تبلیغات
فروش الکترونیک - مطالب پوریا ذاکری
فروش الکترونیک
کسب و کار خود را به روز کنید
هدف وبسایت شرکت شما چیست؟ اگر نتوانید به این پرسش به طور شفاف پاسخ دهید، به احتمال زیاد فرصت داشتن یک دستیار آن‌لاین خوب را  به هدر داده‌اید. و حتی اگر بتوانید به این سوال جواب دهید، اما نه یک جواب دقیق – نهایتا به همان نتیجه می‌رسید – یعنی یک سایت ضعیف و مایوس کننده.

ادامه مطلب


نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها : موفقیت، وب سایت، هدف، آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی،
لینک های مرتبط :

شنبه 19 دی 1394 :: نویسنده : پوریا ذاکری
زندگی شما بازتاب كاملی از اعتقادات شماست. وقتی شما عمیق‌ترین اعتقاداتتان را درباره جهان عوض می‌كنید، زندگی شما هم تغییر می‌كند...


ادامه مطلب


نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها : موفقیت، کسب و کار، مهارت، آموزش کسب و کار الکترونیک، آموزش، مهارت در کسب و کار اینترنتی،
لینک های مرتبط :

شنبه 19 دی 1394 :: نویسنده : پوریا ذاکری

وبلاگ کاسپید

مهارتهایی   برای بازاریابی اینترنتی با فیس بوک

بهترین راه برای بازاریابی اینترنتی با فیس بوک
  فیس بوک چند سالی است که به بازار کسب و کار اینترنت وارد شده اما در حال حاضر بازاریابان اینترنتی هنوز کاملاً مطمئن نیستند که بهترین راه بازاریابی اینترنتی از طریق فیس بوک است.

می توانید با استفاده از فیس بوک طرفداران فوق العاده ای برای کسب و کار آنلاین خود ایجاد نمایید. اما مسائلی وجود دارد که هنگام استفاده از فیس بوک برای بازاریابی اینترنتی در کسب و کار آنلاین تان باید انجام دهید و یا برعکس باید از انجام دادن آنها اجتناب نمایید.

در این مقاله به تعدادی از این نکات اشاره می کنیم:


ادامه مطلب


نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها : فیس بوک، facebook، کسب و کار در فیسبوک، مهارت، موفقیت، آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 16 دی 1394 :: نویسنده : پوریا ذاکری
امروزه شبکه های اجتماعی و گسترش فضاهای مجازی امکانات متنوعی را در اختیار کاربران خود قرار داده که یکی از مهم ترین آنها تجارت و کسب و کارهای آنلاینی است. در این مقاله به تجارت و معرفی کسب و کار از طریق اینستاگرام پرداخته ایم


هفته نامه زندگی مثبت - مریم سیفی: امروزه شبکه های اجتماعی و گسترش فضاهای مجازی امکانات متنوعی را در اختیار کاربران خود قرار داده که یکی از مهم ترین آنها تجارت و کسب و کارهای آنلاینی است. در این مقاله به تجارت و معرفی کسب و کار از طریق اینستاگرام پرداخته ایم. این توضیحات شاید بتواند به شما در بهتر دیده شدن کسب و کارتان کمک زیادی کند.

راز و رمز تجارت در اینستاگرام




ادامه مطلب


نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها : اینستاگرام، موفقیت، تبلیغات، آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 16 دی 1394 :: نویسنده : پوریا ذاکری

چگونه با تلگرام پولدار شویم

با گسترش استفاده از فضاهای مجازی و افزایش مخاطبان آن، کسب‌وکارهای اینترنتی یکی از بخش‌های جدانشدنی زندگی امروزه ما شده‌اند و با ورود شبکه‌های پیام‌رسان فوری به کشور، شکل جدیدی از این کسب‌وکارهای مجازی، ظهور و بروز پیدا کرده است. اغلب این شبکه‌های اجتماعی برای تبلیغات بوده یا کانال ارتباطی بین بازاریاب و مشتری هستند. در این بین عده ای هم هستند که به طور مستقیم از این فضا کسب درآمد می‌کنند.

ادامه مطلب


نوع مطلب : تلگرام (telegram)، 
برچسب ها : telegram، telegram marketing، تلگرام، کسب در آمد از تلگرام، آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 14 دی 1394 :: نویسنده : پوریا ذاکری
مایشگاه خودروی نیویورک: نسل هشتم نیسان ماکسیمای جدید، با هیکلی تنومند و قوایی 300 اسبی، دوباره قصد جولان در بخش سدان های اسپرت نیمه لوکس بازار را دارد. هرچند روزگار تغییر کرده و یک خودروی بزرگ دو تنی با چنین نیرویی و انتقال نیرو به چرخهای جلو از طریق یک گیربکس CVT، کمتر لقب اسپرت را دریافت می کند.


ادامه مطلب...



نوع مطلب :
برچسب ها : آموزش کسب و کار الکترونیک، آموزش، کسب و کار، مهارت، موفقیت،
لینک های مرتبط :

شنبه 12 دی 1394 :: نویسنده : پوریا ذاکری
رضوانی موتورز بیست ( Rezvani Motor Beast )، نام خودرویی دو سرنشینه سوپر اسپرت است که این روزها در وبسایت‌های خودرویی سر و صدای زیادی را به پا کرده است، خودرویی ۵۰۰ اسب بخاری با شتابی حیرت انگیز که با چهره‌ای کاملاً جدی و پرمدعا بر روی پلتفرم و شاسی آریل اتم ۳ توسعه پیدا کرده و به این مرحله رسیده است.
مهم تر از هرچیز در یک خودروی سوپر اسپرت، عملکرد بالا با ترکیبی از یک ظاهر خشن و آیرودینامیکی و حداقل وزن ممکن است که در این خودرو با استفده گسترده از فیبرکربن و همچنین استفاده از شاسی فولادی/فیبرکربنی آریل اتم ۳، به حداکثر قدرتی تنها ۷۴۸ کیلوگرمی دست پیدا کرده که در کنار نیروی تولیدی پیشرانه، حداقل شتابی ۲٫۷ ثانیه‌ای را محقق ساخته است.
در محدوده قدرتی رضوانی بیست، برخلاف سایر خودروها که از تجهیزات پیشرفته بر روی پیشرانه خود استفاده می‌کنند که بسیار مفید و کارآمد هم هستند، سوپر اسپرت رضوانی بیست به جای شلوغ کاری پیشرانه، از پیشرانه‌ای ساده‌تر چهار سیلندر ۲٫۴ لیتری متصل شده به جعبه دنده‌ای دستی انتقال پی‌در‌پی استفاده کرده که بر روی آن هم سوپرشارژر و هم توربوشارژر نصب شده که موفق به تولید حداکثر قدرتی ۵۰۰ اسب بخاری از پیشرانه‌ای ۲٫۴ لیتری و آن هم چهار سیلندر شده است که همانطور که پیش از این اشاره‌ای به آن داشتیم، حداقل شتابی ۰ تا ۹۶ کیلومتر بر ساعتی ۲٫۷ ثانیه‌ای و حداکثر سرعتی ۲۶۵ کیلومتر بر ساعتی را به ثبت می‌رساند.
در خصوص بهای این محصول هم رضوانی موتورز برچسب قیمتی ۱۶۵ هزار دلاری را برای این سوپر اسپرت خود در نظر گرفته است.







نوع مطلب : خودروهای به روز، 
برچسب ها : فردیس رضوانی، ابر خودرو، کسب و کار، آموزش، مهارت، آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی،
لینک های مرتبط :

شنبه 12 دی 1394 :: نویسنده : پوریا ذاکری
ین روزهای بحث بازاریابی اینترنتی بسیار داغ است.تکنیک های قدیمی و جدید در کنار هم همه و همه برای ما آماده شده اند تا فروش خود را افزایش دهیم.در این مقاله قصد معرفی یکی از این تکنیک ها یعنی بازاریابی ایمیلی(Email Marketing) را داریم.

اگر در گوگل متن بازاریابی ایمیلی چیست؟(What Is Email Marketing) را جستجو کنید با تعریف زیر روبه رو خواهید شد:

بازاریابی ایمیلی به نوعی از بازاریابی مستقیم گفته میشود که در آن از ایمیل به عنوان وسیله ای برای ارسال پیام هایی از قبیل فروش یا جمع آوری هزینه به مخاطبان استفاده میشود.


ادامه مطلب





نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها : آموزش، کسب و کار، مهارت، موفقیت، راز، آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 10 دی 1394 :: نویسنده : پوریا ذاکری
امید یار موسس ebay

اولین و بزرگ‌ترین سایت حراج اینترنتی در سال 1995 و با طراحی پیر امیدیار، ایرانی مقیم امریکا شکل گرفت
. ebay، اولین و معروف‌ترین سایت حراج و خرید و فروش آنلاین است که تا پایان سال ۱۹۹۸، ۱/۲ میلیون عضو، ۷۵۰ میلیون دلار حجم معاملات و حدود ۸ میلیون دلار سود داشت. پس از گذشت مدت اندکی، ebay شرکت بزرگی شد با بیش از ۶۰۰۰ کارمند و میلیون‌ها مشتری و در حال حاضر نیز بزرگ‌ترین و فعال‌ترین شرکت در این عرصه است.




ادامه مطلب


نوع مطلب : ای بی (ebay)، سایت حراجی، 
برچسب ها : ebay، ای بی، پیر امیدیار، سایت حراج اینترنتی، آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 6 دی 1394 :: نویسنده : پوریا ذاکری

محقق آلمانی موفق به ساخت دستکشی برای افراد نابینا-ناشنوا شده است که به این افراد امکان برقراری ارتباط حتی در فضای مجازی را می‌دهد.

به گزارش گروه علم و فناوری آنا به نقل از BBC، معمولا افراد نابینا -ناشنوا مجبور به زندگی در دنیایی کوچک و جداافتاده هستند اما شاید این دستکش‌های جدید دری را به سوی راهی آسان‌تر برای برقراری ارتباط باز کند.

در تماس بودن و ارتباط برقرار کردن امری ضروری است و این مسئله‌ای است که ادی‌ هاگ و لورا شوانگبر از آن آگاهند. این دو از زمان کودکی باهم دوست هستند. در سال اول دوستی‌شان، وقتی که ادی تنها 9 سال سن داشت، بر اثر یک بیماری ارثی ژنتیکی که به عصب‌ها آسیب می‌رساند، شنوایی و بینایی خود را از دست داد. اما کودکان به طور طبیعی نوآور هستند.

لورا در این‌باره می‌گوید:«ما شروع به اختراع زبان‌ها و فرم‌های مختلفی برای ارتباط برقرار کردن با یکدیگر کردیم چون می‌خواستیم با هم بازی کنیم. این که ادی نمی‌توانست صدای مرا بشنود آزاردهنده بود و من هم نمی‌توانستم چیزی بنویسم. به همین دلیل زبان لمسی را اختراع کردیم».

وقتی که ادی و لورا بزرگتر شدند، زبان مخصوص خود را با زبان دیگری به نام «لورم» که بیشتر قابل درک است، عوض کردند. لورم، یک زبان لامسه‌ای است که الفبا با تکان دادن دست معنی پیدا می‌کند.

این زبان در قرن نوزدهم میلادی توسط هیرونیموس لورم اختراع شد. لورم نامی مستعار برای شاعر، روزنامه‌نگار و رمان‌نویس گمنام اتریشی به نام هرینچ لندزمن است، نامی که تا به امروز در جوامع نابینا و ناشنوای کشورهای آلمان زبان استفاده می‌شود.

مشکل است که در میزان اهمیت زبان لورم برای افراد نابینا-ناشنوا بزرگ‌نمایی کرد اما حتی لورم و زبان‌های اشاره دیگر دارای محدودیت‌های هستند. اتکا بر تماس فیزیکی دست به دست بین اشخاص برای ایجاد ارتباط از خیلی وقت پیش وارد حلقه اجتماعی افراد نابینا-ناشنوا شده است.

تنها کسانی که زمانی کافی برای یادگیری و تمرین لورم بگذارند، قادر هستند بخشی از شبکه اجتماعی یک فرد نابینا-ناشنوا شوند. برای مثال حلقه اجتماعی ادی پنج نفره است که شامل مادرش، لورا، معملمان و متخصصان می‌شود.

ادی هر سال 10 روز را با آشناهایش در آلمان می‌گذراند. به گفته لورا، آشنایان 5 روز اول را صرف یادآوری و تمرین علائم زبان لورم می‌کنند. در روز دهم وقتی آنها در به کارگیری لورم به اندازه کافی سریع شده‌اند، دیگر وقت رفتن است.

هرچند اگر اختراع جدید تام بلینگ ارائه شود، ممکن است ایرادهای موجود در روش لورم به زودی از میان برداشته شود.

مترجم لمسی

بلینگ یکی از محققان آزمایشگاه طراحی برلین است که در حال توسعه دستکش پارچه‌ای مجهز به سنسورهای فشار است. این دستکش الفبای لامسه‌ای را به تکست یا متن دیجیتال ترجمه می‌کند. این دستکش می‌تواند نیاز به برقراری ارتباط فیزیکی دست به دست را در افراد نابینا-ناشنوا از میان بردارد.

بخش عظیمی از ارتباطات آنلاین مبنی بر تکست است بنابراین دستکش می‌تواند به عنوان دستگاه مترجم عمل کند و به افراد نابینا-ناشنوا امکان برقراری ارتباط بدون نیاز به کسی را بدهد. این اختراع یادآور ابزارهای عجیب و غریبی است که در فیلم‌های جیمز باند می‌دیدیم.

به گفته بلینگ، نمونه اولیه این دستکش از الیاف گورتکس ساخته شده بود و شباهت زیادی به دستکش‌های معمولی داشت. نمونه قبلی این دستکش تماما با موتورهای کوچک لرزشی پوشانده شده بود که به محض دریافت پیام، نقاطی که الفبای پیام در آن قرار داشت شروع به لرزیدن می‌کرد.

در نسخه فعلی دستکش لمسی لورم، کاربران با توجه به مهارت‌های خواندنشان می‌توانند شدت و سرعت پیام‌های لمسی دریافتی را تنظیم کنند.

همچنین تمام نقاط دستکش درست مانند یک تبلت مجهز به سنسورهای درونی است. این سامانه می‌تواند موقعیت و الگوی حرکات انگشتان را شناسایی کند. بنابراین کاربر می‌تواند پیام‌های خود را بنویسد.

اگر دیکته کلمه‌ای صحیح نباشد، سیستم دستکش‌های لورم آن اشتباه را درست می‌کند. برای مثال اگر یک دایره در دست نشانه حرف S باشد، حتی اگر شما یک مثلث یا مربع رسم کنید سیستم به اندازه کافی هوشمند است که نزدیک‌ترین سمبل که همان حرف S را به عنوان جواب صحیح شناسایی کند.

افزایش استقلال

ادی تجربه صحبت کردن از طریق دستکش مترجم را توصیف می‌کند. وی سرعت دستکش را مقداری کمتر از سرعت معمولی که خود برای رساندن پیام‌ها استفاده می‌کند، می‌داند. اما ادی از این وسیله خوشش آمده و استفاده از آن را آسان و راحت توصیف می‌کند.

این دستکش به ادی کمک می‌کند تا با نزدیکانش، حتی زمانی که وی در فاصله دور زندگی می‌کند، در ارتباط بماند. همچنین با کمک این دستکش ادی می‌تواند حلقه کوچک دوستانش را گسترش بدهد.

پروژه بلینگ بخشی از مطالعه تز دکترای وی با موضع بررسی ارتباط بین طراحی و توانایی است. وی امیدوار است طرحش به افراد نابینا-ناشنوا کمک کند تا در طیف وسیع‌تری با جامعه خود تعامل کنند، دسترسی راحت‌تر و بیشتری به اطلاعات پیدا کنند و میزان استقلال خود را افزایش دهند. وی همچنین امیدوار است کسب دانش درباره سامانه ارتباط ثانوی به منعفت همه باشد.

دنیا در دستان شما

اخیرا ادی با کمک لورا و دستکش مترجم در حال خوش‌گذرانی در توئیتر است، رسانه‌ای که ادی از طریق آن می‌تواند با افراد دیگر ارتباط برقرار کند بدون نیاز به این که بقیه افراد بدانند وی نابینا-ناشنوا است.

ادی با کمک دستکش‌های لورمش قادر است راحت‌تر و مستقل‌تر با دیگران ارتباط برقرار کند. حالا وی می‌تواند به سادگی با آشنایان و نزدیکانی که به زبان لورم مسلط نیستند، نیز صحبت کند.

بسیاری از ما چشم بسته به انقلاب دیجیتال و پیوندهای جدیدی که پیشنهاد می‌کند، باور داریم. اما برای کسانی که ناگزیر مجبور به ندیدن دیدنی‌ها و نشنیدن شنیدنی‌ها شدند، دنیای دیجیتال سرزمینی ناشناخته است.

امید می‌رود با کمک دستکش‌های لورم این افراد قادر به دیدن دنیا از طریق دست‌هایشان باشند.





نوع مطلب : خلاقیت، 
برچسب ها : آموزش، کسب و کار، موفقیت، مهارت، راز، مهارت در کسب و کار اینترنتی،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 6 دی 1394 :: نویسنده : پوریا ذاکری

یا تا به حال به این موضوع اندیشیده‌اید که انسان‌های فوق‌العاده پولدار، برای خرید لباس، عطر و لوازم آرایشی به کدام مغازه می‌روند؟ منظورمان افرادی مانند "ملکه انگلیس" یا "سلطان برونئی" ‌یا "پرنس چارلز" و "بیل‌گیتس" و امثالهم است ! به هر حال شاید تعداد پولدارهای روی زمین بسیار کمتر از انسان‌های عادی و متوسط باشد اما درمقابل، قدرت خرید و توان پول خرج کردن این افراد را هم نمی‌توان نادیده گرفت و اگر کسی بتواند نظر این مشتریان را به سوی خود جلب کند و سفارشات آنها را بگیرد، مسلماً ثروت کلانی را به دست خواهد آورد. ثروتی که می‌تواند فرد را از همه ثروتمندتر سازد.

بیژن پاکزاد، یکی از این عرضه‌کنندگان گران‌ترین اقلام و سفارشات، برای پول‌دارترین ساکنین روی زمین است. او در یک خانواده فوق‌العاده پولدار در تهران متولد شد. جهت تحصیل به مدرسه پولدارهای سوئیس، یعنی "Le Rosey " رفت و در آنجا با شاهزاده‌های بزرگ مانند "پرنس ریتر" همکلاس شد. درحقیقت تعداد زیادی از مشتریانش را بیژن در همان مدرسه سوئیسی شناسایی و شکار کرد. او همانجا دریافت که سلیقه‌ی آدم‌های پولدار چگونه است و به چه شکلی می‌توان نظر آنها را برای خرید و سفارش اجناس به سوی خود جلب کرد.

"بیژن پاکزاد"‌ اکنون درآمد سالانه‌اش از فروش عطرها و ادکلن‌های "DNA " بیش از ٣٠٠ میلیون دلار در سال است و صاحب یکی از با شکوه‌ترین و گران‌قیمت‌ترین فروشگاههای نیویورک است که درب این فروشگاه، فقط به روی مشتریان خاص و به سفارش آنها باز می‌شود. بیژن دارای یک هواپیمای جت خصوصی نیز هست. آن دسته از مشتریانی که نمی‌توانند به فروشگاه او بیایند، او شخصاً به نزد ایشان میرود و برای آنها مدل لباس، تی شرت، عطر و .... طراحی می‌کند. او یک پول‌آفرین واقعی است و خیلی از پولدارها و توانگرهای دنیا به داشتن نام او روی عطر خود یا لباس‌های خویش افتخار می‌کنند. اجازه دهید تا با بیژن مصاحبه‌ای داشته باشیم :

راز نیرومندی و جوان ماندن من در این است که هر روز چیز تازه‌ای یاد می‌گیرم.

بیژن چه اتفاقی افتاد که تو یکباره تبدیل به یک اسطوره در جهان مد و هنر شدی ؟

بیژن: راستش را بخواهید از همان کودکی احساس می‌کردم فرد مشهوری می‌شوم. پدرم می‌خواست من دکتر یا وکیل شوم. رشته تحصیلی‌ام مهندسی بود که هیچ علاقه‌ای بدان نداشتم، همه شوق من به جانب طراحی بود و با علاقه وصف‌ناپذیری بدان می‌پرداختم. از سوئیس به آمریکا رفتم و در آنجا در رشته بازاریابی به تحصیل پرداختم و همانجا این فکر در من قوت گرفت که مد اروپا را به آمریکا بکشانم.

چگونه موفق شدی اعتماد این همه آدم‌های متفاوت را بسوی خود جلب کنی ؟

بیژن : با اهمیت دادن به تک‌تک مشتریانم. هدف من همیشه شناختن مشتری و توقعات اوبوده است. حتی امروز نیز با اینکه تعداد مشتریان بسیار زیاد شده است، من تک‌تک آنها را می‌شناسم. به عنوان مثال لباس یک ستاره سینما باید با یک قاضی دادگاه متفاوت باشد، وقتی لباس را برای فردی طراحی می‌کنم، باید بدانم که او در آن لباس چه خواهد کرد. در مورد من جوکی ساخته‌اند با این مضمون "افراد مانند وودی آلن داخل فروشگاه می‌شوند و مانند کری گرانت خارج می‌شوند".

درچه سالی اولین نمایشگاه مد را برگزار کردی ؟

بیژن :‌ در سال ١٩٧۶ با کمک مالی یکی از هموطنانم نمایشگاهی مجلل ترتیب دادم. نمایشگاه دارای میزهایی از سنگ مرمر کمیاب و لوسترهایی گران قیمت بود و افرادی مانند "خوان کارلوس" پادشاه اسپانیا، شاه اردن و سلطان بروئنی را به خود جلب نمود.

اولین برخورد کارگزاران تو پس از ورود مشتری چگونه است؟

بیژن : من از آنها خواسته‌ام قبل از هر پرسشی ابتدا از او پذیرایی بعمل آورند و سپس با او گفت وگو داشته باشند. از علایق وسوابق و اهدافش اطلاع حاصل نمایند و از این طریق بتوانند نوع لباس مورد علاقه‌اش را طراحی کنند، مثلاً هنگامی که "رونالد ریگان" رییس جمهور سابق آمریکا از من لباس گرم خواست، پارچه جین را با آستری از پوست مینک برایش طراحی کردم. البته گاهی هم اگر افراد قادر به حضور در فروشگاه نباشند، من به همراه خیاطان خود به نزد آنان میروم.

پارچه‌هایت را از کجا تامین می‌کنی؟

بیژن : از تولیدکننده‌های معتبر که قبلا آزمایش شده‌اند. من ابتدا قبل از سفارش، لباسی از پارچه مورد نظر را می‌پوشم تا کیفیت آن را بررسی کنم و اگر مقبول افتاد، تا سه برابر هزینه اصلی را به تولید کننده پرداخت می‌کنم تا حقوق انحصاری آن کالا را تضمین نماید. این یکی از مشخصه‌های کار من است و دلیل آنهم اهمیتی است که به کیفیت کالای خود می‌نهم. شاید در نظر برخی، این کارها زیاده‌روی جلوه کند.

در مورد عطریات چه توفیقی به دست آورده‌اید؟

بیژن: سال‌های زیادی طول کشید تا من عطری را درست کنم که متفاوت باشد، حتی طرح شیشه آن ٨٠٠ بار پیش‌نویسی شد تا اینکه مورد قبول من واقع شد. من عطر زنانه نمی خواستم، مخصوصاً که لباس‌های من همگی مردانه هستند. از همین رو با زنان بسیاری مصاحبه کردم تا بدانم چه بویی را برای مرد می‌پسندند و نهایتاً موفق شدم در سال ١٩٨٨ عطر مردانه بیژن را تولید کنم که جایزه اسکار نیویورک را برای بهترین عطر دریافت کرد. البته بعدها عطر زنانه هم تولید کردم و به پاس قدردانی از زنانی که همواره حامی من بوده‌اند، به ایشان تقدیم نمودم.

در یک جمله بگو برای پول کار می‌کنی یا عشق ؟

البته عشق به کار; من از اینکه تولیداتی منحصر به فرد دارم لذت می‌برم. من به کارکردن هفت روز هفته نیاز ندارم، اما این کار را انجام می‌دهم چون به کارم عشق می‌ورزم .

بیژن ! تو برای آدمهای معمولی، محصول تولید نمی‌کنی؟ خریداران تو قشر خاصی از جامعه هستند که شاید تعداد آنها در کل دنیا به بیست و پنج هزار نفر هم نرسد. چرا این طبقه خاص از جامعه را به عنوان مشتریان اصلی خود انتخاب کرده‌ای ؟

این مساله چندان هم درست نیست . هر چند عطرهای بیژن یا لباس‌های بیژن گران قیمت‌اند، اما خیلی از انسانهای معمولی هم می‌توانند آن را در مغازه‌های معتبر کشورشان خریداری کنند. من برای پولدارترین‌های روی زمین حساب جداگانه‌ای باز کرده‌ام، اما این دلیل نمی‌شود کسانی را که خیلی پولدار نیستند درنظر نگیرم. بسیاری از بازدیدکنندگان فروشگاههای زنجیره‌ای بیژن، در نیویورک و در دنیا از طبقه عادی و نسبتاً مرفه جامعه هستند.

موفقیت فوق‌العاده کنونی خود را نتیجه چه میدانی ؟

بیژن :‌ نتیجه مطالعه، تأمل و شکار فرصت‌های طلایی، تخصص و علاقه‌ی من در علم شیمی است و در سال ١٩٨١ موفق شدم جایزه " lg Nobel" را به خاطر عرضه عطرها و ادکلن‌های "DNA " به نام خودم بگیرم. من با عرضه این عطرها و ادکلن‌های جادویی، ابتدا برای مردان و بعد برای زنان توانستم معنای عطر واقعی را به مردم بشناسانم و از این راه به ثروتی رویایی دست یابم. درحال حاضر درآمد سالانه من از بابت فروش عطرهای بیژن در سطح جهان، قریب ٣٠٠ میلیون دلار است ، حال آنکه در آمد حاصل از طراحی لباس، یک دهم آن یعنی سی میلیون دلار در سال است. من به این اصل معتقدم که اگر قرار باشد " کائنات"، ایده‌ای را به ذهن و دل یک انسان الهام کند، به سراغ انسانی می‌رود که آمادگی علمی و ذهنی پذیرش آن الهام را داشته باشد. من از همان دوران تحصیلی به دنبال عرضه محصولی به رقیب و گران قیمت می‌گشتم و عطرها و ادکلن های " DNA " همان چیزی است که سال‌های جوانی‌ام را در جست وجوی آن سپری ساختم. در حال حاضر موسسه بزرگ تولید عطرهای بیژن را به نام سه فرزندم نموده‌ام تا آنها از همین الان که زنده‌ام، مدیریت و راهبری بزرگترین و ثروتمندترین شرکت عطر سازی دنیا را بیاموزند.

میگویند فروشگاهی قصرمانند داری که آن را برای پولدارترین ساکنین روی زمین آماده نموده‌ای تا برای ساعتی در سکوت و آرامش هز چه را می‌خواهند از آن جا بخرند. چه شد که به فکر ساختن این فروشگاه قصر مانند افتادی ؟

بیژن : شم اقتصادی! من یک تاجرزاده‌ام و در خانواده‌ای بزرگ شدم که فرهنگ پول سازی و پول‌آفرینی در آن غالب بود. بر این باورم که در رگهای من به جای خون، رودخانه‌ای از طلا جاری است و تک‌تک سلول‌های وجود من از الماس ساخته شده‌اند. من خودم را بسیار گرانبها می‌دانم و بر این اعتقادم که اگر یکی از پولدارهای دنیا به نیویورک بیاید و بخواهد از فروشگاهی خرید کند، حتماً باید این خرید از فروشگاه من صورت گیرد. یک سفارش چهار صد هزار دلاری، حداقل خریدی است که من از مشتریانم انتظار دارم و مشتریان من نیز خوب می‌دانند چه موقع از من، باز کردن درب فروشگاه را تقاضا کنند. فروشگاه بیژن هر چند به صورت شبانه‌روزی فعال است اما درب آن فقط به روی مشتریان خاصی باز می‌شود. دیوارهای سفید این فروشگاه هر هفته رنگ می‌شوند.

آیا ثروت پدری در موفقیت شما تاثیری داشته است ؟

بیژن : الان که به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم بیشتر از ثروت پدر، خلاقیت، نوآوری و خوداتکایی خودم را در این جایگاه قرارداده است .

به هر حال ثروت پاکزادی‌ها را خیلی‌های دیگر هم داشتند اما پسر هیچکدام از آنها بیژن نشد. اکنون من درموسساتم کارمندان ثروتمند را استخدام نمی‌کنم، بلکه شبانه‌روز در جست‌وجوی افراد خلاق و توانمند هستم. تجربه به من ثابت نموده است که این افراد در کمترین زمان قابل تصور، ثروت و مکنت را به دست خواهند آورد و می‌توانند شرایط رفتاری و ذهنی لازم، برای برخورد با پولدارترین‌های روی زمین را پیدا کنند.

جدیدترین ایده وخلاقانه‌ترین محصولی که عرضه کرده‌ای چیست ؟

بیژن : یک ضرب‌المثل فارسی به خاطر دارم که می‌گوید: زندگی پیچ وخم زیادی دارد. من هم یک عطر پرپیچ وخم با بهترین و الهام‌بخش‌ترین رایحه‌های عالم ساخته‌ام به نام "Bijan with a Twist " می‌توان آن را "بیژن پرپیچ وخم" ترجمه کرد. طراحی شکل ظاهری شیشه عطر و از همه مهم‌تر بوی دل‌انگیز، هیجان‌آور و آرام‌بخش این عطر که می‌توانم به جرات بگویم معجونی از رایحه‌های متضاد اما خواستنی است، باعث شده تا من "بیژن پر پیچ و خم" را از همه‌ی محصولاتم بیشتر دوست بدارم.

برای ایرانیانی که علاقه مندند، مانند تو در دریای ثروت شنا کنند، چه پیامی داری ؟

بیژن: اول باید لیاقت و شایستگی حفظ، نگهداری و احترام گذاشتن به ثروت را در خود ایجاد نمایید. پول و به تبع آن خریداران پولدار، وطن و ملیت خاصی ندارند. ثروت باعث می‌شود که آنها به راحتی به امن‌ترین، مطمئن‌ترین و آرام‌ترین نقطه کره‌زمین کوچ کنند. بنابراین اگر به پول بی‌احترامی کنید، برای آن خط و نشان بکشید، شرط و شروط برایش تعیین کنید، به پول توهین کنید و آن را در جای نامناسب و برای خرید آشغال خرج کنید، خب طبیعی است که با اینکار بی‌لیاقتی خود را درحفظ پول ثابت نموده و پول و ثروت سراغ شما نمی‌آید! نباید هم بیاید. اصلاً چرا باید ثروت سراغ کسی برود که قصد نابودی‌اش را دارد! کدام پدیده عالم را سراغ دارید چنین باشد که پول دومی‌اش باشد؟

آدم‌های پولدار دوست ندارند همه ثروتشان را صرف کمک به دیگران کنند. خیلی از آنها مایلند با ثروتی که به دست آورده‌اند، از زندگی لذت ببرند. آنها می‌خواهند با ثروت خود بهترین‌ها را بخرند. بهترین احترام را دریافت کنند. با مودب‌ترین یا تمیزترین و با تیزهوش‌ترین انسان‌ها دم‌خور باشند. خوب طبیعی است اینجا همان جایی است که "بیژن" ‌و همه آدمهایی که علاقه‌مندند مانند او در دریای ثزوت شنا کنند، وارد عمل شوند.

به خاطر دارم روزی یکی از میلیونرهای آفریقایی برای خرید به قصر فروشگاهی من در نیویورک آمد. او در فضای آرام و دلنشینی که من، حساب شده در تمام فروشگاه ایجاد کرده‌ام، قدم زد و با شوق وصف‌ناپذیری اجناس داخل فروشگاه را بازدید نمود. ناگهان حالش به هم خورد وروی پله‌ها و فرش‌های نفیس استفراغ کرد. خدمتکاران وکارکنان فروشگاه بلافاصله چهره درهم کشیدند و خواستند واکنش نشان دهند که با نگاهی سریع به همه آنها گفتم که حق ندارند چنین کنند. وقتی بازدید تمام شد و آن میلیونر با یک خرید ٢٠٠ هزار دلاری از فروشگاه خارج شد، از خدمتکاران خواستم راه‌پله و فرش‌ها را تمیز کنند. به آنها گفتم که مشتری وقتی وارد مغازه میشود، درحقیقت صاحب آن است، چرا که بالقوه می‌تواند هر کالایی را بخرد. این حق مشتری است و باید به این حق او احترام گذاشت .

آیا از زندگی لذت می‌برید؟

بیژن : چرا نه؟ اگر لذت نبرم چه کنم؟ زندگی من مال خودم است و دوست دارم آن را هر طوری که میخواهم احساس کنم. چرا نباید چنین کنم ؟

ممکن است یک نمونه از شیوه تبلیغات خود را بیان کنی ؟

بیژن: یکی از آخرین تبلیغات من اینطور آغاز می‌شود: یکی بود یکی نبود، در سرزمینی دور مرد جوانی زندگی می‌کرد که به کیفیت عشق می ورزید.

آخرین پیام شما برای خوانندگان موفقیت در ایران چیست ؟

بیژن: درست است که کارخانجات و مغاره‌های من در اروپا، آمریکا و نیویورک است، اما می‌توانید برای دیدن محصولات بیژن، بدون هیچ محدودیتی، مستقیماً از داخل منزل وارد فروشگاه اینترنتی بیژن ( http:/ www.bijan.com ) شوید و آخرین محصولات بیژن را آنجا ببینید.





نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها : آموزش، کسب و کار، مهارت، راز، موفقیت، آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی،
لینک های مرتبط :

جمعه 4 دی 1394 :: نویسنده : پوریا ذاکری

من بهروز فروتن در سال 1324 در تهران متولد شدم و در امیریه‌ی تهران بزرگ شدم. در سن ده سالگی پدرم را از دست دادم. ایشان رئیس اداره‌ی آگاهی بود البته زمانی که من به دنیا آمدم بازنشسته شده بودند. مهمترین چیزی که از پدرم به یاد دارم این است که می‌گفت انسان باید جوهر کار داشته باشد. در زمانی که ایشان در قید حیات بودند ما از نظر مالی چندان مشکلی نداشتیم با این حال ایشان اصرار داشتند ما در ایام تعطیل کار کنیم. مهم نبود چه کاری انجام می‌دهیم بلکه مهم این بود که با فرهنگ کار آشنا شویم.
از بچگی سختی زندگی را ناخواسته حس کردم قبل از اینکه زندگی را ببینم سختی زندگی برایم نمایان شد به همین دلیل احساس می کنم یک حالت خود ساختگی خاص دارم.

 با وجود اینکه بچه ضعیفی بودم، اول کارهای شخصی انجام می‌دادم مثلاً تابستان‌ها شکلات و اسباب بازی می‌فروختم. بعد به دنبال کار فنی رفتم و اکثر مواقع درآمدم را برای مسائل تحصیلی یا هزینه‌ی روزمره مصرف می‌کردم بیشتر درآمدم را هم به مادرم می‌دادم تا برایم پس‌انداز کند. پس از فوت پدرم خیلی از امکانات از ما گرفته شد ولی مادرم با گذشت و عاطفه‌ای که داشت سرپرستی ما را به عهده گرفت. مادرم را هم پانزده سال پیش از دست دادم
در هر حال با همه‌ی مشکلاتی که بود من هم درس خواندم و هم کار کردم و از حاصل کارم، درسم را ادامه دادم. مادرم در این کار مرا بسیار تشویق کردند به نظر من هیچ انسانی موفق نمی‌شود مگر اینکه تشویق بشود و یا خودش را باور داشته باشد. تشویق، انگیزه و قدرت و روحیه‌ای  ایجاد می‌کند که انسان بیش از توان جسمی‌اش کار کند.
من وضعیت استثنایی داشتم چون پدرم را از دست داده بودم یک مقدار فکرم جلوتر از ذهنم بود. از درک مفاهیم و راهنمایی دیگران بهترین بهره را می‌بردم و موقعیت را خوب می‌سنجیدم و جلو می‌رفتم.
یک دوره‌ی شبانه‌روزی در اداره وزارت کشاورزی و صنایع معادن بود که دیپلم فنی می‌دادند. اگرچه جدا شدن از خانواده خیلی سخت بود ولی چون من به کار فنی خیلی علاقه داشتم و به آنجا رفتم و در رشته‌ی مدل سازی و ریخته‌گری درس خواندم بعد به کلاس‌های شبانه دانشگاه تهران رفتم و لیسانس مدیریت گرفتم. به این دلیل کلاس‌های شبانه را انتخاب کردم که می‌خواستم روزها کار کنم. سپس معلم آزاد شدم و مدتی بعد امتیاز یک دبیرستان را خریدم و شروع به کار کردم. من از تمام کارهایی که در دوران زندگی‌ام انجام دادم راضی هستم سختی‌ها را پذیرفتم تا بتوانم از خوبی‌ها لذت ببرم. موفقیت‌های من از لابه‌لای شکست‌ها و سختی‌ها به دست آمده است. یک مدیر کسی است که بپذیرد مشکل را باید حل کند و متعهد باشد.
من کارم را از درون خانه شروع کردم مواد غذایی درست می‌کردم و به فروشگاه‌ها می‌دادم ولی آنها کالاهای من را نمی‌خریدند. بالاخره خانه‌ام را فروختم و با پول آن کار را شروع کردم به تدریج با 11 نفر از بستگانم شریک شدم. در حال حاضر ما نزدیک به 1000 نفر پرسنل داریم و شش نقطه از کشور تحت لیسانس صنایع غذایی بهروز کار می‌کنند.

من در مورد صنایع غذایی اطلاعات فنی نداشتم و بدون داشتن سرمایه و امکانات کار را شروع کردم و جلو رفتم و رمز موفقیت من این بود که از سختی کار لذت می‌بردم و از حضور پر تلاش همکارانم و بودن در بین آنها خوشحال می‌شوم.       
من فکر می‌کنم هر کسی خودش را باور داشته باشد موفق می‌شود. اگر به خودت احترام گذاشتی و برای باورت ایستادگی کردی و در مقابل اشتباهت عذر خواهی کردی خودت را شناخته‌ای. ما باید سعی کنیم نکات منفی و مثبت خودمان را بشناسیم و خودمان را باور داشته باشیم. من زندگی را اول در ذهنم ترسیم می‌کنم و اگر ایرادی داشت آنرا تغییر می‌دهم یعنی روی حرف‌هایم متعصب نیستم و پذیرای حرف‌های دیگران هستم تکامل را در خودم نمی‌بینم بلکه در جمع می‌بینم. ما نباید کار را عار بدانیم ارزش کار باید مهم باشد. من در 45 سال پیش کار را بازی می‌دانستم و این کارها را انجام می‌دادم و امروز هم همین کار را انجام می‌دهم چون امروز هم کار را بازی می‌دانم.





نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها : آموزش، کسب و کار، موفقیت، مهارت، راز، آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی،
لینک های مرتبط :

جمعه 4 دی 1394 :: نویسنده : پوریا ذاکری
 


 

جوانی دورانی است که همه آن را با عنوان‌هایی مثل بهار زندگی یا دوران طلایی عمرمان می‌شناسیم. بیشتر افراد در میانسالی و پیری، هنگامی که به جوان‌ها بر‌می‌خورند اولین نصیحتشان به آنها این است که قدر جوانی‌تان را بدانید و تا جوان هستید زندگی خود را بسازید و….

با این تفاسیر اهمیت دوران جوانی برای همه ما روشن است، اما چگونه می‌توانیم قدر این دوران طلایی را بدانیم و از آن بهترین استفاده را بکنیم؟ چگونه می‌توانیم یک جوان موفق باشیم و احساس نکنیم که جوانی‌مان هدر رفته است؟ بهتر است برای رسیدن به جواب این سوال‌ها خصوصیات یک جوان موفق را بدانیم و خود را ارزیابی کنیم و ببینیم چقدر با یک جوان موفق فاصله داریم.

بیشتر ما فکر می‌کنیم موفقیت یعنی یک کار بزرگ و خاص انجام دادن و یک انسان موفق بودن یعنی قهرمان بودن در صورتی که موفقیت یعنی بهترین استفاده از امکانات و موقعیت‌ها در زندگی و تلاش برای رسیدن به اهداف با ارزش زندگی در کوتاه‌ترین زمان ممکن.

هدف‌دار بودن

با توجه به تعریف موفقیت، مهم‌ترین نکته آن هدف داشتن در زندگی است. جوان موفق کسی است که در زندگی‌اش هدف‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت دارد و طبق این اهداف به برنامه‌ریزی می‌پردازد. او در همه زمینه‌ها در زندگی برای خود هدف تعیین می‌کند و هیچ جنبه از زندگی را فدای جنبه دیگر آن نمی‌کند.

building-the-bridge-to-success-1رواننشاسی-

یک جوان موفق اهدافش را می‌نویسد و در جهت رسیدن به آن اهداف کوشش می‌کند. او چند وقت یکبار اهدافش را بررسی و ارزیابی کرده و فاصله خود را تا رسیدن به آنها می‌سنجد. او همیشه می‌داند که چه می‌خواهد و راجع به آن فکر و تحقیق کرده و اهدافش را متناسب با امکانات و شرایط خودش در نظر می‌گیرد. او نه بلندپرواز است و نه کوته‌فکر نه در رویا زندگی می‌کند و نه زیادی همه چیز را دست کم می‌گیرد. او اهدافی واقع‌بینانه را برای زندگی خود در نظر می‌گیرد و در راه رسیدن به آنها با برنامه‌ریزی‌های دقیق پیش می‌رود.

 

امیدوار بودن

یک جوان موفق به آینده امیدوار است، او می‌داند که صرف‌نظر از مشکلاتی که هر کدام از ما داریم می‌توانیم انسان موفقی باشیم. او به زندگی خوش‌بین است و عینک بدبینی را هیچ‌گاه به چشمانش نمی‌زند.

ممکن است در زندگی مشکلات فراوانی سر راه هر کس قرار گیرد که او را از اهدافش دور کند یا امکاناتی برای رسیدن به اهدافش نداشته باشد، اما یک جوان موفق می‌داند، اگر بخواهد می‌تواند کمی آرام‌تر و شاید با راهی طولانی‌تر به هدفش برسد و برای رسیدن به آن خودش امکانات فراهم کند یا شاید اهدافش را کمی تغییر دهد و چند هدف کوتاه‌مدت برای خود تعریف کند تا پله‌پله به اهداف بزرگترش دست پیدا کند.

او هیچ‌گاه با اولین مانع سر راهش جا نمی‌زند و به خاطر مشکلات زندگی زانوی غم بغل نمی‌کند و ناامید نمی‌شود. یک جوان موفق اعتماد به نفس دارد و به توانایی‌های خود واقف است و می‌داند که قدرت انجام خیلی کارها را دارد. او خود و توانایی‌هایش را به خوبی می‌شناسد و می‌داند که پا در کدام مسیر قرار دهد تا موفق شود. او با اعتماد به نفسی واقع‌بینانه و امیدی که هر روز در دلش نورافشانی می‌کند پیش می‌رود، هیچ مشکل و هیچ اتفاقی نمی‌تواند او را در مسیرش متوقف کند. شاید فکر کنید که اینها یک مشت نوشته دور از واقعیت هستند، اما به دور و بر خود نگاه کنید و ببینید که جوان‌هایی با شرایط سخت‌تر از شما ولی موفق‌تر و امیدوارتر از شما بسیار زیادند که شما مدعی هستید توانایی‌های بیشتری از آنها دارید، اما دائما مشکلات بیرونی را مانع خود می‌دانید در حالی که مشکل از درون شماست.روانشناسی

با خانواده بودن

یک جوان موفق خانواده‌اش را فراموش نمی‌کند و می‌داند که خانواده‌اش بهترین دوستان او هستند. او همیشه سعی در بهبود روابط خود با خانواده‌اش دارد و اگر اختلاف نظری بین او و خانواده به وجود ‌آید به خوبی می‌تواند آن را حل کرده و به یک توافق برسد. او رابطه دوستانه باپدر و مادرش را به هر نحوی حفظ می‌کند.

یک جوان موفق به جای این‌که همیشه از خانواده خود انتظار ایجاد امکانات و موقعیت برای پیشرفت و موفقیت خودش را داشته باشد، سعی در ایجاد موقعیت برای خود و حتی خانواده‌اش می‌کند و روی پای خود می‌ایستد و از خانواده‌اش انتظارهای بیجا ندارد. یک جوان موفق دوستانش را با معیارهای خانوادگی‌اش می‌سنجد و دوستانی انتخاب می‌کند که در شأن خانواده‌اش باشند.

موثر و پرکار

اکثر جوان‌ها فکر می‌کنند که دوران جوانی تا ابد می‌ماند و همیشه جوانند و وقتی به آنها گفته می‌شود که قدر جوانی خود را بدانید با خود می‌گویند کو تا پیری، ما تا پیری فاصله زیادی داریم، اما تا چشم به هم می‌زنند می‌بینند که جوانیشان بار سفر بسته و در حال رفتن است. یک جوان موفق قدر جوانی‌اش را می‌داند و از لحظات آن بهترین استفاده را می‌کند. جوانی بهترین موقع برای یادگیری است، درست است که هیچ‌گاه برای یادگرفتن دیر نیست، اما اگر می‌خواهید در کمترین زمان بیشترین بهره را در زمینه یادگیری مطالب و مهارت‌ها داشته باشید در جوانی به سراغ آن بروید.

یک جوان موفق آینده‌نگر است و به ساختن آینده خود فکر می‌کند و برای آن برنامه‌ریزی دارد و تلاش می‌کند. یک جوان موفق هیچ گاه بیکار نیست، او یا در حال یادگیری مهارت‌هاست یا دارد از مهارت‌هایش استفاده می‌کند. اینها به معنی نداشتن تفریح و اوقات فراغت نیست او برای تفریح خود نیز برنامه‌ریزی دارد و اوقات فراغت خود را به بهترین شکل می‌گذراند. یک جوان موفق در عین کار و کوشش و تلاش برای آینده و رسیدن به اهدافش همیشه شاد و سرحال است و لبخند از لبانش جدا نمی‌شود او با دوستانش تفریح می‌کند و با خانواده‌اش اوقات خوشی دارد، اما هیچ گاه از اهدافش دور نمی‌شود و آنها را فراموش نمی‌کند.

یادتان باشد در هر شرایط جغرافیایی، فرهنگی، اقتصادی،‌خانوادگی و… که هستید قابلیت موفق بودن را دارید، اگر بخواهید و باور داشته باشید، می‌توانید به موفقیت‌هایی بزرگ‌تر از آنچه در ذهنتان است برسید، فقط خود را دست کم نگیرید و از همین حالا به پا خیزید و به سوی اهدافتان پیش بروید که بهار جوانی همیشگی نیست و تا چشم باز کنید. دارید به جوان‌های دور و بر خود می‌گویید: «قدر جوانی‌تان را بدانید.»





نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها : ثروتمندان، آموزش، کسب و کار، مهارت، موفقیت، آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی،
لینک های مرتبط :

جمعه 4 دی 1394 :: نویسنده : پوریا ذاکری
چگونه با تلگرام Telegram پولدار شویم؟ / آموزش کسب درآمد در آخرین اخبار, راز ثروتمندان مهر ۱۵, ۱۳۹۴ ۰ 732 بازدید با افزایش نفوذ شبکه‌های مجازی و پیام‌رسان‌های فوری، عده‌ای به فکر افتاده‌اند که به کسب درآمد از این فضای مجازی بپردازند یا حتی کلاس‌های آموزشی برگزار کنند و درست مثل کلاس‌های حضوری شهریه دریافت کنند! با گسترش استفاده از فضاهای مجازی و افزایش مخاطبان آن، کسب‌وکارهای اینترنتی یکی از بخش‌های جدانشدنی زندگی امروزه ما شده‌اند و با ورود شبکه‌های پیام‌رسان فوری به کشور، شکل جدیدی از این کسب‌وکارهای مجازی، ظهور و بروز پیدا کرده است. اغلب این شبکه‌های اجتماعی برای تبلیغات بوده یا کانال ارتباطی بین بازاریاب و مشتری هستند. در این بین عده ای هم هستند که به طور مستقیم از این فضا کسب درآمد می‌کنند. bot چهار میلیون تومان برای طراحی یک ربات به دنبال رونق گرفتن تلگرام بین کاربران ایرانی، تلگرام حدود شش ماهی می‌شود جای دیگر شبکه‌های پیام رسان فوری را گرفته و از نظر محبوبیت بین کاربران ایرانی در صدر قرار گرفته است. شاید دم‌دستی‌ترین روش برای پول درآوردن از تلگرام ، ساخت و طراحی ربات‌ها باشد. بیشتر مشتریان و سفارش‌دهندگان این ربات‌ها کسانی که هستند که خود سایت یا تولید محتوا دارند و به دنبال رباتی برای انتقال و تبلیغ محتوای تولیدی خود هستند. «آقای صبوری» برنامه‌نویسی است که برای سایت‌ها ربات می‌سازد. او می‌گوید که از چهار ماه پیش ساختن ربات از طریق تلگرام آسان می‌شود و از همین جا ساختن ربات‌ها و استفاده از آن‌ها رواج پیدا می‌کند، البته معتقد است کیفیت این ربات‌ها با هم متفاوت است: «طیف، کارکرد و کیفیت این ربات‌ها متنوع است و به تبع آن قیمت‌ها هم تغییر می‌کند. مثلا ممکن است نیاز یک سایت خبری فقط این باشد که چند کانال خبری را برای کاربران خود نمایش بدهد یا مثلا امکان جست‌وجو هم به او بدهد یا حتی خود کاربر بتواند تنظیم کند چند پیام را در روز دریافت کند. هر چقدر این امکانات بیشتر شود، قیمت هم بالاتر می رود.» حتما بخوانید : پرورش مرغ شاخدار ، جوان تبریزی را ثروتمند کرد! او درباره نرخ این ربات‌ها هم می‌گوید: «درآمد ناشی از طراحی ربات از ۵۰۰ هزار تومان تا چهار میلیون تومان می‌تواند متغیر باشد و این به نوع کار آن بستگی دارد.» با این وضع، به نظر می‌رسد درآمد به‌دست آمده از این راه بد نباشد؛ ولی آقای صبوری می‌گوید: «تجارت ‌های این شکلی خیلی زود اشباع می‌شوند؛ چون تقاضا برای آن کم و عرضه هم چون به برنامه‌نویسان زیادی احتیاج دارد، کم است. برای همین قیمت آن خیلی بالا نمی رود. در ضمن تمام درآمدهای آن موقتی و تجارت ی آنی است.» گروه بزنید، تبلیغات کنید، پول دربیاورید علاوه بر طراحی ربات‌ها، از طریق دیگری هم می‌توان از این ربات‌ها کسب درآمد کرد. ربات‌های تبلیغاتی، روش جدیدی از تبلیغات مجازی هستند. طراحی این ربات‌ها از یک طرف و استفاده از آن‌ها برای تبلیغات از طرف دیگر، درآمدزا هستند. قضیه از این قرار است که بازاریاب‌ها این ربات‌ها را طراحی می‌کنند و از مشتری‌های خود سفارش می‌گیرند و به وسیله ربات‌ها تبلیغات را در گروه‌های تلگرام آغاز می‌کنند. این شرکت‌های تبلیغاتی افرادی را هم برای تبلیغات خود به کار می‌گیرند و به ازای ایجاد هر گروه و میزان تبلیغات مبلغی را برای او در نظر می‌گیرند. کلاس خط و نقاشی تلگرام ی! عده‌ای از آموزشگاه‌ها هم به این فکر افتاده‌اند که کلاس‌های حضوری خود را به کلاس‌های مجازی تبدیل کنند و از این راه پول دربیاورند. دوره اول کلاس‌های مجازی این آموزشگاه‌ها به طور رایگان برگزار می‌شود و از دوره‌های بعد، فرد برای شرکت در کلاس‌ها باید هزینه پرداخت کند. برگزاری کلاس مجازی برای حوزه‌هایی مثل زبان انگلیسی یا مهارت‌های ICDL شایدخیلی عجیب نباشد؛ اما آموزشگاهی، کلاس خط و حتی نقاشی را به صورت مجازی برگزار می‌کند! در این کلاس تلگرام ی، هنرجویان از استاد سرمشق می‌گیرند و بعد از تمرین آن را در گروه قرار می‌دهند و او هم پس از مشاهده، اشتباهات را برطرف کرده و فیلم آن را برای فهم بهتر به او می‌دهد. ابتدا این گروه‌ها در وایبر برگزار می‌شدند؛ اما حالا شکل تلگرام ی به خود گرفته‌اند. این ایده به سرعت در شبکه‌های مجازی گسترش پیدا کرده و هنرجویان زیادی به آن مراجعه کرده‌اند. البته مشخص نیست که این کلاس‌های تلگرام ی چقدر تاثیرگزار بوده‌اند و آیا خروجی داشته‌اند یا خیر.





نوع مطلب : تلگرام (telegram)، 
برچسب ها : آموزش، کسب و کار، موفقیت، مهارت، راز، آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 2 دی 1394 :: نویسنده : پوریا ذاکری

برای خیلی از افراد، بزرگترین چالش درمحل‌کار این نیست که سعی کنند کارشان را خوب انجام دهند. اکثر ما در انجام کارمان توانا هستیم و اگر در یک یا دو نقطه ضعف‌‌هایی داشته باشیم، خیلی برای تغییر آن خودمان را به زحمت نمی‌اندازیم. برای اکثر ما بزرگترین چالش در محل‌کار این است که شناخته شویم—یعنی کار خوبی که انجام داده‌ایم توسط همکاران و مدیرانمان دیده شود! برجسته بودن در محل‌کار مزایای زیادی دارد که از آن جمله می‌توان به بالاتر رفتن شانس ترفیع رتبه، به دست آوردن کارها و پروژه‌های بهتر و احترام اشاره کنیم.

خوب، حالا باید ببینیم چطور می‌توانیم بین همکارامان برجسته‌تر باشیم؟ بااینکه شما را برای انجام مسئولیتی که به شما محول شده استخدام کرده‌اند، اما فقط انجام مسئولیتتان کافی نیست. شما استخدام شده‌اید که بخشی از شرکت و سازنده آن تیم باشید و همچنین سازنده سود برای شرکت. اگر تا امروز نام و نشانی در محل‌کار نداشتید، دیگر زمانش رسیده که اعتباری برای خودتان برهم بزنید. البته ساختن اعتبار منفی زندگی کاری‌تان را دچار مشکل می‌کند اما اگر هیچکس از بالادستانتان نداند شما که هستید، تا اخر عمرتان متوسط خواهید ماند. اگر دوست دارید بدانید برای اینکه خودتان را از بین همکارانتان متمایز کنید چه باید بکنید، این 10 روش کمکتان می‌کند.

1- بدون اینکه از شما خواسته شود، کاری انجام دهید

دوست دارید خیلی زود در چشم مدیرتان بدرخشید؟ خودتان وارد عمل شوید. کارهای کوچکی مثل بارگذاری دوباره دستگاه کپی تا آماده کردن گزارشات طولانی و کامل برای رئیستان: مهم این است که خودتان برای انجام آن کار داوطلب شده باشید. در حالت ایدآل، مدیر یک شرکت باید مثل مربی یک تیم ورزشی باشد و زمینه را برای فعالیت بازیکنان خود آماده کند. اما در اکثر موارد، مدیر فقط یک کارفرما است: هر کاری که خودش محول نکند، انجام نمی‌شود زیرا اکثر کارمندان فقط کاری را انجام می‌دهند که از آنها خواسته شده است. اگر می‌توانید هدف منطقی یک کار را ببینید، حتماً انجامش دهید: اگر کار X و کار Y را انجام داده‌اید، پیش رفته و کار Z را هم انجام دهید. با این روش این پیام را به رئیستان می‌رسانید که لازم نیست او برایتان نقطه‌ها را به هم وصل کند و اینکه خودتان توجه دارید و عمل مناسب را انجام می‌دهید که همه اینها ویژگی‌هایی عالی است.

2- در جلسات شرکت ساکت ننشینید

شاید جلسات شرکت به نظرتان یک اتلاف وقت واقعی باشد چون معمولاً کار زیادی در آنها انجام نمی‌شود. اکثر افراد معمولاً در جلسات کاری ساکت نشسته و به دیوار روبه‌رویشان خیره می‌شوند یا با موبایل‌هایشان بازی می‌کنند و عده کمی هم در جلسه فعالیت می‌کنند. بااینکه این وضعیت برای کارمندان متوسط بد نیست، اما سعی ما این نیست که متوسط باشیم.

پس حرف بزنید و در جلسه شرکت فعال داشته باشید. دقت کنید که وضعیت تعادل را رعایت کنید. نه باید اینقدر ساکت باشید که حضورتان با تابلوی روی دیوار تفاوتی نداشته باشد و نه اینکه به نظر برسد عاشق صدای خودتان هستید چون بی‌وقفه حرف می‌زنید و نوبت را به کسی نمی‌دهید. اینکه نظراتتان را به گوش بقیه برسانید یکی از اسرار برجسته شدن در محل‌کار است. از محالفت کردن با دیگران، حتی رئیستان، واهمه نداشته باشید—تازمانیکه این مخالفت به طریقی محترمانه و سازنده ابراز شود، دلیلی برای جلوگیری از آن وجود ندارد.

3- سازمانی همه چیز تمام ایجاد کنید

سازمانی همه‌چیزتمام ایجاد کنید که برایتان اعتبار بیاورد. یک پروژه تک نفره می‌تواند اعتبارتان را بالا ببرد اما اعتباری که برای قابل‌اعتماد و اطمینان بودن به دست بیاورید، سخت‌تر است. اینکه به فردی در اداره تبدیل شوید که همه وقتی سوال دارند پیشتان بیایند زمان می‌برد اما کارهایی هست که می‌توانید برای سریع‌تر کردن ایجاد این اعتبار انجام دهید. اینکه تقویمی را در اتاقتان نصب کنید اقدام خوبی است. یک کار دیگر می‌تواند این باشد که درخواست‌هایتان را یادداشت کتید. همیشه کاغد و قلم همراه داشته باشید و یا آن را در بخش یادداشت تلفن‌همراهتان بنویسید. اما اگر در جلسه هستید و کسی از شما گزارش خواست، حتماً یادداشت‌برداری کنید. مطمئناً می‌دانید چقدر بد است که وقتی از کسی می‌خواهید که وقتی در جلسه شرکت کرد گزارش آن را به شما بدهد و بعد از آن چیز زیادی به خاطرش نمانده باشد. پس شما برعکس آن باشید!

4- آراسته و مرتب باشید

به تناسب کار و سمتی که دوست دارید داشته باشید لباس بپوشید نه کاری که الان دارید. مطمئناً این توصیه را صدها بار در همین وبسایت خوانده اید اما باز هم تکرار می‌کنیم. آراستگی و طرز لباس پوشیدن بخش مهمی از درک و تصور دیگران از شما را تشکیل می‌دهد. سعی کنید هر روز چند دقیقه‌ای را به آراستن خودتان اختصاص دهید. اگر موهایتان تمیز و مرتب به نظر برسد، دهانتان خوشبو باشد و هر روز اصلاح کنید نیمی از راه را رفته‌اید.

اگر هنوز هم اهمیت ظاهر و آراستگی برایتان اثبات نشده است، این تمرین ذهنی را انجام دهید: در ذهن خود، یکی از همکارانتان که دیروز با او ناهار خوردید را تجسم کنید. آیا لباسی که به تن کرده بود یا وضعیت موها و صورتش را یادتان هست؟ شاید دقیقاً یادتان نباشد که چه پوشیده بود اما مطمئناً می‌توانید نوع و سبک لباس پوشیدنش را به خاطر بیاورید. آن نوع و سبک لباس پوشیدن همان تاثیری است که او بر شما داشته است. بااینکه افراد معمولاً به طور کامل و با جزئیات وضعیت ظاهر شما را به خاطر نمی‌سپارند اما یک درک و حس خاص از وضعیت ظاهری شما در ذهن نگه می‌دارند که با گذشت هفته‌ها و ماه‌ها ایجاد می‌شود. پس سعی کنید تجسمی مثبت از ظاهر خودتان در ذهن همه ایجاد کنید.

5- عدد بقیه را بدانید

بااینکه باخبر بودن از منطقه کاری خودتان الزامی است اما اینکه بدانید بقیه چطور کار می‌کنند هم می‌توانید برایتان مفید باشد. اگر هر ماه یک کپی از وضعیت مالی شرکت به شما می‌دهند، آن را جزء به جزء بررسی کنید. با مطالعه دقیق آن می‌توانید درک خوبی از روند پیشرفت کلی شرکت و همچنین بخش‌های مختلف به دست آورید. برای بررسی و مطالعه ایمیل‌ها و نامه‌ها و پیام‌هایی که درمورد سایر بخش‌ها دریافت می‌کنید چند دقیقه در روز وقت بگذارید. به خاطر داشته باشید، هدف نهایی همه بخش‌ها بالا بردن سود اقتصادی نیست، اما همه بخش‌ها اهدای برای خود دارند که با عدد قابل شمارش هستند. باید بتوانید به بخش‌های مختلف درصورت ارتقاء کاری و پیشرفت تبریک بگویید.

6- عدد خودتان را بدانید

اگر می‌خواهید دقیق به نظر برسید، باید دقیق باشید. راه دقیق بودن در کاراین است که اعداد را بدانید. اگر از مسایل مالی، کار و سایر اعداد و ارقام داخل و خارج شرکت باخبر باشید، نسبت به آنهایی که مطلع نیستند، ارجحیت دارید. این مسئله علاوه بر اینکه اطلاعات خوبی برای جلسات در اختیارتان قرار می‌دهد، باعث می‌شود از روند پیشرفت شرکت باخبر باشید. بعنوان مثال، دانستن وضعیت مالی بخش خودتان، به شما کمک می‌کند بفهمید چه زمانی بهتر است برای درخواست کمک‌هزینه برای پروژه‌ها به رئیستان نزدیک شوید.

7- یک کتابخانه داشته باشید

داشتن کتاب در محل‌کار نشانه هوش است. داشتن چند کتاب خوب، مخصوصاً در زمینه بیزنس، این تصور را در ذهن دیگران ایجاد می‌کند که سعی در ارتقاء کاری خود دارید. اگر می‌خواهید ترفیع پیدا کنید، این دقیقاً همان پیامی است که باید در ذهن رئیستان ایجاد کنید. برای شروع مکالمه هم خوب است چون ممکن است دیگران برای چیز دیگری سراغتان بیایند و و در این مورد هم سوال کنند و ازآنجاکه مطمئناً دوست ندارید کل روزتان را به حرف زدن‌های بیهوده بگذرانید، کتاب می‌تواند راه خوبی برای ایجاد رابطه با دیگران باشد. اگر در اتاق کارتان جا دارید، یک قفسه نصب کرده و آن را تبدیل به یک کتابخانه کوچک کنید. اگر هم جا ندارید، گذاشتن چند کتاب روی میز کارتان می‌تواند شروع خوبی باشد.

8- درمورد اعضای خانواده همکارانتان اطلاعات پیدا کنید

بگذارید یک آزمایش کوچک انجام دهیم: چه کسی برایتان اهمیت بیشتری دارد، همکارانتان یا عزیزانتان؟ درمورد کسانی که با آنها کار می‌کنید هم همینطور است: چه بچه باشند، چه همسر و یا حتی والدینشان، همکارانتان هم در خانه عزیزانی دارند که اهمیت فوق‌العاده‌ای برایشان دارند. سعی کنید کمی درمورد کسانیکه برای همکارانتان عزیز هستند اطلاعات پیدا کنید. دانستن نام‌ها و سن تقریبی اعضای خانواده‌شان شروع خوبی است. البته این کار باید هوشمندانه انجام شود. این کار شما نباید فضولی در زندگی خصوصی دیگران به نظر برسد.

دانستن این اطلاعات درمورد خانواده رئیستان هم خوب است اما فقط به این شرط که و خودش برای ارائه این اطلاعات داوطلب شود: پرسیدن سوالات خصوصی از رئیستان ممکن است نتیجه عکس برایتان به دنبال داشته باشد.

9- سازنده باشید نه مخرب

همه ما با افرادی کار کرده‌ایم که تنها مشارکتی که در جلسات و پروژه‌ها دارند این است که با انتقادهایشان ذهن و کار بقیه را خراب کنند. منظورمان این نیست که عنوان کردن مشکلات ایرادی دارد، اما باید بتوانید برای انتقاداتتان راه‌حل هم پیشنهاد بدهید. پیدا کردن مشکلات کار چندان سختی نیست اما افراد کمی هستند که تلاش بیشتری به کار گرفته و پیشنهاد دهند که برای آن مشکل چه اقداماتی باید انجام شود. فقط پیدا کردن ایرادات کار ساده است و هیچ اعتبار و ارزشی هم برایتان درست نمی‌کند.

پس به جای اینکه فقط بعنوان منتقد و منفی‌گرا در چشم دیگران ظاهر شوید، حداکثر تلاشتان را به کار گیرید که مشارکتتان سازنده باشد نه مخرب. اگر ایراد و اشکالی را در کار مشاهده کردید، کاری درمورد آن بکنید و دقت کنید که مشارکت کلی‌تان در آن رابطه مثبت باشد.

10- گروه خدمات و پشتیبان را بشناسید

با خدمه شرکت مهربان باشید. آنها افرادی زحمتکش هستند و باید از زحماتشان قدردانی کنید. یادتان باشد خیلی از آنها ده‌ها سال است که در آن کار هستند. مهربان بودن هیچوقت به کسی صدمه نمی‌زند اما خیلی‌ها به دلیل پست‌تر بودن طبقه شغلی این افراد، گاهی با آنها بدرفتاری می‌کنند. هیچوقت با کسی طوری برخورد نکنید که پایین‌تر از شما قرار دارد.





نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها : آموزش، موفقیت، راز، مهارت، کسب و کار، آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 2 دی 1394 :: نویسنده : پوریا ذاکری


( کل صفحات : 10 )    ...   6   7   8   9   10   
لینکد این
آمار بازدید
آمار بازدید
درباره وبلاگ


با سلام خدمت تمامی کاربران محترم وبلاگ فروش و کسب و کار الکترونیک
ما در این وبلاگ تمامی سعی و همت خود را به کار گرفته و به جمع آوری مطالبی راجع به زندگی نامه مدیران موفق _ مهارت های زندگی _ مهارت هایی برای پیشرفت شغلی و...پرداخته ایم.
با امید اینکه مطالب این وبلاگ برای شما مفید واقع شود.

مدیر وبلاگ : پوریا ذاکری
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ابزار سئو

Meta Tag Analyzer