تبلیغات
فروش الکترونیک - مطالب ابر آموزش کسب و کار الکترونیک
فروش الکترونیک
کسب و کار خود را به روز کنید

 

خودآگاهی

خودآگاهی ، توانایی شناخت و آگاهی از خصوصیات ، نقاط ضعف و قدرت ، خواسته ها ، ترس و انزجار است. رشد خودآگاهی به فرد کمک می کند تا دریابد تحت استرس قرار دارد یا نه و این معمولا پیش شرط ضروری روابط اجتماعی و روابط بین فردی مؤثر و همدلانه است.

 همدلی

همدلی یعنی اینکه فرد بتواند زندگی دیگران را حتی زمانی که در آن شرایط قرار ندارد  درک کند. همدلی به فرد کمک می کند تا بتوانند انسانهای دیگر را حتی وقتی با آنها متفاوت است بپذیرد و به آنها احترام گذارد. همدلی روابط اجتماعی را بهبود می بخشد و به ایجار رفتارهای حمایت کننده و پذیرنده ، نسبت به انسان های دیگر منجر می شود.

  مهارت های زندگی



ادامه مطلب


نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها : آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت های ده گانه زندگی،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 3 آذر 1395 :: نویسنده : پوریا ذاکری
خیلی از پدر و مادرها از اینکه فرزندانشان علاقه‌ای به خوردن صبحانه ندارند،گله‌مند هستند و خیلی‌های دیگر نیز اصلاً وقت خوردن صبحانه و درست کردن چای و خریدنان تازه و این قبیل کارها را ندارند. شاید بهتر است بگویم حوصله این کارها راندارند. اما اگر کمی تغییر در خوراک صبحانه به‌وجود آید و به قول معروف برای بچه‌ها میز صبحانه را جذاب‌تر کنیم، مسلماً خواهید دید اشتیاق کودکان به خوردن صبحانه بیشتر می‌شود.


ادامه مطلب


نوع مطلب : خلاقیت، موفقیت، 
برچسب ها : آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 12 مهر 1395 :: نویسنده : پوریا ذاکری

چگونه مشکلات زندگی را پشت سر بگذاریم؟

مطمئناً زندگی همه فرازهای فوق‌العاده عالی و نشیب‌هایی ناراحت‌کننده دارد اما اینکه چطور با آنها برخورد کنید از اهمیت بسیاری برخوردار است. قصد داریم بهترین راه‌های کنار آمدن با زمان‌های خوب و بد زندگی را به شما معرفی کنیم.

زندگی تجربیات مختلفی را برای شما به ارمغان می‌آورد. گاهی‌اوقات این تجربیات کاملاً مثبت هستند و گاهی نیز آنقدر دشوارند که ما را حسابی در خودمان فرو برده و باعث می‌شوند چیزی پیدا کنیم که هیچ‌وقت وجود نداشت. اینکه از این تجربیات چه چیزهایی یاد بگیریم شخصیت ما را شکل می‌دهد.

در زیر به ۱۰ نکته‌ای که در فراز و نشیب‌های زندگی باید استفاده کنید اشاره می‌کنیم.



ادامه مطلب


نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها : آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی، مهارت های مقابله با مشکلات،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 18 مرداد 1395 :: نویسنده : پوریا ذاکری

تبدیل شدن به یک میلیونر خودساخته کار آسانی نیست. هنوز هم برای افرادی که در زمان‌های گذشته به این هدف بزرگ دست یافته‌اند، فرایند انجام آن نیازمند دنبال کردن یک سری قواعد و قوانین است.اگر شما دیدگاهتان نسبت به زندگی به گونه‌ای است که بر روی میلیونر شدن تمرکز دارد باید قوانین زیر را در نظر بگیرید:

  1. آن را برای به چالش کشیدن خود انجام دهید:

اگر از میلیونرهای خود ساخته سوال کنید که چرا در این زمینه فعالیت داشته‌اند، دلیل آن را تنها برای به دست آوردن پول زیاد نمی‌دانند. داستان واقعی که پشت زندگی هر فرد موفقی وجود دارد این است که این افراد چالش‌های موجود را پذیرفته‌اند و سعی کرده‌اند رویاهای خود را به چالش بکشند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : موفقیت، خلاقیت، 
برچسب ها : آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی، چگونه میلیونر شویم،
لینک های مرتبط :

جمعه 8 مرداد 1395 :: نویسنده : پوریا ذاکری

آیا نگرش مثبتی به زندگی دارید؟ از این مهمتر، آیا بقیه همین فکر را درمورد شما می‌کنند؟ وقتی اوضاع بر وفق مرادتان نیست، حفظ نگرش مثبت به زندگی کار سختی است. این روزها مقالات و کتاب‌‌های زیادی درمورد مثبت اندیشی به چاپ می‌رسد اما خیلی‌ از ما نمی‌توانیم بفهمیم که وقتی کارمان را از دست می‌دهیم، ازدواجمان به طلاق منتهی می‌شود یا فرزندمان دچار مشکل قلبی می‌شود، چطور می‌توانیم رویکردی مثبت به زندگی داشته باشیم. مطمئناً این نیاز به تلاش بسیار زیادی دارد. در زیر به 12 روش مطمئن برای ارتقای وضعیت ذهنی شما و ایجاد رویکرد مثبت در خود اشاره می‌کنیم.

1. از هر روز ممنون باشید.

هر چیزی که به خودتان می‌گویید یا برای آن دعا می‌کنید، باید برای همه چیزهایی که به شما داده شده، مثل محلی برای زندگی، خانواده، کار، لباس، همسایه‌ها، وسیله حمل‌ونقل، تحصیلات، نور خورشید، غذا، سلامتی و آزادی متشکر باشید. حتی اگر فقط بعضی از اینها یا مقدار کمی از آنها را داشته باشید، برای همان مقدار هم باید قدردان باشید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها : آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی، آرامش ذهنی،
لینک های مرتبط :

جمعه 8 مرداد 1395 :: نویسنده : پوریا ذاکری

ریسک کردن بیشتر از آنکه ترسناک باشد هیجان انگیز است که البته نتیجه ریسک در صورت شکست می‌تواند باعث ایجاد ترس و پشیمانی شود. اما ریسک کردن با برنامه آیا میتواند همیشه به موفقیت منجر شود؟

برای بیشتر ما ریسک کردن کار ترسناکی است زیرا همیشه احتمال شکست وجود دارد. به ما یاد داده شده که احتیاط کرده و از ریسک‌های غیرلازم خودداری کنیم. و محافظه‌کارانه و قدم‌قدم تا رسیدن به هدفمان پیش رویم.



ادامه مطلب


نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها : ریسک کردن، آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی،
لینک های مرتبط :

شنبه 2 مرداد 1395 :: نویسنده : پوریا ذاکری

چگونه دیگران را شیفته ی خود میکنید، اگر فقط 30 ثانیه وقت برای اینکار داشتید؟
از محبوب ترین مطالب وبسایت 12CEO که در روزنامه های پرتیراژ نیز چاپ شد…

اگر یک مصاحبه کاری در پیش دارید یا در سمیناری درحال شبکه سازی با افراد جدید و حرفه ای هستید؛ یا اصلا در حال دویدن به سمت آسانسوری هستید که بیل گیتس(!) سوارش است و میخواهید به او پیشنهاد سرمایه گذاری بر روی ایده فوق العادتون رو بدهید؛ شما نیاز به مهارتی برای جلب توجه مردم و متقاعد کردن آنها به اینکه صحبت های شما ارزشمند هستند… دارید.

«اکثر مردم نمیتوانند آنچه را که دارند و میدانند ارزشمند است را به صورت تاثیرگذار، ارایه کنند.»
__پاول مک دونالد (از مدیران موسس رستوران های زنجیره ای مک دونالد)

اجازه بدید یک واقعیتی را به شما بگویم؛
اگر میخواهید خیلی راحت دیگران را تحت تاثیر قرار دهید، شما فقط 8+22 ثانیه برای این منظور زمان دارید !
تعجب کردید؟ در اصل شما در 8 ثانیه اولِ اولین ملاقات تان 80% قضاوت های ذهنی طرف مقابل راجع به شما را در ذهنش ایجاد میکنید و سپس 22 ثانیه فرصت دارید یا آنرا تغییر دهید و یا آنرا برای همیشه در ذهن طرف مقابل ثبت کنید.

 

اینکه چطور از این 30 ثانیه حیاتی استفاده کنید خیلی مهم است؛
چون پایه و اساس روابط آینده تان را در این 30 ثانیه شکل میدهید. اگر در این 30 ثانیه بتوانید دیگران را متقاعد کنید که فردِ صادق و ارزشمندی هستید، مطمئن باشید برای همیشه در ذهن شان ثبت خواهد شد.

 

خب، فهمیدیم که این 30 ثانیه مهم و حیاتی هستند، اما چطور از آن به بهترین شکل ممکن استفاده کنیم؟
ما 8 راهکار اساسی و کاملا کاربردی برای شما آماده کرده ایم، تا در فقط 30 ثانیه تمام آنچه را که هستید یا دارید بطور فوق العاده موثر ارائه کنید و دیگران را مجذوب خود کنید…



ادامه مطلب


نوع مطلب : موفقیت، خلاقیت، 
برچسب ها : آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 14 تیر 1395 :: نویسنده : پوریا ذاکری
روانشناسان، متفکران عصر جدید و رهبران مذهبی سال های متمادی است که حول مسئله " قانون جذب" صحبت می کنند، اما در واقع این قانون پس از انتشار کتاب "راز" در سال ۲۰۰۶ محبوبیت خود را در میان عموم مردم بازیافت. قانون جذب بسادگی در این جمله خلاصه می شود: "ما هر آنچه را که به آن فکر کرده، چه خوب چه بد، جذب خود می کنیم." باور کنید یا نکنید، امروزه پژوهش های علمی ثابت کرده که افکار مثبت، زندگی ما را تحت تأثیر همه جانبه خود قرار می دهند.در زیر به یکی از محبوب ترین کتاب های موجود در این موضوع یعنی قانون جذب اشاره می کنیم: کتاب "مبانی تعالیم ابراهیم، استر و جری هیکس"

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها : آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی، جوانان موفق، قانون جذب،
لینک های مرتبط :

شنبه 12 تیر 1395 :: نویسنده : پوریا ذاکری
جنبش داشتن نشانه زندگی است و هدفمندبودن لازمه زندگی معنی دار است. هر فرد پیروزی را كه به یاد آورید دارای هدف بوده است. دانش ها، كوشش ها و مهارت ها وقتی به جایی می رسند كه متوجه هدفی باشند .
برخی از فایده های هدف به این شرح است: -به تفكر و فعالیت های انسانی جهت می دهد.
-هدف خودش هیجان و تحرك ایجاد می كند.
-موجب استفاده شایسته از وقت و توانایی ها و امكانات می شود.
-موجب بهره وری معنوی و شادی در زندگی می شود.
-رضایت ایجاد می كند و اعتماد به نفس را افزایش می دهد.
-فرد را یاری می رساند تا زندگی اش را و آینده خود را آن گونه شكل دهد كه می خواهد.
-به انسان چیزی می دهد تا به خاطرش برخیزد و تلاش كند.
-كلید برآوردن آرزوهای می شود.
-موجب رشد و تعالی فرد و جامعه می گردد.
می توان گفت هیچ چیز مثل داشتن هدف و پیگیری آن به زندگی انسان معنی و سازمان نمی دهد. وقتی هدفی در پیش دارید كه برای رسیدن به آن با خود عهد بسته اید، از وقت و اندیشه و نیروی خود برای رسیدن به آن استفاده می كنید و از این طریق به هستی خود سامان می دهید و زندگی تان را پرثمر كرده اید.
حال باید دید هدف چگونه ساخته می شود؟ برای ساختن هدف باید به آرزوها و خواست های راستین خود رجوع كنید. آرزو یا خواسته ایی راستین شمرده می شود كه شدیداً آن را بخواهید و حاضر باشید برای به دست آوردن آن تلاش كنید و از بعضی چیزها بگذرید. وقتی برجسته ترین آرزوی خود را مشخص كردید، هفت قدم هدف سازی زیر را دنبال كنید.


ادامه مطلب


نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها : آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی، تعیین هدف،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 10 تیر 1395 :: نویسنده : پوریا ذاکری
هر شرکتی در روند رو به رشد خود یک سری عامل کلیدی را به عنوان فاکتورهای موفقیت خود می‌شناسد؛ به آن فاکتورها توجه ویژه‌ای نشان داده و سعی می‌کند که با ادامه دادن به مسیرهای کم اشتباه خود، راه موفقیتش را به شکل خوبی طی کرده و ادامه دهد.
 

شرکت سامسونگ یکی از معدود شرکت‌هایی است که در عرض 5 سال اخیر به یک‌باره رشد چشم‌گیری داشته است.

این شرکت در شرایطی که در زمینه‌های مختلف فعالیت داشت به یک‌باره به بازار تولید تلفن‌های همراه هوشمند وارد شد و در این کار به قدری به موفقیت رسید که اکنون می‌توان با اطمینان گفت یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان تلفن‌های هوشمند است؛ سامسونگی که تا چند سال پیش حرفی برای گفتن نداشت به یک‌باره به یک رقیب بسیار جدی برای اپل تبدیل شده و این راه را تا به امروز هم ادامه داده است. در حال حاضر دو شرکت اپل و سامسونگ بزرگ‌ترین رقبای دیجیتالی هستند و بعد از گذشت سال‌ها همچنان هم درگیر مشکلاتی در رابطه با دعاوی و دادگاه‌های قضایی بین خود هستند.
شاید برای شما هم جالب باشد که بدانید در دومین سری از دادگاه‌های مربوط به نقض حق امتیازها یا رعایت نکردن قانون کپی‌رایت بین اپل و سامسونگ، اسناد محرمانه‌ای فاش شد که هیچ‌گاه در مورد آن‌ها صحبتی نشده بود.


ادامه مطلب


نوع مطلب : خلاقیت، موفقیت، 
برچسب ها : آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی، رمز موفقیت شرکت سامسونگ،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 2 تیر 1395 :: نویسنده : پوریا ذاکری
ابتکار یک روستایی در تبدیل روستایش به قطب گردشگری
9 سال پیش در یک شب بارانی دو گردشگر موتور سوار آلمانی در راه ماندند و برای اینکه بتوانند در یک جای امن شب را به صبح برسانند به خانه یک روستایی پناه بردند. عباس یک کارگر ساده روستایی همراه خانواده اش تلاش کرد تا به شیوه خودش از مهمانان خارجی به خوبی پذیرایی کند...


ادامه مطلب


نوع مطلب : خلاقیت، موفقیت، 
برچسب ها : آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی، عباس برزگر،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 2 تیر 1395 :: نویسنده : پوریا ذاکری
برخی از افراد برای شروع کسب‌و‌کار خود ترجیح می‌دهند شریک خود را از میان اعضای خانواده خود برگزینند که هم قابل اعتمادتر است و هم مزایای بسیاری نسبت به غریبه‌ها برای هر دو طرف دارد.
وب سایت فرصت امروز - شکوفه میرزایی: برخی از افراد برای شروع کسب‌و‌کار خود ترجیح می‌دهند شریک خود را از میان اعضای خانواده خود برگزینند که هم قابل اعتمادتر است و هم مزایای بسیاری نسبت به غریبه‌ها برای هر دو طرف دارد. در این میان برخی به‌دلیل اختلاف سلیقه‌ها یا مشکلات پیرامون، ممکن است در میانه راه از هم جدا شوند، اما اغلب در همان حوزه، برند تازه‌ای برای خود راه می‌اندازند. داستان آدی و رودی آلمانی هم که صاحبان شرکت‌های آدیداس و پوما هستند، این‌چنین شراکت نافرجام و جدایی موفقی برای هر دو داشته است. سال 1924 در منطقه باواریای آلمان، دو برادر به نام‌های آدی و رودی داسلر کارگاه کفش داسلر را به راه انداختند.

ادامه مطلب


نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها : آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی، رمز موفقیت کمپانی پوما،
لینک های مرتبط :

سه شنبه 1 تیر 1395 :: نویسنده : پوریا ذاکری
چیزی که نحوه زندگی انسانها را مشخص می کند، تفسیر و نوع دیدشان نسبت به وقایع بیرونی است نه خود آن وقایع.

سرمنشأ مثبت اندیشی از باورهای ما می آید. باورها و اعتقادات هر فرد و نوع برداشتش از زندگی و وقایع آن است که او را به سمت و سوی خوشبختی و یا بدبختی می برد. هر اتفاقی که در زندگی ما پیش می آید از نظر ما یا خوشایند است یا ناخوشایند. پس هرامری می تواند باعث خوشحالی و خوشبختی ما و یا باعث ناکامی و ناراحتی ما شود.
مثبت اندیشی به ما کمک می کند که بتوانیم تغییرات مفیدی در رفتار، گفتار، کار و زندگی خود ایجاد کنیم.


ادامه مطلب


نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها : مثبت اندیشی، آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی،
لینک های مرتبط :

جمعه 28 خرداد 1395 :: نویسنده : پوریا ذاکری

قسمت ششم :  اتفاقات تصادفی همزمان، گواه قانون جذب!

امروز در مورد قانون همزمانی اتفاقات به ظاهر نامرتبط در زمان و مکان مشخص یا synchronicity و تائید آن به کمک قانون جذب صحبت می کنیم. بسیاری از مدافعین قانون جذب بر این باورند که اتفاقات تصادفی همزمان به هیچ وجه اتفاقی و تصادفی نیستند و این کاینات است که بر اساس قانون جذب وقوع این اتفاقات را در زمان ها و مکان های مشخصی مدیریت می کند. در قانون جذب اعتقاد بر این است که آرزوهای هر انسانی کاینات را وادار می سازد تا زمین و زمان را به هم بدوزد و چرخ روزگار را به شکلی بچرخانه که تک تک آن آرزوها برآورده شوند و همزمان شدن چند اتفاق مستقل و آشکار شدن این همزمانی برای انسان هایی که قدرت بصیرت و بینش خود را تقویت کرده اند ، بهترین گواه بر درستی قانون جذب می باشد. بیائید بیشتر به این موضوع بپردازیم:

***

ابتدا طبق روش مرسوم خودمان بیائید با ذکر چند مثال موضوع اتفاقات تصادفی همزمان را تشریح کنیم.

فرض کنید مدت هاست که دوستی قدیمی را ندیده اید. امروز صبح که از خواب برمی خیزید با خود می گوئید بدنیست در اولین فرصت تلفن این دوست قدیمی را از دفترچه تلفن پیدا کنید و به او زنگ بزنید. درست وقتی صبحانه را خوردید و به سراغ میز تلفن می روید ناگهان تلفن زنگ می زند. شما گوشی رابرمی دارید و با کمال تعجب می بینید که همان دوست قدیمی است که بی دلیل درست در همین ساعت تصمیم گرفته است از شما یادی کند. بر اساس قوانین طبیعی شناخته شده احتمال وقوع این رخداد بسیار کم است و هیچ قانون و قاعده ای برای تفسیر آن وجود ندارد. ولی قانون جذب به زبان ساده می گوید امروز چون شما آرزوی صحبت با این دوست قدیمی را به سمت کاینات گسیل داشته اید و در دفترچه تلفن شما شماره جدید این دوست موجود نبود ، لذا کاینات به آن دوست قدیمی الهام کرد که خودش به شما زنگ بزند. چون شماره شما تغییری نکرده بود و تنها روش صحبت شما با هم این بوده که او با شما تماس بگیرد. به عبارت ساده تر آرزو خودش با پای خودش به سراغ شما آمده بود و اینکار با مدیریت کامل کاینات و تحت قانون جذب صورت پذیرفته بود.

یا تصور کنید که معلم فیزیک یک سری سوال سخت را به شما داده و گفته است که اگر بتوانید جواب این سوالات را پیدا کنید دو نمره تضمینی از امتحان آینده را به شما خواهد داد. همزمان معلم شیمی هم گفته است که اگر بتوانید تاریخچه کشف یک فرمول شیمیایی را دقیقا بدست آورید می توانید دونمره امتحان شیمی آخر سال را از همین الآن از آن خود سازید. مادرتان برای نگه داری مواد غذایی از شر موش ها  به یک صندوقچه فلزی با توری هوا نیاز دارد وشما هیچ راهی برای یافتن جواب سوالات و تاریخچه کشف فرمول به ذهنتان نمی رسد. پول کافی هم برای خرید کتاب و یا کمک گرفتن از یک معلم خصوصی ندارید. اما با تمام اینها شما از اعماق وجودتان دنبال راهی برای یافتن جواب سوالات فیزیک و تاریخچه فرمول شیمی هستید. از مدرسه که به خانه می رسید متوجه می شوید که لوله شیر آب زیرزمین ترکیده است و برای اینکه وسایل قدیمی آسیب نبینند پدر و مادر و بقیه مجبور شده اند که وسایل موجود در زیر زمین را به حیاط منتقل کنند. در بین این وسایل یک صندوقچه فلزی قدیمی است که پنجره ای توری دارد و داخل این صندوقچه کتاب های درسی و جزوات چند سال قبل برادر بزرگتان قرار دارد. در بین کتاب ها دو تا حل المسائل قدیمی است یکی دقیقا جواب سوالات فیزیک را دارد و آن دیگری تاریخچه فرمول شیمی را دارا می باشد. آرزوی شما و مادرتان به یکباره با ترکیدن لوله آب زیر زمین برآورده شده است. هیچ عقل و منطقی و هیچ قانونی به جز قانون جذب نمی تواند ارتباط این وقایع به ظاهر تصادفی و کاملا نامرتبط ولی همزمان را تفسیر کند. اما قانون جذب به طور ساده توضیح می دهد که کاینات با در نظر گرفتن تمام جوانب به این نتیجه رسیده بود که بهترین و سریع ترین و راحت ترین شیوه برآورده شدن آرزوهای ارسالی از سوی شما و مادرتان به سما کاینات ، همین ترکاندن لوله آب زیر زمین و بیرون کشیده شدن صندوقچه بوده است و در نتیجه اتفاق رخ داده بود.

در یک مثال دیگر برای توضیح همزمانی رخدادهای تصادفی و نامرتبط می توان به برآورده شدن آنی آرزوها اشاره کرد. در یک خیابان خلوت شما مجبور می شوید سوار تاکسی شوید و ناگهان یک تاکسی خالی درست برای مسیری که شما انتخاب کرده اید مقابل پای شما ترمز می کند. علت و معلول همزمان رخ می دهند. دعا و اجابت آن در یک زمان به وقوع می پیوندند و حتی وقتی خوب دقت کنیم متوجه می شویم که اجابت دعا قبل از برزبان آوردن آن صورت گرفته است. یعنی تاکسی قبل اینکه شما آن را درخواست کنید از سرپیچ جاده به سمت خیابانی که شما در آن قرار دارید چرخیده است. در این شرایط فقط قانون جذب است که به ساده ترین شیوه ممکن شرح می دهد که کاینات با وارسی امکانات مختلف به این نتیجه رسید که راننده آن تاکسی مشخص برآورنده آرزوی شما باشد و در نتیجه با دستکاری و عقب و جلو کشیدن زمان و تغییر ماموریت های افراد مختلف از جمله راننده تاکسی ، شرایط را برای برآورده شدن خواسته شما فراهم ساخته است.

اتفاقی که در همزمانی رخدادها می افتد جابجایی زمان وقوع اتفاقات است و این جابجایی امکان پذیر نیست مگر اینکه پدیده ای  بسیار قدرتمند که بر زمان تسلط دارد اینکار را انجام دهد و این پدیده چیزی نیست جز خود کاینات که بنا بر قانون جذب برای اجابت آرزوی انسان ها زمان وقوع اتفاقات را دستکاری و جابجا می کند.

بنابراین اگر از این به بعد در زندگی روزمره خود با حوادثی مشابه آنچه در بالا گفته شد مواجه شد بدانید که این اتفاقات اصلا تصادفی نیستند و یک آرزو و یک صاحب آرزو در پشت پرده عامل وقوع این اتفاقات همزمان بوده است. ممکن است آرزو از آن شما نباشد و صاحب آرزو هم فرد دیگری باشد اما چون شما هم بخشی از کاینات هستید پس به ناچار باید به بازی گرفته شوید و برای برآوردن آرزوی بقیه موجودات نقش مناسب را اجرا کنید. سنگی که اتفاقی پیش پای من و شما می افتد و باعث می شود کمی متوقف شویم و تاخیر کنیم و چراغ قرمزی که درست هنگام رسیدن ما به لب چهارراه روشن می شود و موتوری که ناگهان سربزنگاه خاموش می شود و لاستیکی که بی موقع می ترکد. همگی نشانه آن هستند که چرخ روزگار یا به بیان درست تر چرخ گردون کاینات صلاح دیده است که این اتفاقات به ظاهر نامرتبط در این زمان های خاص به وقوع بپیوندند فقط برای اینکه آرزویی در زمان مناسب به دست صاحب آرزو برسد.

نکته مهمی که در اتفاقات تصادفی همزمان و به ظاهر نامرتبط و بی معنی باید مورد توجه قرار بگیرد ، تعداد بی نهایت و غیر قابل شمارش این اتفاقات در شبانه روز زندگی ما انسان هاست. درست است که شاید همزمانی تلفن دو دوست قدیمی برای ما تعجب برانگیز باشد، اما اتفاقات همزمان و نامرتبط بسیار زیاد دیگری نیز هستند که به طور دائم در اطراف ما رخ می دهند و حتی شاید کارهایی هم که ما خودآگاه و ناخودآگاه انجام می دهیم بخشی از این اتفاقات باشد. ولی چون همزمانی این اتفاقات را فقط یک تصادف و شانس می دانیم از ارتباط پنهان پشت صحنه بین این رخدادها که کاینات کارگردان است غافلیم و اصلا متوجه آن نمی شویم.

برای مثال شما در کوچه قدم می زنید. سنگی می بینید که وسط کوچه افتاده است. با خود می گوئید اگر این سنگ زیر لاستیک چرخ ماشینی بیاید ممکن است مانند یک تیر کمانه کند و به سروبدن عابری بخورد ، پس با پای خود سنگ را به گوشه دیواری پرت می کنید. غافل از اینکه این سنگ باید همان گوشه دیوار باشد تا کودکی که چند ثانیه بعد از آنجا عبور می کند آن سنگ را بردارد و داخل جوی آب بیاندازد و لجن جوی را به لباس های تمیز عابری دیگر بپاشد و آن عابر مجبور شود برای تعویض لباس دوباره به خانه مراجعت کند و به موقع سر قرار نرسد و ... به همین ترتیب زنجیره ای از اتفاقات پشت سرهم رخ دهند تا در این میان آرزو و در واقع هزاران آرزو به اجابت برسند. این نوع تفکر گیج کننده و فریبنده به نظر می رسد و به همین دلیل است که در قانون جذب گفته می شود آرزویت را به کاینات ابلاغ کن و اصلا نگران نحوه اجابت آن مباش ، چرا که خود کاینات اینکار را مدیریت می کند و نتیجه را تحویل می دهد.

دوباره به موضوع همزمانی رخ دادهای به ظاهر تصادفی در زندگی برمی گردیم و به تفسیر زیبایی که قانون جذب از این همزمانی ها ارائه می دهد دقت می کنیم. گفتیم که همزمانی رخدادها در قانون جذب با جابجایی زمان وقوع آنها توسط کاینات صورت می گیرد. در قانون جذب گفته می شود اگر شما آرزویی دارید آن را به کاینات ابلاغ کنید. نگران نحوه اجابتش هم نباشید. کار شما آرزو کردن است و کار کاینات اجابت آن. فقط باید احساس تان را یکدست و شفاف کنید و روی خواستن آرزو اصلا تردید نکنید. می بینیم قانون جذب بسیار ساده دستورالعمل اجابت خواسته های درونی انسان ها را ارائه می دهد. حال من از شما سوالی می پرسم:" آیا در این دستورالعمل ساده به شما گفته شد که به زمان وقوع آرزو دقت کنید؟ یعنی  شما موقع استفاده از قانون جذب آیا حق ندارید برای اتفاقاتی که به ظاهر قبلا رخ داده و یا سرنوشتشان از قبل معلوم است دیگر آرزویی به سمت کاینات ارسال کنید؟" می بینیم اصلا چنین شرطی در قانون جذب گفته نشده است! خوب معنای آن چیست؟ جواب بسیار ساده است! شما می توانید با کمک قانون جذب زمان رخداد وقایع را جابجا کنید. هر چه باور شما نسبت به درستی این قانون و حمایت کاینات و خالق هستی بیشتر باشد این جابجایی زمان سریع تر و موثرتر صورت می گیرد. برای مثال فرض کنید شخصی به سرطان مهلکی دچار شده است و پزشکان از او کاملا قطع امید کرده اند و او در شش ماه آینده حتما از دنیا خواهد رفت. سرطان از مدت ها پیش در وجود او لانه کرده است و اکنون به سرعت در حال گسترش است و هیچ دارویی هم نمی تواند آن را نگه دارد. تمام علم پزشکی هم لاعلاج بودن آن را تائید می کنند. خوب تکلیف این بیمار چیست؟ همه می گویند که باید تسلیم شد و میدان را واگذار کرد.اما ممکن است یک قانون جذبی از راه برسد و بگوید بر اساس قانون جذب این بیمار می تواند ساعت عمر بیماری را در بدن خودش به عقب بکشد و به زمانی دیگر یعنی موقعی که کاملا سالم و سرحال است ببرد. شاید خیلی از کسانی که با قانون جذب نا آشنا هستند به این نظریه بخندند اما شما می بینید که بسیاری از افراد با به کار گیری قانون جذب یعنی باخواستن سلامتی و شفا و با باور اینکه فرآیند بهبود و شفایابی آنها به محض اینکه آرزویش را بردل رانده اند آغاز شده است موفق شده اند بر مهلک ترین بیماری ها غلبه کنند و سالم و سلامت به زندگی خود ادامه دهند. یعنی ساعت سرطانی که با تیک تاک سریع خود به سمت مرگ می دوید را نیرویی نامریی و ناشناختنی نگه داشته و سرعت عقربه های آن کند و سپس متوقف شده و ازآن مهم تر چرخش عقربه ها در جهت عکس و وارون صورت گرفته و نهایتا بعد از مدتی که چندان هم زیاد نیست و به میزان باور شخص به قانون جذب بستگی دارد، سلامتی تمام وجود شخص را در برگرفته است.

همینطور اگر دیدید اتفاقی رخ داده و تمام شده و باز یک نفر که به قانون جذب ایمان دارد مشغول دعا کردن و آرزوی حضور و موفقیت در آن اتفاق تمام شده است ، اصلا به او نخندید. بدانید که کاینات می تواند حتی از دل غیرممکن نیز رخدادهای محال را واقعی کند و این رازی است که فقط افراد بسیار موفق از آن آگاهند. آنها در بدترین شرایط فقط آرزو می کنند و صد درصد مطمئن اند که این آرزو به شکلی دیر یازود برآورده می شود. اینکه کاینات می خواهد از تکنیک همزمانی رخدادها یا جابجایی زمان استفاده کند یا هر تکنیک دیگر برای آنها اهمیتی ندارد. مهم این است که کاینات سرقولش می ماند و سروقت در مکان و زمان مناسب آرزو را اجابت می کند و این اوج زیبایی و آرامش و اطمینانی است که قانون جذب به زندگی انسان هدیه می دهد.

 

 

 

 

کاربرد قانون جذب

قسمت هفتم:تو همان آرزوی اویی و او همان آرزوی تو!

این همه آدم در این عالم و هر کدام از آنها با یک دنیا آرزو هر لحظه به سراغ کاینات می آیند و از او می خواهند که آرزویشان را اجابت کند. پسری در آنسوی شهر آرزو می کند که بهترین و پاکدامن ترین همسر نصیبش شود و دختری در شهری دیگر همزمان آرزوی یافتن بهترین و وفادارترین همسر را در دل زمزمه می کند. ناگهان تعطیلات عید فرا می رسد. مسافرت های نوروزی رونق می گیرد و خانواده ها برای دیدار با هم راهی شهرهای دور و نزدیک می شوند. و درست در یک بعد ازظهر این پسر و آن دختر همدیگر را در سر پیچ زندگی پیدا می کنند. این همان آرزوی اوست و او همان آرزوی این.گمشده ها همدیگر را پیدا کردند. کاینات کار خودش را تمام شده فرض می کند و به سراغ آرزوهای انسان های دیگر می رود.

ما از قانون جذب چه انتظاری داریم؟! انتظار داریم به آرزوهای ما جامه عمل بپوشاند و خواسته های درونی ما را واقعی سازد. برای مثال ما از قانون جذب یک خانه می خواهیم. این خانه از چه ساخته می شود؟ خوب معلوم است! از آجر و سیمان و آهن و خاک و سنگ و این مصالح از کجا تامین می شود؟ و باز جواب معلوم است! از جایی همین دوروبرها!

خیلی ها گمان می کنند قانون جذب یک چیز جادویی است که از "هیچ کجا آباد" جواب آرزوهای ما را فراهم می کند. در حالی که هیچ جادویی در کار نیست و قانون جذب جواب آرزوهای ما را با به کار گیری آنچه همین الان دوروبرماست فراهم می کند. تو اسباب فراهم ساختن آرزوی او و حتی همان آرزوی او شوی و او هم همزمان آرزوی تو می شود. آنچه قانون جذب را جادویی می کند آن دست نامریی اما توانمندی است که در و تخته را به هم جور می کند و به طور پیوسته در حال چیدن اجزای مختلف هستی کنار هم است.  

اگر خوب به این نکته دقت کنیم دیگر از اینکه همکاربغل دستی مان این شکلی است و یا همسایه مان آنگونه رفتار می کند و یا حتی رئیسمان شخصی به آن شکل است گله و شکایتی نخواهیم کرد! اینها همان هایی هستند که ما تا الان آرزو کردیم داشته باشیم و ما هم تا الان دقیقا همان فردی هستیم که آنها آرزو کردند کنارشان داشته باشند!

با این توصیف بر طبق قانون جذب هیچ زن و مردی حق ندارند به یکدیگر سرکوفت بزنند که تو حق من نیستی و من ارزشم بیشتر از توست! چرا که با آرزویی که تا همین الان در دل داشتید این مرد همان همسری است که آن زن در دلش خواسته و آن زن هم دقیقا همان همسری است که این مرد تا الان آرزومندش بوده است.

قانون جذب به این شکل نیست که برای بعضی از آدم ها عمل کند وبرای بعضی دیگر که به آن باور ندارند کارآیی نداشته باشد. یک قانون معنوی جهانی و همه مکانی و همه زمانی است. مثل قانون جاذبه! بنابراین اگر می بینید که مثلا رئیس نالایقی بالای سر یک عده کارمند سبز مظلوم شده و با زور و غرور پیش می رود شک نکنید که آن کارمندان جواب آرزوی تا الان این رئیس بوده اند و این رئیس پاسخ خواسته درونی تا الان آن کارمندان بوده اند. البته این دلیل نمی شود که همیشه حضور یک فرد مستبد را به عنوان مدیر بپذیریم با این توجیه که خواست کاینات چنین بوده است . بلکه برعکس این اتفاق توسط کاینات رخ داده چون خواسته ما تا الان از کاینات این فرد مستبد بوده است.او را نمی پسندی  خواسته ات را همین الان عوض کن ، همه چیز دگرگون می شود.

بهار جدید آمده است. پنجره را باز کن و به فضای بیرون خیره شو! چه می بینی؟! یک صحنه زیبا و فرح بخش بهاری! به تو تبریک می گویم. آنچه می بینی همان چیزی است که چند لحظه پیش یا شاید اول زمستان آرزو کرده بودی. اما کمی صبر کن و پنجره را نبند. آن سمت پنجره یک بهار با کلی زیبایی و طراوت هم هست که موقع آمدن آرزوی یک نگاه زیبا بین را در دل گردانده بود و چشمان تو همان نگاه آرمانی بهار است.

آن کودکی که آنجا نشسته و به تو نگاه می کند کودک توست؟ چه چشمان زیبایی دارد و با این چشمان زیبا چه نگاه فوق العاده ای نثار تو می سازد! آن کودک همانی بود که آرزو می کردی داشته باشی. اینطور نیست؟ اما عجله نکن! تو هم همان پدر و مادر آرمانی بودی که این کودک از لحظه شکل گرفتن و در لحظه لحظه زندگی اش آرزو داشته است. ببین چگونه دستانش را به سمت تو دراز می کند تا در آغوشش بگیری! او تو را می خواهد و تو با همه این جثه و بدن سنگین وقتی به سمتش می دوی تا در آغوشش بگیری چیزی نیستی جز آرزوی آن کودک که توسط کاینات وادار به دویدن شده ای!

اگر مدیر یک شرکت چند کارمند نمونه و منظم و بی همتا نصیبش می شود ، معاون شرکت گمان نکند که اگر مدیر برود او می توانداین کارمندان را در اختیار داشته باشد. این کارمندان نمونه آرزوی آن مدیر اند  و برعکس این مدیر هم آرزوی کارمندان است. وقتی یکی از این ها از میان برود آن دیگری هم می رود.

در نتیجه هیچ کس حق ندارد نسبت به چیزی که همین الان نصیبش شده از کاینات گله مند باشد. اگر پنجره را باز می کنی و بهار را نمی بینی. اگر بچه بی ادب و ناسپاسی نصیبت شده و اگر در محله ای زندگی می کنی که احساس خوبی به تو منتقل نمی شود. خوب آرزویت را عوض کن! بهار را طلب کن! از کودک خود ادب و سپاس بطلب و محله ات را عوض کن. وقتی سکوت می کنی و معتقدی که سکوت علامت رضامندی است. این رضامندی بلافاصله به کاینات می گوید که دنیای من اگر همینطوری باشد اشکالی ندارد و کاینات هم دنیای تو را همینطوری که هست برایت نگه می دارد.

وقتی گذشتگان و اجداد ما مراسم معنا داری مثل چهارشنبه سوری و عید نوروز و سیزده بدر و دید و بازدید عید را تعریف کردند و آن را در بین خود مرسوم ساختند در واقع آرزوی خود را به این شکل واقعی کردند. عید نوروز آرزوی آن اجداد خردمند و فرزانه ای بوده که همزمان با ورود بهار به زندگی انسان ها شادی و سرور و تازگی و نوی و شیرینی و پاکیزگی را به خانه ها را در طلب کرده بودند. وقتی ما این مراسم سنتی را ارج می نهیم و محکم و استوار آن را نسل به نسل به فرزندان خود منتقل می کنیم، در واقع داریم آن آرزو را زنده نگه می داریم و در مقابل شادی و سرور نوروزی را نیز پاداش می گیریم. وقتی بچه ها در لباس های نو از اعماق وجود خنده شادی سر می دهند و اقوام و خویشان دور و نزدیک به بهانه عید به دیدار همدیگر می روند ، در واقع دارند جواب آرزوی اجدادی خود را می گیرند. آرزویی که همیشه در دل هر پدربزرگ و مادربزرگی وجود دارد که فرزندان و نوه هایش به طور دوره ای و مستمر دور هم جمع شوند و با هم دیدار کنند و از مشکلات هم باخبر شوند و به هم کمک کنند.

اگر در مراسم نوروزی نمی خواهید امواج منفی افرادی که آرزوی باطنی شان به هم زدن مجلس شادی دیگران است شما را فرا گیرد. شما بلافاصله آرزوی حفظ و ماندگاری این مجلس به هر قیمتی که شده را در دل بگردانید و این آرزو را به یک آرمان جمعی تبدیل کنید. خواهید دید که در کسری از ثانبه ها دیگر هیچ کس به "عضو منفی نگر و منفی باف مجلس " اعتنایی نمی کند و حتی خود آن شخص هم تسلیم جو شاد و یکپارچه جمع می شود. و اگر آن شخص روی خواسته خراب کردن خود پابرجا باشد در مجلس شما احساس غربت می کند و آن را ترک می کند و می رود. اما نکته جالب اینجاست که با رفتن او شادی مجلس شما از دست نمی رود. چرا که شادی آرزوی شما بوده است و همان جایی می ماند که شما خواسته اید!

آیا متوجه کارکرد جالب و فوق العاده قانون جذب شده اید؟! آنچه الان در اطراف توست چیزی نیست جز آنچه تا الان خواسته بودی! اگر آن را نمی پسندی و نمی خواهی خوب کافی است آرزوی خود را عوض کنی.اما اگر آرزویت را عوض نکن انتظار معجزه از سوی قانون جذب نداشته باش. چون شرایطی که در آن قرار داری تو را همین جوری که هستی یعنی بی تفاوت و تسلیم پسندیده و تو را به عنوان آرزوی خودش انتخاب کرده و تو مادامی که آرزوی خود را عوض نکنی نمی توانی از چنگ این شرایط بیرون آیی!

یک مثال جالب در این خصوص رژیم غذایی فعلی شماست. خوب فکر کنید و ببیند در ماه گذشته چه غذاهایی را به عنوان ناهار صرف کرده اید: چلوکباب، جوجه کباب، قورمه سبزی ، سبزی خورشت و سه نوع غذای دیگر! یعنی هفت نوع غذای ثابت همیشه در ماه گذشته تکرار شده اند. حال در ایام عید وقتی به سفر می روید ببینید از لیست بلند بالایی که صاحب رستوران در اختیار شما قرار می دهد چه غذاهایی انتخاب می کنید! با کمال حیرت خواهید دید که دوباره همان هفت نوع غذا را انتخاب می کنید.در مهمانی های نوروزی صاحبخانه برای شما چه ناهاری تدارک دیده است؟ حیرت آور است نه؟ یکی از همین هفت نوع غذا معمولا برای شما سرو می شود! چه اتفاقی افتاده است؟ مگر تمام غذاهای دنیا به همین هفت نوع محدود شده اند؟ جواب منفی است! شما و همراهان شما بر حسب عادت آرزوی چنین غذایی را داشته اید. اگر کمی ذهن خود را باز کنید و آرزوی چشیدن مواد غذایی متنوع تری را در دل بگردانید از تنوع غذاهایی که در همین ایام کوتاه نوروزی مقابل شما قرار داده می شود حیرت خواهیدکرد!

هر اتفاقی که الان در اطرافمان رخ می دهد. هر غذایی که الان تناول می کنیم. هر لباسی که الان بر تنمان است. هر جایی که الان در آن قرار داریم. همگی چیزی نیستند جز نتیجه آرزو و خواسته خود ما! که البته همزمان با آن متقابلا آرزو و خواسته محیطی که در آن قرار داریم هم هست.

اگر آنچه در آن قرار داری را نمی پسندی رهایی از آن بسیار راحت است. بخواه و آرزو کن که شرایط تغییر کند. خواهی دید که دیگر طاقت آنجا ماندن را نداری و بی اختیار به جایی که آرمان توست منتقل می شوی. در این جابجایی است که می توانی قدرت جادویی قانون جذب را از نزدیک حس کنی و  از کارکرد فوق العاده آن حیرت زده شوی.





نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها : قانون جذب، آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 26 خرداد 1395 :: نویسنده : پوریا ذاکری

کاربرد عملی قانون جذب در زندگی

قسمت چهارم :  تغییر شکل آرزوها در قانون جذب!

امروز قصد داریم در خصوص یکی از ویژگی های جالب و حیرت انگیز قانون جذب در برآوردن خواسته ها و آرزوهای باطنی اشخاص صحبت کنیم و آن ویژگی " تغییر شکل آرزو در طی فرآیند تحقق قانون جذب " است. به زبان ساده تر ما بر اساس عقل و دانش و احساسات کنونی خود فکر می کنیم که اگر آرزوی ما به این شکل برآورده شود حتما خوشحال می شویم و موج رضامندی تمام وجود ما را تا ابد فرا می گیرد. این آرزو را در دل می گردانیم و از کاینات اجابت آن را انتظار داریم. اما چرخ روزگار و دست تقدیر به شکلی دیگر آرزو را برای ما اجابت می کند. یعنی پس از مدتی در عین حالی که ما موفق می شویم به خواسته و آرزوی خود برسیم و از داشتن آن لذت ببریم، وقتی خوب به روند اجابت آرزو نگاه می کنیم می بینیم در اکثر اوقات به شکلی کاملا عجیب و فوق العاده ساده و راحت و البته متفاوت با آنچه تصور می کردیم همان آرزو به جواب رسیده است.

در اینجا این خصوصیت جالب و حیرت آور قانون جذب را با هم بیشتر مرور می کنیم.

***

بیائید چند مثال را با هم بررسی کنیم.

در مثال اول پسر جوانی را می بینیم که به دختری خاص دل می بندد. او فکر می کند که این همان دختر رویایی اوست. سریعا دست به کار می شود و در خلوت دل خود از خالق هستی می خواهد که به شکلی امکان ازدواج آن دو را فراهم کند. اما مشکل اینجاست که بعضی از فامیل های نزدیک خانواده دختر ، به خاطر یک سری اختلافات قدیمی ، با این ازدواج به طور کلی مخالف اند.حتی بعضی از این فامیل های مخالف گفته اند که به هیچ عنوان نخواهند گذاشت این وصلت سربگیرد.

پسرک نمی داند چه کند. اما چون قانون جذب را بلد است می داند که باید این آرزو را در دلش نگه دارد و از خود کاینات بخواهد که وصلت صورت گیرد. چندی نمی گذرد که پدر دختر به خاطر کاری که برایش پیش آمده مجبور می شود به شهری دور نقل مکان کند. همه می گویند که کاینات شکست خورده و نتوانسته این دو را به هم برساند. اما پسرودختر مصصم اند که روزی با هم ازدواج کنند. چند هفته بعد پسر در شهری دیگر در دانشگاه پذیرفته می شود و با خانواده خود به آن شهر مهاجرت می کند. خوب به قضیه توجه کنید. دو شهر مختلف و دور از هم ! دیگر هیچ اثری از مخالفین ازدواج نیست.

سال بعد پدر دختر دوباره مجبور می شود به خاطر ماموریت اداری به شهر دیگری نقل مکان کند و این شهر بعدی همان شهری است که الان پسر نزدیک به یکسال است در آنجا ساکن شده است. دوباره زوج آسمانی به هم می رسند و  اینبار بدون حضور هیچ مزاحم و مخالفی خانواده ها با ازدواج آن دو موافقت می کنند. ازدواجی ساده و بی سروصدا!

شاید برای خیلی ها این ماجرا شبیه سناریوی فیلم های هندی به نظر برسد. اما نکته مهم دقیقا همین جاست و اتفاقا بسیاری از نویسندگان داستان های فیلم های پر سوز و گداز هندی هم سعی می کنند بر اساس باورهای فرهنگی خود با ابزار سینما همین رفتار غیر قابل پیش بینی (اما مطابق با قانون جذب)کاینات را به تصویر بکشند.

مثال بعدی را خودتان می توانید از زندگی شخصی یا از زندگی آشنایان مثال بزنید. جوانی که دنبال شغل مناسبی می گردد و آرزوی استخدام در شغلی خاص مثلا کارخانه مواد غذایی را در دل می پروراند. اما در مسیر تحقق این آرزو هیچ کارخانه ای او رااستخدام نمی کند و چند ماه بعد او تصمیم می گیرد دست به کار آزاد بزند و از یک نانوایی ساده شروع می کند و به فروش محله ای مواد غذایی خانگی می پردازد و بعد از اینکه کارش رونق گرفت یک کارخانه ماکارونی سازی می زند و ناگهان متوجه شده است که به عنوان مدیر در کارخانه مواد غذایی که اتفاقا مال خودش هم هست مشغول به کار است. آرزوی او محقق شده اما به بهترین شکل ممکن و از غریب ترین و عجیب ترین مسیر غیر قابل تصور.

و این همان شیوه جالب اجابت آرزوها و خواسته ها توسط کاینات است.

در مثالی دیگر جوانی بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه آرزوی ادامه تحصیل را دارد، اما به خاطر امرار معاش مجبور است به سربازی برود و بعد هم کاری برای خود دست و پا کند و تا به خودش می آید می بیند صاحب زن و زندگی و بچه و مسئولیت های متعدد شغلی شده است. ظاهرا دیگر امکان برآورده شدن آرزوی او یعنی ترقی به مدارج عالی تر تحصیلی فراهم نیست. اما ناگهان از سوی اداره برای همه کارمندان هم رده او امکان ادامه تحصیل به صورت بورسیه و همزمان با اشتغال فراهم می شود و او چند سال بعد ضمن اینکه صاحب همه چیز هست ، به آرزوی خود یعنی مدرک تحصیلی بالاتر و تخصص حرفه ای تر در رشته موردعلاقه اش دست یافته است. اینجا هم کاینات مسیر مورد پسند خودش را در پیش گرفته و به شکایت ها و شکوه ها و ناله های جوان در طول این مدت اهمیتی نداده است. کاینات نهایتا بهترین حالت را برای او فراهم کرده است و تنها چیزی که در این مدت از پسر جوان خواسته این است که تا لحظه تحقق آرزو صبور و خوشبین و امیدوار باشد و در طول این مدت حتی برای یک لحظه هم از آرزوی باطنی و قلبی خودش دست برندارد و دائم آن را در گوشه ای از قلب خود نگاه دارد.

برای اینکه شیوه جالب و حیرت آور کاینات در برآورده کردن آرزوها را بهتر بشناسید یک دفتر و قلم تهیه کنید و پای صحبت پدر و مادر و دوست و آشنا بنشیند و از آنها بخواهید قصه یکی از آرزوهایی که به آن رسیده اند را از لحظه خواستن تا لحظه جواب گرفتن را برایتان نقل کنند. اگر این قصه ها را به دقت یادداشت کنید و مسیر اتفاقاتی که رخ داده را ردیابی کنید متوجه شیوه های غیر ثابت و خلاقانه و ابتکاری و فوق العاده عجیب کاینات در اجابت آرزوی انسان ها می شوید. به همین دلیل است که در قانون جذب دائم تاکید می شود که اصلا به این موضوع که آرزوی شما چگونه برآورده می شود کاری نداشته باشید و آن را به کاینات واگذار کنید. چرا که نظام کاینات روش عجیب و غریب خاص خود را دارد و چه بسا برای برآورده ساختن آرزوهای شما از دشمنان شما هم استفاده کند و این مساله خیلی مواقع برای بسیاری افراد اصلا قابل هضم و باور نیست.

در اینجا چند تا از خصوصیات روش اجرایی کاینات در اجابت آرزوهای باطنی افراد طبق قانون جذب را ذکر می کنیم:

ـ کاینات در مسیر جواب دادن به یک خواسته خود را مقید به زمان نمی کند. به محض اینکه مطمئن شد صاحب آرزو در خواستن خود مصمم و پایدار است و در طول مدت اجابت آرزویش تصمیمش را عوض نمی کند بی اعتنا به زمان مورد انتظار و ذهنی صاحب آرزو به سراغ برآورده شدن آن می رود. باید به کاینات اعتماد کرد و دانست اگر جواب گرفتن ما طول می کشد حتما این وقت کشی لازم است. همانطور که برای طبخ شدن یک برنج باید مدتی صبر کرد تا به اندازه کافی دم بکشد برای جواب گرفتن یک آرزو هم به اندازه ای که کاینات صلاح می داند باید دندان روی جگر گذاشت و صبور بود. اگر به کاینات اطمینان داشته باشیم و به بیانی یقین داشته باشیم که حتما جواب می گیریم این صبوری و شکیبایی برخلاف آنچه ممکن است تصور شد شیرین و جذاب هم خواهد بود.

ـ کاینات الزاما بر اساس مسیر ذهنی ما یک آرزو را اجابت نمی کند. بلکه همه عوامل را همزمان با هم در نظر می گیرد.چه بسا مسیر انتخابی از سوی کاینات برای تحقق یک خواسته در یک لحظه با مسیر انتخابی برای تحقق خواسته ای عینا مشابه در زمان دیگر فرق داشته باشد. نباید تصور کنیم که چون بقیه آرزوهایشان این شکلی برآورده شده است پس حتما کاینات مجبور و مکلف است که آرزوی ما را هم همانطوری اجابت کند. حال آنکه اصلا این گونه نیست و برای رسیدن به آرزو هر فردی هزاران راه و امکان برایش وجود دارد.

ـ اگر آرزویی که طلب کرده بودیم به شکلی دیگر برآورده شد. نباید گله مند و طلبکار باشیم!

ما در مقام یک انسان این حق را داریم که آرزو را به صورت کامل بخواهیم اما در عین حال هم باید بدانیم که یک دنیا عظمت به اسم کاینات مانند یک مباشر حرف گوش کن ، بر اساس قانونی به نام قانون جذب ، مامور شده که این آرزو را برآورده سازد. همین و بس! کاینات غلام ما نیست. بلکه به دستور خالق هستی اینگونه عمل می کند. بنابراین حق نداریم با ژست و حالتی طلبکارانه انتظار داشته باشیم که هر جور که ما می گوئیم و فرمان می دهیم عمل کند. او دستور را از ما می گیرد و به شکلی که صلاح است و به شیوه ای که لحظه ای تغییر می کند با به کار گیری ابزارها و افرادی که خودش صلاح بداند، آن را اجرا می کند.بنابراین در هر لحظه هر چیزی که تحویلمان می شود باید سپاسگذار باشیم و با تشکر و سپاس بیشتر کاری کنیم که بقیه آن نیز با سرعتی که باز هم خود کاینات صلاح می داند تحویلمان شود.

مهم ترین اتفاقی که در جریان اجابت خواسته ها و تقاضاها در قانون جذب رخ می دهد موضوع تغییر فرم یا عوض شدن شکل آرزوها و در واقع کامل تر شدن و پخته تر شدن آنهاست. یعنی در ابتدا شاید آرزوی یک دانش آموز که پدرش کشاورز است و در مزرعه زندگی می کند قبولی در کنکور در رشته فیزیک هسته ای باشد. اما به مرور که او درس می خواند و به روز آزمون نزدیک می شود این آرزو واقع بینانه تر می شود و او خودش کم کم به این نتیجه می رسد که اگر مهندس کشاورزی شود بر اساس تجربه خانوادگی خود بهتر می تواند به خود و اطرافیانش منفعت برساند و حتی در این حرفه به پیشرفت های بزرگی هم نائل شود. اینکه او چگونه از فیزیک هسته ای به مهندسی کشاورزی تغییر آرزو می دهد همه اش وابسته به خود او نیست. بلکه شکل گیری این تفکر و تصمیم در وجود او نتیجه فعال و انفعالات نامریی کاینات است که با مجموعه اتفاقاتی که سرراه او قرار می دهد و صحنه هایی که او ناخواسته می بیند و گفتگوهایی که ناخودآگاه می شنود ، بی اختیار آرزویش اصلاح می شود و به سمت رشته مفید و بهتر هدایت می شود. این همان نکته ظریفی است که هنگام خواستن یک تقاضا از سوی کاینات باید مد نظر داشته باشیم. یعنی وقتی چیزی را می خواهیم باید همیشه این گزینه را هم در به کاینات اعلام کنیم که هر چه صلاح هست را در این مسیر برایمان مقدر گرداند. البته گفتن این جمله اضافی برای خودمان است چرا که کاینات طبق محاسبات و صلاحدید خودش چنین کاری را انجام خواهد داد و ما در واقع با گفتن و یادآوری این مطلب ، به خودمان آرامش می دهیم که موقع تغییر یافتن شکل آرزو بی جهت آشوب و بلوا به راه نیاندازیم و به زمین و زمان دشنام ندهیم.

مردی ماشین آخرین سیستم می خواهد. یک ماشین معمولی بدست می آورد ولی در کنار آن خانه و همسر و فرزندانی شاداب و سرحال هم پیدا می کند.

فردی دیگر آرزو می کند در اداره مدیر کل شود. تیر و تخته به هم می خورند و او از اداره اخراج می شود و مجبور به یافتن شغل آزاد و فعالیت بیشتر در بازار می شود و بعد از مدتی چندین برابر مدیر کل حقوق بدست می آورد و فرصت کافی برای در کنار زن و فرزند خود بودن و استراحت هم پیدا می کند.

شخصی آرزو می کند همزمان با همکلاسی هایش در کنکور قبول شود. قبول نمی شود و مجبور به یادگرفتن یک مهارت می شود و بعد از مدتی در آن مهارت استاد شده به ثروت و دارایی می رسد و خانواده تشکیل می دهد و زندگی آرامی پیدا می کند و همزمان شروع به ادامه تحصیل می کند. در حالی که همکلاسی هایی که در کنکور قبول شده اند و همسن او هستند بدون شغل و آینده و درآمد مشخصی دربدر در جستجوی یادگیری مهارتی و یافتن شغلی خود را به اینسو و آنسو می زنند.

و ده ها مثال دیگر که نشان می دهد در گرفتن هدایای کاینات نباید ناشکری و ناسپاسی کرد و نباید به خاطر اینکه جواب دریافتی عینا همان آرزوی طلب شده نبود از کاینات گله مند و طلبکار بود.

در خاتمه بد نیست داستانی را از زبان دکتر وین دایر سخنران برجسته موفقیت نقل کنم. او می گوید:

" روزی مادربزرگی همراه نوه کوچکش که پسری شیرین و شیطان بود در کنار دریا راه می رفت. از شیطنت نوه طاقت مادربزرگ تمام شد و از دریا خواست که پسرک را با خودش ببرد. ناگهان موج بلندی از عمق دریا برخاست و به ساحل تاخت و پسرک را از مادربزرگ جدا کردو با خود به وسط دریا برد. مادربزرگ پیر شروع به ناله و فغان کرد و اظهار پشیمانی نمود و از دریا خواست تا نوه اش را به او بازگرداند. دوباره موجی بلند برخاست و نوه را از اعماق دریا به ساحل مقابل پای مادر بزرگ انداخت. مادربزرگ دستی به سر و صورت نوه اش کشید و وقتی مطمئن شد او سالم و زنده و سرحال است با عصبانیت دستانش را به کمر زد و مقابل دریا ایستاد و گفت:" آهای دریا! فکر نکن من ساده ام و فریب می خورم! نوه من یک کلاه پشمی سرش بود که الان نیست! مطمئن باش که من آن را از تو باز پس خواهم گرفت!"

 

 

کاربرد عملی قانون جذب در زندگی

قسمت پنجم :  انطباق کار تو نیست،کار قانون جذب است!

بحث امروز ما در مورد سوالی است که خیلی ها در خصوص قانون جذب پرسیده اند و من تعجب می کنم که چرا بسیاری از مدافعین قانون جذب با ابهام و گنگی از کنار آن عبور می کنند. سوال این است که اگر اطرافیان ما بخصوص آنهایی که دوستشان داریم و مجبوریم بخش اعظم زندگی مان را با آنها سر کنیم، اگر این عزیزان ، به آنچه میل و نظر ماست اعتقاد و علاقه ای نداشته باشند و حتی عقیده و رفتار و منشی مخالف آنچه ما دوست داریم داشته باشند ، آن موقع بر اساس قانون جذب ما باید چکار کنیم؟

در اینجا در مورد این سوال و جواب آن با هم صحبت می کنیم:

***

ابتدا طبق معمول بیائید چند مثال را با هم بررسی کنیم.

فرض کنید ما یک آدم بزرگ هستیم ، مثلا پدر یا مادر ، و بچه های ما مطابق سنت ها و اخلاقیات و ارزش های ما رفتار نمی کنند. یعنی اگر کوچک هستند شیطنت می کنند و آرام و متین و سربزیر نیستند و اگر هم بزرگ شده اند و برای خود وجهه اجتماعی بدست آورده اند بر خلاف آنچه ما درست می پنداریم و ارزش می نهیم عمل می کنند! در این مواقع وظیفه ما به عنوان کسی که به قانون جذب عمل می کند چیست؟ آیا باید به زور و به روش های مختلف تهدید و تشویق و فشارهایی مثل قطع کردن پول توجیبی و محروم کردن از ارث و یا حبس و تنبیه و بدرفتاری آنها را وادار به اطاعت از آرمان های خود کنیم و یا اینکه آنها را به حال خود رها سازیم و همینطوری که هستند آنها را بپذیریم و آزارها و رفتارهای ناخوشایند آنها را به شکلی برای خود قابل تحمل نمائیم؟

یا فرض کنید در محل کار ما چند نفر آنطور که ما دوست داریم صادق و یکرنگ نیستند و با رفتارهای فریبکارانه سعی می کنند شغل و جایگاه ما را بگیرند و یا مانع از دسترسی ما به جایگاه های بهتر شوند و ما از بودن در کنار آنها احساس خوبی نداریم. آیا باید با همان روش های ناپسند به سراغشان برویم و مثل خود آنها شویم و سعی کنیم تا مرحله حذف و نابودی با ایشان چالش کنیم یا تسلیم شویم و سربه زیری پیشه کنیم و بگذاریم هر کاری که می خواهند انجام دهند؟ اینجا قانون  جذب چه می گوید.

خیلی ها که فیلم راز یا Secretرا دیده اند. و یا ترجمه فارسی آن را خوانده اند ، خواسته یا ناخواسته یک نکته کلیدی قانون جذب را زیر چشمی رد کرده اند و روی آن دقت زیادی به خرج نداده اند. می دانیم که در فیلم راز آن راز بزرگ همان قانون جذب بود و قانون جذب هم می گوید که ای انسان تو اگر می خواهی تغییری در زندگی خودت یا اطرافیان ات ایجاد کنی اول به سراغ خودت برو. آن تغییر را دقیقا برای خودت تعریف کن. فکر کن تغییر رخ داده و در ذهن خود در محیط تغییر یافته شناور شو و بعد با اعتماد قلبی کامل منتظر بمان تا کاینات و نیروهای هستی دنیا را آن طوری که تو خواستی متحول کنند. خوب حالا من چند سوال از شما می پرسم:

ـ آیا متوجه شدید که در فیلم و کتاب راز و خلاصه در قانون جذب نقش من و توی انسان یک نقش مرکزی و به عبارتی خودخواهانه است. البته کلمه خودخواهانه ممکن است برای بعضی بار منفی به همراه داشته باشد و گمان کنند که چون خودخواه در جامعه صفت زیاد خوشایندی نیست پس چیزی که قانون جذب می گوید نباید درست باشد. اما بیائید جنبه مثبت خودخواه بودن را در نظر بگیریم به این شکل که ما هر چه طلب می کنیم را به جای دیگران از خودمان بخواهیم. اینطوری احساس ما نسبت به کلمه خودخواه بهتر می شود.

یعنی اگر انتظار داریم رفتار همسر و فرزندان ما خوب شود و به شکلی تبدیل گردد که آرزو داریم به جای اینکه این تغییر رفتار را به صورت آمرانه و دستوری به آنها ابلاغ کنیم و به زور تنبیه و تشویق سعی کنیم این تغییر را ایجاد کنیم ، بی اعتنا به رفتار فعلی و کنونی آنها و به جای اینکه سیگنال و علامت ناراحتی را از آنها بگیریم چشمانمان را ببندیم و احساس خودمان را تحت کنترل قرار دهیم. یعنی آنها را همینطوری که هستند بپذیریم و در درون خودمان آرزو کنیم که آنها به احساسی درست و صادقانه و آرام بخش و شادی آفرین از خودشان و همینطور از ما دست پیدا کنند. به محض اینکه سوزن  ناراحتی را از دست عوامل بیرونی گرفته و در کنترل خودمان گرفتیم خواهیم دید که دیگر آن احساس ناراحت کننده و عذاب آور نامنطبق بودن اطرافیان با ما رهایمان می سازد و آرامشی عمیق وجودمان را در برمی گیرد. در این حالت رفتار و برخوردهای ما شکلی جالب تر و جذاب تر به خود خواهند گرفت و آنگاه این اطرافیان هستند که برای در کنار ما بودن و مصاحبت با ما و کسب آرامش و در واقع همرنگ شدن با ما تلاش خواهند کرد و بعد از مدتی می بینیم که بچه ها همان موجودات آرام و سربزیر و دوست داشتنی هستند که همیشه آرزویش را داشتیم. یعنی ما نگاهمان را به  احساسات درونی خودمان دوختیم و آرامش و خوشبختی بچه ها را در پاکسازی و مراقبت از احساسات متعالی خودمان جستجو کردیم ، کاینات هم بلافاصله وارد میدان شده است و موارد عدم انطباق را حذف و نامریی می سازد و خانواده ای یکدست و باصفا و وفادار را در اطراف ما ایجاد می کند.

در واقع درستش هم همین است. اینکه مدام به دیگران گیر بدهیم و یک قالب سفت و سخت را انتخاب کرده و هرکه سرراهمان سبز می شود را به زور داخل این قالب کنیم تا دقیقا یا شکل ما شود یا جزو آدم بدها حساب شود ، این روش ضمن آنکه انرژی حیاتی فراوانی را از ما خواهد گرفت ، در دراز مدت هم نتیجه ای عاید ما نمی سازد و همه را از ما دور و بیزار خواهد ساخت. برعکس اگر هرکسی را به همان شکلی که در هر لحظه هست بپذیریم و بدون اینکه به او چیزی دیکته کنیم و یا او را وادار به کاری سازیم و همینطور متقابلا بدون اینکه به رفتارهای او حساس شویم و در مقابل کارهای او گارد بگیریم ، به شدت مراقب نوسانات احساسی خودمان باشیم و دائم سعی کنیم اجازه ندهیم هیچ کس از بیرون احساسات درونی ما را به بازی بگیرد وتحت کنترل خود قرار دهد. با گذشت زمان آن اطرافیان ناساز با ما درخواهند یافت که یا باید از ما فاصله بگیرند و سوزن های خود را در روح شخص دیگری فرو کنند و یا مثل ما یکرنگ و صادق و باصفا رفتار کنند. در هر دوحالت ما همانی خواهیم بود که همیشه در اعماق وجودمان آرزو داریم باشیم و خودمان را اسیر نگاه ها و انتظارات دیگران نمی کنیم و زندگی مان را به خوش رقصی و راضی ساختن دیگران هدر نمی دهیم.

اینکه چرا خیلی از مدافعین قانون جذب این جنبه زیبا و در عین حال کلیدی قانون جذب یعنی "خودخواه" بودن را به صراحت بیان نمی کنند و از آن دفاع نمی کنند هم دقیقا همین سوء تفاهمی است که نسبت به صفت "خودخواه" بودن در جامعه وجود دارد. در اجتماع فرد خودخواه کسی است که فقط به فکر خودش است. بهترین غذا و لباس و جایگاه شغلی را برای خود و خانواده اش می خواهد و به وضعیت دیگران و شرایطی که بقیه در آن زندگی می کنند هیچ کاری ندارد. فرد خودخواه فرد قابل اعتمادی نیست و اصلا به درد مدیریت جوامع چه جامعه کوچک خانواده و چه جوامع بزرگتر مثل شرکت و مجموعه های بزرگتر نمی خورد. این نکته را همه می دانیم و همه هم به شکلی با افراد خودخواه سروکار داشته ایم و رفتار آزاردهنده این اشخاص ما را بسیاری اوقات معذب ساخته است. راننده تاکسی که فقط به فکر جیب خودش  است و کل مسیر خیابان را برای سوار کردن مسافر بند می آورد ویا مدیر خودخواهی که تمام امکانات خوب را برای فک و فامیل هایش کنار می گذارد، نمونه های تکراری آدم های خودخواهی هستند که در جامعه هر روز با آنها روبرو می شویم و از صفت "خودخواه" برای اشاره  به آنها استفاده می کنیم.

بله این نوع خودخواهی اصلا پسندیده نیست و رفتاری است غیر انسانی و ناعادلانه که ارزش انسان و انسانیت را زیر سوال می برد.

اما موضوع بحث ما طلب کردن و خواستن  آرزوها و احساسات خوب فقط از درون وجود خودمان و بی اعتنایی کامل به ادا اصول ها و دهن کجی ها و ناهماهنگی های بیرونی هاست.این جور خواستن همه چیز از خود و مراد دل خود را از خود طلبیدن نه تنها ناپسند و زشت نیست بلکه اوج معرفت و رشد روحی و تعالی ذهنی یک انسان است و این همان راز بزرگی است که همیشه مخفی نگاه داشته می شود و فقط عده کمی از آن خبردارند و با قانون جذب رابطه تنگاتنگی دارد.

یکی از دوستان تعریف می کرد که برای یادگیری روش راه اندازی و کار با یک دستگاه پیشرفته خریداری شده از یک شرکت خارجی برای مدت سه ماه مجبور بود به تعدادی از دوستان ایرانی به آن کشور خارجی بروند و در کنار افراد دیگری که از کشورهای مختلف آمده بودند آموزش های لازم را ببینند. طبیعی است که آن شرکت خارجی دستگاه های خود را به کشورهای مختلفی فروخته بود. به همین خاطر سر کلاس ها آدم های مختلفی از سراسر جهان حضور داشتند. عده ای از چین آمده بودند. گروهی از قاره آفریقا و عده ای از روسیه و تعدادی ترک وعرب و گروهی هم از ایران در این کلاس ها حضور یافته بودند. هر شخصی برای خود عقیده و رفتار خاصی داشت. و چه بسا طرز غذا خوردن و صحبت کردن و لباس پوشیدن و برخوردهای اجتماعی افراد حاضر در کلاس با هم یکسان نبود. با وجودی که حضور بعضی افراد در کلاس برای دوست ما آزاردهنده و ناخوشایند بود اما او نقل می کرد که استادان و مهندسین شرکت وقتی درس های خود را ارائه می دادند نسبت به اختلاف هایی که ما شاگردان با هم داشتیم کاملا بی تفاوت بودند و اصلا برایشان مهم نبود که ما راجع به آنها چه فکر می کنیم و دوست داریم آنها راجع به ما فکر کنند. دوست من نقل می کرد که بعد از یکی دو روز ارتباط بسیار صمیمانه ای بین تمام اعضای کلاس برقرار شد. هیچکس به دیگری کاری نداشت و همه در طول ساعت کلاس فقط سعی می کردند تا می توانند از استادان درس بیاموزند و بر دانش و تجربه خود بیافزایند. آن دوست من می گفت بعد از آن دوره آموزشی تغییری بزرگ در روحیه و رفتار او بوجود آمده بود و او یاد گرفته بود که همیشه کاری که درست است و از درون به آن اعتقاد دارد را بی اعتنا به عوامل مزاحم بیرونی با "خودخواهی" کامل انجام دهد. او اکنون یکی از مهندسین موفق منطقه است و همان شرکت اکنون او را به عنوان یکی از استادان پروازی خود برای آموزش به دیگران انتخاب کرده است.

اکنون دیگر کاملا مشخص می شود که وقتی انسانی قانون جذب را پذیرفت و بر اساس آن عمل کرد تا چه اندازه در زندگی خود آزاد و مستقل است و اطرافیان او از در کنار او بودن چقدر احساس آرامش و امنیت می کنند. این چنین آدمی با وجودی که ممکن است اطرافیانش دارای رفتارهای ناهمگون و نامناسبی با او باشند ، اما در عین حال در بین آنها بدون هیچ مزاحمت و مشکلی زندگی می کند و در عین حال به گونه ای رفتار می کند که همه می دانند اگر می خواهند به آرامش و یکدستی و باصفایی و پایداری جمعی برسند باید وقتی در کنار او هستند به شکلی رفتار کنند که او باور دارد. و همه بی آنکه بدانند به مرور زمان چنین می شوند. اختلاف تبدیل به یکدستی می شود و اینکار را قانون جذب انجام می دهد و این کار یعنی انجام آرزوها توسط قانون جذب بخشی از همان راز بزرگ است. من و تو به عنوان یک انسان فقط کافی است که بخواهیم ، خود قانون جذب زمین و زمان و دل ها را دگرگون می سازد تا آنچه ما خواسته ایم محقق گردد. به همین سادگی.

 





نوع مطلب : موفقیت، 
برچسب ها : قانون جذب، آموزش کسب و کار الکترونیک، مهارت در کسب و کار اینترنتی،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 26 خرداد 1395 :: نویسنده : پوریا ذاکری


( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   
لینکد این
آمار بازدید
آمار بازدید
درباره وبلاگ


با سلام خدمت تمامی کاربران محترم وبلاگ فروش و کسب و کار الکترونیک
ما در این وبلاگ تمامی سعی و همت خود را به کار گرفته و به جمع آوری مطالبی راجع به زندگی نامه مدیران موفق _ مهارت های زندگی _ مهارت هایی برای پیشرفت شغلی و...پرداخته ایم.
با امید اینکه مطالب این وبلاگ برای شما مفید واقع شود.

مدیر وبلاگ : پوریا ذاکری
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ابزار سئو

Meta Tag Analyzer