتم. این مصاحبه تنها شانسم بود اما نمی‌توانستم برایشان نقش بازی کنم. پس حقیقت را گفتم؛ اینکه پیشینه ندارم، خانواده‌ام ترکم کرده‌اند، تحصیلات ندارم، وضع مالی‌ام خوب نیست اما انگیزه دارم و می‌دانم که در تجارت می‌توانم موفق شوم.

مصاحبه‌گر به فکر فرو رفت. گاردنر یک قدم به جلو برداشته بود؛ گفت‌وگو با یکی از عاملان مهم این تجارت! انگار ورق زندگی‌اش برگشته بود. چندماه بعد، همسرش تماس گرفت و حضانت کریستوفر را به او سپرد. اما پانسیونی که گاردنر در آن اتاق اجاره کرده بود بچه‌ها را قبول نمی‌کرد. این بود که وسایل ضروری خودش و کریستوفر را در کالسکه و ساک کریستوفر و کیف دستی خودش جا داد و راهی خیابان‌ها شد: «شب‌های زیادی را در توالت‌های عمومی گذراندیم.

روزی پدر و پسر ۵ ساله در خیابان قدم می‌زدند که گاردنر چشمش به یک ساختمان مخروبه که بوته رزی از دیوارش بالا رفته بود افتاد. سرایدار آنجا را پیدا کرد و قرار شد عمارت مخروبه را به قیمت منصفانه‌ای اجاره کند. حالا دیگر سقفی بالای سر پسرش بود. طی چند سال به تدریج با تحمل شرایط طاقت فرسای موجود توانست وارد تجارت رویایی‌اش شود. سال ۱۹۸۷ توانست در شیکاگو بنگاه خریدوفروش سهام خودش را تاسیس کند و آخر سر هم برای خودش یک دستگاه اتومبیل «فراری» بخرد.

او داستان زندگی‌اش را افسانه نمی‌داند: «داستان زندگی من به دیگران می‌آموزد که چطور باید جلوی موانع زندگی سینه سپر کرد. می‌توانستم یک فروشنده بی‌دست و پا و بی‌خانمان باقی بمانم اما من می‌خواستم زندگی بهتری داشته باشم و الان زندگی‌ام عالی است. شما هم می‌توانید تندبادهای زندگی را در هم بکوبید. تنها باید هدفتان را مشخص کنید و با اراده، امید، توکل به پروردگار و قوت قلب گرفتن از کسانی که دوستشان دارید، در راهتان ثابت قدم باشید.

تصاویر کریس گاردنر - میلیادری که از صفر شروع کرد

فیلم موفق هالیوودی از زندگی واقعی كریس گاردنر
فیلم در جستجوی خوشبختی (The Pursuit of Happyness) فیلمی آمریكایی و محصول 2006 میلادی است كه براساس زندگی واقعی كریس گاردنر ساخته شده است. در این فیلم كه گابریل موسینو آن را كارگردانی می‌كند، ویل اسمیت درنقش یك فروشنده بی‌خانمان و بیكار بازی میكند كه بعدا به یك دلال سهام تبدیل می‌شود. در این فیلم جیدن اسمیت پسر ویل اسمیت در نقش پسر گاردنر ظاهر می‌شود.

فیلم در جستجوی خوشبختی (The Pursuit of Happyness)

 فیلمنامه این اثر را استیون كونراد براساس كتاب پرفروش خاطرات نوشته گاردنر نوشته است.

 در سال 1981 كریس گاردنر تمام پس انداز خانواده خود را در یك اسكنر قابل حمل سنجش تراكم استخوان سرمایه گذاری می‌كند و سعی می‌كند آن را به پزشكان بفروشد.  اما در نهایت معلوم می‌شود كه سرمایه گذاری او پشیزی ارزش ندارد و همسرش او و پسرش را ترك كرده و به نیویورك می‌رود. كریس در رفت  و آمدهای خود برای فروش دستگاه با دین ویتر بر خورد كرده و توجه او را به خود جلب می‌كند . دوستی او با دین ویتر بخت ورود به برنامه تربیت دلال بازار سهام را برای او به وجود می‌آورد. در این میان كریس با مشكلات مالی فراوانی دست و پنجه نرم می‌كند و پسر خردسال او نیز مشكلات فراوانی دارد. از آنجا كه آنها بی‌خانمان هستند ، پدر و پسر حتی مجبور می‌شوند شبی را در دستشویی عمومی به صبح برسانند. اما خستگی برای او معنایی ندارد و پیوسته در جستجوی راهی است تا بتواند خود و پسرش را تامین كند. در پایان كریس در امتحان ورودی دلالی بازار سهام موفق می‌شود و می‌تواند منصبی به دست بیاورد.

کریس گاردنر و پسرش شب را تا به صبح در توالت سر می کنند

این فیلم با بودجه 55 میلیون دلاری ساخته شد و توانست در گیشه 307 میلیون دلار به دست بیاورد.
همچنین به دنبال خوشبختی نامزد بهترین بازیگر مرد نقش اول در اسكار و گلدن گلوب شد.

صحنه پایانی فیلم در جستجوی خوشبختی که کریس گاردنر واقعی از کنار اسمیت رد می شود

ویل اسمیت و کریس گاردنر





نوع مطلب : خلاقیت، موفقیت، 
برچسب ها : آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی، کریس گاردنر، میلیارد،
لینک های مرتبط :

سه شنبه 10 فروردین 1395 :: نویسنده : پوریا ذاکری


( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
لینکد این
آمار بازدید
آمار بازدید
درباره وبلاگ


با سلام خدمت تمامی کاربران محترم وبلاگ فروش و کسب و کار الکترونیک
ما در این وبلاگ تمامی سعی و همت خود را به کار گرفته و به جمع آوری مطالبی راجع به زندگی نامه مدیران موفق _ مهارت های زندگی _ مهارت هایی برای پیشرفت شغلی و...پرداخته ایم.
با امید اینکه مطالب این وبلاگ برای شما مفید واقع شود.

مدیر وبلاگ : پوریا ذاکری
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ابزار سئو

Meta Tag Analyzer